065-004-097-طلاق

« Back to Glossary Index
و آن زنانی که همسر شما مسلمانان بودند و از دیدن حیض مایوس شدند اگر شما شکی داشتید که عده ایشان چقدر است، عده آنان سه ماه تمام خواهد بود و این درباره آن زنانی که هنوز حیض نشده اند نیز میباشد (این قانون هم درباره زنی است که از پیری حیض نمی بیند و هم زنی که جوان است و هنوز حیض ندیده و یا زنی که اصلا حیض نمیبیند و یا بسیار نامرتب حیض میبیند) و اما زنانی که حامله هستند انتهای عده ایشان زمانی است که بزایند (بدیهی است که این حكم الله در مورد زنانی است که پس از تمام شدن عده ای که در بالا ذکر شد و قانون اصلی است، باز هم حامله باشند و هنوز هم باید صبر کنند تا بزایند و الا خلاف عدالت است زنی که حامله بود و از زمان تصمیم متصدیان مربوطه به طلاق تا زمان وضع حملش یکهفته گذشت این یک هفته زمان عده او باشد و بتوان حكم نهائی طلاق را برای او صادر کرد و زنی را که بواسطه بچه داشتن بیشتر باید مورد محبت قرار گیرد زودتر از زنی که بچه ندارد از خانه شوهر اخراج کرد با این حسابها و تذکرات ممکن است عده زنی که چند روز قبل از تصمیم به طلاق حامله شده تا نزدیک به نه ماه به طول انجامد و هیچ زنی ممکن نیست از  سه ماه مدت عده اش برای حکم نهائی طلاق کمتر باشد) آری هر کس از الله بترسد، الله برای او از طریق فرمان خودش کارهای او را آسان میگرداند (بدیهی است که ترس از الله ترس از عدم اجرای دستورات دینى الله است و هر فرد و جامعه ای که از قوانین دینی الله پیروی نکند، کم و بیش دچار مشکلاتی اجتماعی خواهد شد. چنان که امروزه می بینیم تمام جوامع بشری دچار چنین مشکلاتی کم و بیش شده اند و از مشکلات دنیائی بدتر، مشکلات پس از مرگ انسانها است که برای روح انسان پیش خواهد آمد و حال آنکه اطاعت کننده دستورات الله علاوه بر استفاده از تسهیلات قانونی الله روی توکلی که بر الله دارد بعضی از مشکلاتش معجزه آسا برطرف میگردد) (4)

وَاللّائي يَئِسْنَ مِنَ المَحيضِ مِن نِسائِكُمْ إِنِ ارتَبتُم فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشهُرٍ ۖ وَاللّائي لَمْ يَحِضْنَ ۚ وَأُولَاتُ الأَحمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مِنْ أَمرِهِ يُسْرًا


ترجمهٔ فارسی: و آنان که از حیض نومید شده‌اند — از زنان شما — اگر در این (مسئله) شک کردید — پس عدهٔ آن‌ها سه ماه است؛ و آنان که حیض ندیده‌اند؛ و زنانِ باردار مدت آن‌ها تا آن است که بارداری خود را به پایان برند؛ و هر کس خدا را بپرهیزد، خدا برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد.


