098-006-098-بينة

« Back to Glossary Index
پس از این توضیحات يقين است که هم کفران کنندگانِ اهل کتاب و هم مشرکانِ غیرِ اهل کتاب در آتش دوزخ همیشه خواهند ماند، زیرا آنان بدترین مخلوقات هستند (6)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ

ترجمه به فارسی (جمله‌ها جدا شده):

  1. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ کسانی که کفر ورزیده‌اند از اهل کتاب و مشرکان
  2. فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ در آتش جهنم جاویدان (ابدی) خواهند بود در آن
  3. أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ آنان همان بدترینِ مخلوقات‌اند

توضیح واژگان و عبارات هر جمله:

  1. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ
  • إِنَّ: حرف تاکید و تثبیت خبر؛ معمولاً معنی «آگاه باشید که/به راستی» دارد.
  • الَّذِينَ: ضمیر نسبی جمع مؤنث یا مذکر (در اینجا جمع مذكر) به معنی «کسانی که».
  • كَفَرُوا: مصدر ماضی از فعل «کَفَرَ» به معنی «کفر ورزیدن، ایمان نیاوردن، ترک ایمان یا انکار حق»؛ صرف سوم شخص جمع گذشته.
  • مِنْ: حرف اضافه به معنی «از میان/از».
  • أَهْلِ الْكِتَابِ: اصطلاح قرآنی به معنی «اهل کتاب»، معمولاً اشاره به یهودیان و مسیحیان و کسانی که کتاب آسمانی دارند؛ ترکیبِ «أَهْلِ» (اهلِ = مردمِ، اهلِ) + «الْكِتَابِ» (کتاب، کتاب آسمانی).
  • وَالْمُشْرِكِينَ: «وَ» حرف «و» عطف است؛ «الْمُشْرِكِينَ» جمع «مُشْرِك» به معنی کسانی که شریک برای خدا قرار می‌دهند — یعنی شرک‌ورزان یا بت‌پرستان؛ حالت منصوب به دلیل موقعیت نحوی در جمله.
  1. فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ
  • فِي: حرف جر به معنی «در».
  • نَارِ: اسم نَار در حالتِ مجرور با «فِي»، به معنی «آتش».
  • جَهَنَّمَ: اسم خاص جهنم؛ در ساختن عبارت به صورت «نارِ جهنم» توضیحِ نوع آتش است.
  • خَالِدِينَ: اسم فاعل/صفت حال جمع مردان به معنی «جاودان، ابدی، ماندگار»؛ در ساختار نقلی خبر از وضعیت دائمی در آن آتش است.
  • فِيهَا: ضمیر «در آن»؛ تأکید و تعیین مکان را مشخص می‌کند.
  • علامت وقف (ۚ) نشان‌دهنده پایان آیه است.

یادداشت نحوی/لغوی: «خَالِدِينَ فِيهَا» ترکیب وصفی است که حال یا نتیجه را بیان می‌کند؛ «خالدین» به صورت حال یا خبر ثانوی می‌آید و با «فيها» محل مشخص می‌شود.

  1. أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ
  • أُولَٰئِكَ: ضمیر اشاری جمع دور به معنی «آنان»، برای اشاره به گروه ذکرشده.
  • هُمْ: ضمیر تأکیدی باقی‌مانده که برای تأکید و ترکیبِ نحوی بین اشاره و خبر آمده است.
  • شَرُّ: مصدر یا صفت به معنی «بدترین/شرّ»؛ در ترکیب «شرّ الْبَرِيَّةِ» فرازِ اعلای بدی را نشان می‌دهد.
  • الْبَرِيَّةِ: «بَرِيَّة» به معنی «مخلوقات، آفریدگان»؛ «الـ» معرفه است. ترکیب «شَرُّ البریة» یعنی «بدترینِ مخلوقات».

نکات مفهومی و ترجمه‌ای:

  • «كفر» در متون قرآنی می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد: انکار حق، نپذیرفتن پیام الهی، یا مخالفت و نافرمانی. ترجمه عام «کفر ورزیدن» است اما باید توجه داشت زمینه آیه و مفسران تفسیرات تفصیلی‌تری درباره مصداق «اهل کتاب و مشرکین» دارند.
  • «خالدين فيها» بار معنایی ابدیت را می‌دهد؛ برخی مفسران درباره نوع ابدیت (تأدیب موقت یا ابدی) مباحث تفسیری دارند، اما لفظ آیه ابدیت را می‌رساند.
  • «شرّ البریة» تعبیر شدیدی است که شأن ذاتیِ عمل و عاقبتِ آنان را نشان می‌دهد.

