059-011-096-حشر

« Back to Glossary Index
آیا ندیدی آن کسانیکه راه دوروئی را رفته اند به برادران کفران کننده خود که از اهل کتاب بودند گفتند، اگر شما را مسلمانان اخراج بلد کنند، ما نیز با شما خارج خواهیم شد و درباره شما، هرگز از کسی اطاعت نمی کنیم و اگر با شما جنگ کنند، حتما شما را یاری خواهیم داد؟ الله گواهی میدهد که این دورویان دروغ میگویند (۱۱)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَلنَّنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند، به برادران خود که از اهل کتاب کافر شدند می‌گویند: «اگر شما (از شهر) بیرون رانده شوید، حتماً ما هم با شما بیرون می‌آییم و هرگز دربارة شما از هیچ‌کس فرمان نخواهیم برد، و اگر با شما جنگ شود، قطعاً شما را یاری خواهیم کرد.» و خدا گواهی می‌دهد که آنان دروغ‌گویانند.


  1. أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا

ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که نفاق ورزیدند؟

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • أَلَمْ: «أَ» حرف استفهام، «لَمْ» حرف نفی و جزم (نفی در گذشته؛ معنای سرزنش‌گونه: مگر ندیدی؟)
  • تَرَ: فعل مضارع مجزوم به «لم»، اصل آن «تَرَى»، ریشه «ر أ ي» به‌معنای دیدن، خطاب به پیامبر
  • إِلَى: حرف جر، به‌معنای «به / سوی»
  • الَّذِينَ: اسم موصول جمع مذکر، به‌معنای «کسانی که»
  • نَافَقُوا: فعل ماضی، فاعل: واو جماعت، ریشه «ن ف ق»، باب مفاعله، به‌معنای نفاق ورزیدند / دورویی کردند

  1. يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ

ترجمه: به برادران خود، آن کسانی که از اهل کتاب کافر شدند، می‌گویند:

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • يَقُولُونَ: فعل مضارع مرفوع، فاعل: واو جماعت، ریشه «ق و ل»، به‌معنای «می‌گویند»
  • لِإِخْوَانِهِمُ: «لِـ» حرف جر (برای/به)، «إِخْوَانِ» اسم مجرور، جمع «أَخ»، ریشه «أ خ و»، به‌معنای برادران، «هِم» ضمیر متصل (شان، آنان)
  • الَّذِينَ: اسم موصول، جمع، «کسانی که»
  • كَفَرُوا: فعل ماضی، فاعل: واو جماعت، ریشه «ك ف ر»، به‌معنای کفر ورزیدند / منکر شدند
  • مِنْ: حرف جر، به‌معنای «از» (بیان منشأ و دسته)
  • أَهْلِ: اسم مجرور، ریشه «أ ه ل»، به‌معنای اهل، گروه
  • الْكِتَابِ: مضافٌ‌إلیه مجرور، ریشه «ك ت ب»، در این‌جا یعنی «کتاب آسمانی»؛ مراد: اهل تورات و انجیل

  1. لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ

ترجمه: اگر (از شهر یا سرزمین خود) بیرون رانده شوید، حتماً ما هم همراه شما بیرون خواهیم آمد.

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • لَئِنْ: «لَـ» لام موطئه‌ی قسم (تأکید)، «إِنْ» حرف شرط جازم، معنای «اگر»
  • أُخْرِجْتُمْ: فعل ماضی مجهول، ریشه «خ ر ج»، به‌معنای بیرون رانده شدید / خارج گردانده شوید، «تُمْ» ضمیر فاعلی (شما) در ساخت مجهول
  • لَنَخْرُجَنَّ: «لَـ» لام جواب قسم/شرط برای تأکید، «نَخْرُجُ» فعل مضارع مرفوع، ریشه «خ ر ج» به‌معنای بیرون می‌آییم، «نَّ» نون تأکید ثقیله (حتماً)
  • مَعَكُمْ: «مَعَ» ظرف (اسم) به‌معنای «با / همراه»، «كُمْ» ضمیر متصل (شما)

  1. وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا

ترجمه: و هرگز درباره شما از هیچ‌کس فرمان نخواهیم برد.

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و)
  • لَا: حرف نفی مضارع، به‌معنای «نمی…»
  • نُطِيعُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ط و ع» (اطاعت کردن)، «ما فرمان می‌بریم / اطاعت می‌کنیم»
  • فِيكُمْ: «فِي» حرف جر، به‌معنای «در / در باره»، «كُمْ» ضمیر متصل (شما)، یعنی «در مورد شما / درباره شما»
  • أَحَدًا: اسم نکره منصوب، در سیاق نفی به‌معنای «هیچ‌کس» (مفعول بهِ «نطيع» یا مفعول ثانی به‌اعتبار)
  • أَبَدًا: ظرف زمان منصوب، به‌معنای «هرگز / ابداً»

  1. وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ

ترجمه: و اگر (با دشمن) با شما جنگ شود، حتماً شما را یاری خواهیم کرد.

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • إِنْ: حرف شرط جازم، به‌معنای «اگر»
  • قُوتِلْتُمْ: فعل ماضی مجهول، ریشه «ق ت ل»، باب مفاعله (قاتلَ – يقاتِلُ) و در مجهول «قُوتِلَ»، یعنی «با شما جنگ شد / مورد جنگ قرار گرفتید»، «تُمْ» ضمیر فاعلی در ساخت مجهول (شما)
  • لَنَنْصُرَنَّكُمْ: «لَـ» لام جواب قسم/شرط (تأکید)، «نَنْصُرُ» فعل مضارع، ریشه «ن ص ر»، به‌معنای یاری می‌دهیم، «نَّ» نون تأکید ثقیله، «كُمْ» ضمیر مفعولی (شما)؛ یعنی «حتماً شما را یاری خواهیم کرد»

  1. وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ

ترجمه: و خدا گواهی می‌دهد که آنان قطعاً دروغ‌گویانند.

– نقش و ریشه و معنای واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع، ریشه «أ ل ه»
  • يَشْهَدُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه «ش ه د»، به‌معنای گواهی می‌دهد / شهادت می‌دهد
  • إِنَّهُمْ: «إِنَّ» حرف توکید و نصب (به‌معنای «همانا / قطعاً»)، «هُمْ» ضمیر منفصل، اسم «إنَّ» (آنان)
  • لَكَاذِبُونَ: «لَـ» لام ابتداء و تأکید، «كَاذِبُونَ» خبر «إنَّ»، جمع مذکر سالم، ریشه «ك ذ ب»، به‌معنای دروغ‌گویان؛ ساختار جمله: «إن + لَ» تأکید دوگانه بر دروغ‌گو بودن آنان
Nach oben scrollen