جمله 1: وَاللّائي يَئِسْنَ مِنَ المَحيضِ مِن نِسائِكُمْ

ترجمه فارسی: و آنان که از حیض نومید شده‌اند از زنان شما

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • و (حرف عطف): ریشه: — ; معنی: و
  • الّلاتي (اسم موصول مؤنث جمع): ریشه: ل-أ-ت یا از ماده «الَّذِي» صرفی‌شده به مؤنث جمع؛ معنی: کسانی که (مؤنث جمع)
    • نقش گرامری: مبتدأ (یا مفعول depending on sentence) در ساختار جمله؛ در اینجا مضاف‌الیه توضیحی برای «از زنان شما»
  • يَئِسْنَ (فعل ماضٍ/یا فعل مضارع به صورت مجزوم؟): ریشه: ي-أ-س (یأس)؛ به‌صورت «یئسن» در متن قرآنی: معنی: ناامید شده‌اند/یأسیده‌اند
    • نقش گرامری: فعل ماضی مرکب به صورت «یَئِسْنَ» (جمع مؤنث)؛ فاعل ضمیر مستتر «هنّ»
  • مِنَ (حرف جر): ریشه: — ; معنی: از
  • المَحيضِ (اسم مجرور): ریشه: ح-ي-ض؛ معنی: حیض
    • نقش گرامری: مضاف‌الیه بعد از «من»
  • مِن (حرف جر/یا حرف اضافه برای نسبت): در اینجا «مِن نِسائِكُمْ» یعنی «از زنان شما»
  • نِسائِكُمْ (اسم، جمع مؤنث): ریشه: ن-س-أ (نسو)؛ معنی: زنان شما
    • نقش گرامری: مضاف‌الیه، ضمیر ملکی «كم» متصل به اسم

جمله 2: إِنِ ارتَبتُم فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشهُرٍ

ترجمه فارسی: اگر شک کردید؛ پس عدهٔ آن‌ها سه ماه است.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • إنْ (حرف شرط): ریشه: — ; معنی: اگر
  • ارتَبتُم (فعل ماضٍ / فعل مضارع مجزوم؟): ریشه: ر-ب-ط (ربط)؛ شکل: ارتَبَتُمْ یا ارتَبتُم به‌معنی شک کردید
    • نقش گرامری: فعل ماضٍ (یا فعل مضارع مطابق با معنی) مخاطب جمع مذکر/مخاطبان؛ فاعل ضمیر «أنتم»
  • فَ (حرف عطف/عطف نتیجہ): معنی: پس/آنگاه
  • عِدَّتُهُنَّ (مبتدأ/اسم): ریشه: ع-د-د؛ معنی: عدهٔ آنها
    • نقش گرامری: مبتدأ خبر فاعل؛ «هنّ» ضمیر متصل به «عدّة»
  • ثَلاثَةُ (عدد): ریشه: ث-ل-ث؛ معنی: سه
    • نقش گرامری: خبر (یا نعت) برای عِدَّةُ؛ وضع وفق قواعد عدد عربی: «ثلاثةُ أشهرٍ»
  • أَشهُرٍ (اسم): ریشه: ش-ه-ر؛ جمع شهر = أشهر؛ معنی: ماه‌ها
    • نقش گرامری: تابع برای عدد؛ حال یا مضاف‌الیه بسته به ساختار؛ درآیه «ثَلاثَةُ أَشهُرٍ» خبر حالت مرفوعه با «ثلاثة» به‌عنوان خبر مصرّف

توضیح نحوی کوتاه: «عدّتهنّ ثلاثة أشهر» ساختار مبتدأ-خبر (عدّتهنّ مبتدأ، ثلاثة أشهر خبر).


جمله 3: وَاللّائي لَم يَحِضْنَ

ترجمه فارسی: و آنان که حیض نداشته‌اند

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • و (حرف عطف): و
  • الّلاتي (اسم موصول مؤنث جمع): ریشه: همان‌طور که قبل ذکر شد؛ معنی: کسانی که (مؤنث جمع)
    • نقش: مفعول/نهاد بخش از عبارت معطوف
  • لَم (حرف نفي ماضي): ریشه: — ; معنی: نه (برای نفی ماضی یا منع وقوع)
  • يَحِضْنَ (فعل مضارع مجزوم یا ماضی منفی؟): ریشه: ح-ي-ض؛ معنی: حیض می‌آید (حیض دیدن)
    • نقش گرامری: فعل مضارع مجزوم به‌واسطه «لم» بر مصدر معنوی؛ همراه با ضمیر «هنّ»

جمله 4: وَأُولَاتُ الأَحمالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَملَهُنَّ

ترجمه فارسی: و زنانِ باردار مدت آن‌ها تا آن است که بارداری خود را به پایان برند.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • و (حرف عطف): و
  • أُولَاتُ (اسم مؤنث جمع مبالغه/فاعل): ریشه: أ-و-ل یا از «أولى»؛ معنی: صاحبانِ/دارندگانِ
    • نقش گرامری: مبتدأ
  • الأَحمالِ (مضاف‌الیه، جمع حِمْل): ریشه: ح-م-ل؛ معنی: حاملگی‌ها، بارها؛ به‌معنی «بار» یا «حاملگی» در اینجا
    • نقش: مضاف‌الیه برای أُولَاتُ -> «دارندگانِ حاملگی» = زنان باردار
  • أَجَلُهُنَّ (مبتدأ یا خبر): ریشه: أ-ج-ل؛ معنی: مدت/مهلت آنها
    • نقش گرامری: مبتدأ یا خبر (در ترکیب «أجلُهنّ أن…» = مدت آن‌ها این است که)
  • أَن (حرف مصدر): ریشه: — ; معنی: این که/تا اینکه (مصدر ساز)
  • يَضَعْنَ (فعل مضارع مجزوم): ریشه: و-ض-ع یا ض-ع-ع؟ (ضع)؛ معنی: وضع کنند/زادند — در اینجا به معنی زاییدن/به دنیا آوردن/ولادت
    • نقش گرامری: فعل ناسخ با «أن» که خبر «أجلُهنّ» را توضیح می‌دهد؛ ضمیر «هنّ» فاعل فعل
  • حَملَهُنَّ (مفعول مستقیم): ریشه: ح-م-ل؛ معنی: بارداریِ آن‌ها/بارِ آن‌ها
    • نقش گرامری: مفعول برای یَضَعْنَ؛ ضمیر «هنّ» متصل به اسم برای مالکیت

توضیح نحوی کوتاه: «أجلُهن أن یضعن حملهنّ» = مدتشان این است که حمل را به دنیا آورند (تا وضع حمل کنند).


جمله 5: وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مِن أَمرِهِ يُسرًا

ترجمه فارسی: و هر کس خدا را بپرهیزد، خدا برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد.

نقش‌های گرامری، ریشه و معانی واژه‌ها:

  • و (حرف عطف): و
  • مَن (اسم موصول/شرط): ریشه: — ; معنی: هر که/هر کس
    • نقش گرامری: مبتدأ جمله شرطیه
  • يَتَّقِ (فعل مضارع): ریشه: و-ق-ي یا ت-ق-و؟ (تقوى)؛ شکل مصدر: اتقى، فعل مضارع از وَقَى به معنی پرهیز کردن؛ معنی: پرهیز کند/تقوا پیشه کند
    • نقش گرامری: فعل شرط
  • اللَّهَ (مفعول به‌واسطه يَتَّقِ): ریشه: — ; معنی: خدا
    • نقش: مفعول برای يَتَّقِ
  • يَجْعَلُ (فعل مضارع): ریشه: ج-ع-ل؛ معنی: قرار می‌دهد/می‌سازد/می‌گذارد
    • نقش گرامری: فعل جواب شرط (جواب شرطیه)
  • لَهُ (جارومجرور یا ضمیر مفعولی): لِ (حرف جر) + هُ (ضمیر): معنی: برای او
    • نقش: مفعول یا متمم
  • مِن (حرف جر): از/در میان
  • أَمرِهِ (اسم): ریشه: أ-م-ر؛ معنی: امر او/کار او
    • نقش گرامری: مضاف‌الیه بعد از «من»
  • يُسرًا (اسم منصوب یا حال/نعت): ریشه: ي-س-ر؛ معنی: آسانی
    • نقش گرامری: خبر یا مفعول مطلق برای یجعل؛ در اینجا مفعول ثبوتی (مفعول مطلق) یا حال منصوب که بیان می‌کند چه چیزی برای او قرار می‌دهد: «یَجْعَل لَهُ … يُسْرًا» = برای او آسانی قرار می‌دهد.
Nach oben scrollen