شَرُّ الْبَرِيَّةِ

معنی و شرح کلی

  • عبارت «شَرُّ الْبَرِيَّةِ» به زبان عربی ترکیبی است از دو واژه: «شَرّ» به معنی بدی، زیان، شرّ و نیکی‌نبودن، و «البریّة» که جمع یا اشاره به مخلوقات، آفریده‌ها، یا نوع بشر/موجودات دنیاست. ترکیب کامل معمولاً به معنای «بدترینِ مخلوقات»، «شرِّ آفریده‌ها» یا «شرِّ نوع بشر» به‌کار می‌رود؛ یعنی کسی یا چیزی که بدی، ضرر، فساد یا شرّ او در میان موجودات یا میان انسان‌ها برجسته است.
  • بسته به زمینه می‌تواند کاربرد کلی‌تری هم داشته باشد: اشاره به شخص یا گروهی که منشاء شرّ و فساد در میان مردم یا مخلوقات‌اند، یا اشاره‌ی نمادین به قوت یا شرّ افراطی که همه را متاثر می‌کند.

معناهای مفصل‌تر و زمینه‌های کاربرد

  1. معنای لغوی:
    • شَرّ: هر آنچه بد، زیان‌آور، مضر، فاسد یا مخرّب است.
    • البریّة: معمولاً به معنی «مخلوقات»، «آفریده‌ها»، «نوع بشر» یا «جهان مخلوقات» به‌کار می‌رود.
    • ترکیب: «بد/شرِّ مخلوقات» یا «بدترینِ مخلوقات».
  2. معنای توصیفی (برای اشاره به افراد):
    • صفت تعبیری برای کسی که به‌طور برجسته و آشکار شرّ می‌آفریند؛ مثل کسی که ظلم، فساد، قتل، تباهی یا فریب در سطح گسترده مرتکب می‌شود.
    • در ادبیات و بیان‌های قوی، می‌تواند برای مستبدان، جنایت‌کاران، یا دشمنان بشریت به‌کار رود.
  3. معنای نمادین و اخلاقی:
    • اشاره به ویژگی‌ها و رفتارهای اخلاقی بسیار منفی که برای جامعه مضر است؛ مانند ریا، خیانت، زنا، رشوه‌خواری، فساد مالی، و رفتارهای ضدانسانی.
    • ممکن است به نیرویی فراشخصی یا نیروهای شیطانی نیز اشاره کند، بسته به متن دینی یا ادبی.
  4. معنای قرآنی/روایی (اگر در متن‌های دینی آمده باشد):
    • اگر مشابهات یا عبارات نزدیک در قرآن، حدیث یا تفسیرها دیده شود، معمولاً دلالت بر کسان یا نیروهایی دارد که سبب گمراهی، فساد یا ستم گسترده می‌شوند. (توجه: عبارت دقیق «شَرُّ الْبَرِيَّةِ» ممکن است در متون کلاسیک به‌صورت صریح و مستقل متواتر نباشد؛ اما مشابه‌سازی با عبارات «شَرُّ النّاس» یا «شرّ الخلائق» در متون وجود دارد.)

کاربرد در زبان عربی

  • در سخنرانی‌ها و بیان‌های ادبی: برای توصیف منفی مطلق از فرد یا گروهی که شرّ گسترده دارند.
  • در گفتگوهای روزمره: کمتر به‌کار می‌رود مگر در مواردی که گوینده بخواهد بر شدت بدی تأکید کند.
  • در متون دینی و اخلاقی: ممکن است برای هشدار دادن نسبت به کسانی که موجب فساد اجتماعی یا ضلالت می‌شوند، مورد استفاده قرار گیرد.
  • مثال‌های تخیلی از کاربرد (ترجمه به فارسی برای نشان دادن کاربرد):
    • «هو شرّ البریّة» = او بدترین مخلوقات است (استفاده‌ای قوی و نکوهش‌آمیز).
    • «یجلب الشرّ علی البریّة» = او شرّ را بر سر مخلوقات می‌آورد.

اطلاعات اَسطُر و اشتقاق (اتویمولوژی)

  • «شَرّ»:
    • ریشه در سه‌حرفی عربی «ش-ر-ر» (ش ر ر) دارد که در معنای بد و شرّ به‌کار می‌رود. از این ریشه مشتقات زیادی ساخته شده‌اند مانند «شرّ، یَشرّ، شَرَّ، مُشرِّر، شَرٌّ» و غیره.
    • در صرف عربی، «شَرّ» اسم مصدر یا اسم حالتی برای مفهوم منفی است.
  • «البریّة»:
    • از ریشه «ب-ر-أ» یا «بَرّ» در صورتی که مقصود «بَرّ» (خیر) نباشد؛ اما معمول‌ترین منشأ «بَرِیّة» (بَرِیَّة) مشتق از «بَرّ» نیست بلکه شکل‌واژه‌ای از «بَرِیَّة / بریّة» به معنی «مخلوقات، آفریده‌ها» است. در کلاسیک عربی کلمه «بریّة» (بِرّیه/بَرِیَّة) برای اشاره به موجودات یا خلق استفاده شده است.
    • برخی منابع «بریّة» را معادل «خَلق» یا «مخلوقات» ذکر کرده‌اند؛ همچنین «بَرِیّة» در متون قدیمی به‌معنای «جهان مخلوقات» یا «نوع بشر» به‌کار می‌رفته است.
  • ترکیب نحوی:
    • «شَرُّ الْبَرِيَّةِ» ساختی از «شَرّ» به‌صورت مضاف و «البریّة» به‌صورت مضاف‌الیه است؛ یعنی «شرِّ مخلوقات».

هم خانواده‌ها و مشتقات مرتبط

  • مشتقات از «شَرّ»: شَرَارَة، اِشْرار، شِرّی، مَشرّ، شُرور (جمع شَرّ به شکل شُرور برای حالات مختلف)
  • مشتقات از «بَرِیّة»/«بَریّة»: بَریّة و اِبْریّة در متون کلاسیک به‌ندرت به‌صورت مشتق‌های متعدد ظاهر می‌شوند؛ بیشترین هم‌نشینی «خَلْق» یا «بَریّة» برای مخلوقات است.

مترادف‌ها (Synonyme) در عربی و معادل فارسی

  • عربی (مترادف‌هایی که بار معنایی «بدترین مخلوقات» یا «شرّ گسترده» داشته باشند):
    • شَرُّ النّاسِ (بدترین مردم)
    • شرُّ الخَلائِقِ / شَرُّ الْخَلْقِ (شرّ مخلوقات)
    • أَشَرُّ النّاسِ (بدترینِ مردم؛ صفت برتر برای اشاره به شدت)
    • فَاسِدُو الخَلْقِ (مفسدانِ مخلوقات)
    • مُسْتَبِدّونَ / مُجْرِمُونَ (بسته به زمینه)
  • فارسی (مترادف معنایی):
    • بدترین مخلوقات
    • بزرگ‌ترین مصیبت برای مخلوقات
    • سرچشمهٔ شرّ برای انسان‌ها/مخلوقات
    • سلب‌کنندهٔ آسایش خلق

متضادها (Antonyme) در عربی و معادل فارسی

  • عربی:
    • خَیْرُ الْبَرِیَّةِ / خَیْرُ النّاسِ (بهترینِ مخلوقات / بهترینِ مردم)
    • نِعْمَةُ البَرِیَّةِ (نعمتِ مخلوقات — کمتر مرسوم)
    • صالحو الخَلْق / أَخْیارُ النّاسِ (نیکانِ مردم)
  • فارسی:
    • بهترینِ مخلوقات
    • نیک‌ترین مردم
    • مایهٔ خیر برای مردم/مخلوقات

نکات بلاغی و ادبی

  • استفاده از عبارت دارای وزن عاطفی و بلاغی قوی است و عمدتاً برای نکوهش شدید به‌کار می‌رود؛ بنابراین در متون رسمی یا بی‌طرف کمتر دیده می‌شود مگر در نقل قول‌های عاطفی یا مذهبی.
  • می‌تواند نقش تأکیدی یا تشدیدی داشته باشد؛ یعنی نه‌فقط «بد» بودن، بلکه «بدترین» یا «سرچشمهٔ شرّ» بودن را می‌رساند.
  • در ترجمه‌های فارسی باید دقت کرد که لحن و شدت عبارت حفظ شود؛ «شرِّ بشر» یا «بدترینِ مخلوقات» معادل‌هایی نزدیک‌اند.

خلاصهٔ کوتاه (برای مرور سریع)

  • «شَرُّ الْبَرِيَّةِ» = «بدترینِ مخلوقات» یا «شرِّ مخلوقات»؛ اشاره به کسی یا چیزی که منشأ شرّ و فساد برای دیگران است.
  • زمینه: ادبی، اخلاقی، دینی؛ بار معنایی بسیار منفی و قوی.
  • مترادف‌ها: شَرُّ النّاس، شرُّ الخلق؛ متضاد: خَیْرُ البریّة، خَیْرُ النّاس.
  • ریشه: «شَرّ» از ریشهٔ ش-ر-ر؛ «بَرِیّة» به معنی مخلوقات/خلق در متون عربی کلاسیک.
Nach oben scrollen