003-156-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کفران‌کنندگان این راهنمایی‌ها نباشید؛ آنان هنگامیکه هم‌عقیده‌هایشان به مسافرت یا جنگ می‌رفتند، درباره آنان می‌گفتند: «اگر اینان نزد ما در خانه خود بودند، نه می‌مردند و نه کشته می‌شدند.» این حالت در آنان از آن‌روست که الله در دل‌هایشان این طرز خیال را وسیله اندوه قرار دهد. و الله است که زنده می‌کند و می‌میراند و الله به آنچه می‌کنید بیناست.
(انسان هر چه خودخواه‌تر و ترسوتر و بی‌ایمان‌تر به موضوعات عالی باشد، تصور می‌کند کارهای سخت باعث خطر و مرگ و کشته شدن می‌شود و لذا زنان بیشتر از مردان از رفتن خویشاوندانشان به جنگ و سفر ناراحت می‌شوند. و چون نمی‌شود خویشانِ آنان به سفر یا جنگ نروند، همین باعث ناراحتی خویشانِ ترسوی ایشان می‌شود. و تربیت‌شدگان اسلامی که زندگی و ترقی را در انجام کارهای سخت، مسافرت و جنگ می‌بینند، از خطر مرگ و کشته شدن در راه ترقی جامعه و پیشرفت دین نمی‌هراسند.) (156)
  • يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید

    • يا: حرف ندا، معنا: ای، ریشه: —، وزن/باب: —
    • أَيُّها: مرکّب نِدایی (أَيُّ + ها)، معنا: ای، ریشه: أ-ي-ي، وزن: —، باب: —
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع، معنا: کسانی که، ریشه: ل-ذ-ي، وزن: الَّذی (موصول)، باب: —
    • آمَنوا: فعل ماضی جمع، معنا: ایمان آوردند، ریشه: أ-م-ن، وزن: أَفْعَلُوا، باب: أفعل (الإيمان)
  • لا تَكونوا كَالَّذينَ كَفَروا
    مانند کسانی که کافر شدند نباشید

    • لا: حرف نهی، معنا: نه/مبادا، ریشه: —، وزن/باب: —
    • تَكونوا: فعل مضارع مجزوم جمع، معنا: نباشید، ریشه: ك-و-ن، وزن: تَفْعُلوا، باب: كان يكون
    • كَ: حرف تشبیه، معنا: مانند/چون، ریشه: —، وزن/باب: —
    • الَّذينَ: اسم موصول جمع، معنا: کسانی که، ریشه: ل-ذ-ي، وزن: الَّذی (موصول)، باب: —
    • كَفَروا: فعل ماضی جمع، معنا: کافر شدند، ریشه: ك-ف-ر، وزن: فَعَلوا، باب: فَعَل
  • وَقالوا لِإِخوانِهِم إِذا ضَرَبوا فِي الأَرضِ أَو كانوا غُزًّى
    و به برادران خود گفتند وقتی در زمین سفر می‌کردند یا در حال جنگ بودند

    • وَ: حرف عطف، معنا: و، ریشه: —، وزن/باب: —
    • قالوا: فعل ماضی جمع، معنا: گفتند، ریشه: ق-و-ل، وزن: فَعَلوا، باب: قال يقول
    • لِـ: حرف جر، معنا: به/برای، ریشه: —، وزن/باب: —
    • إِخوانِهِم: اسم جمع مضاف + ضمیر، معنا: برادرانشان، ریشه: أ-خ-و، وزن: إِفْعال (إِخْوان)، باب: —
    • إِذا: ظرف زمان، معنا: هنگامی که، ریشه: —، وزن/باب: —
    • ضَرَبوا: فعل ماضی جمع، معنا: رفتند/سفر کردند، ریشه: ض-ر-ب، وزن: فَعَلوا، باب: فَعَل
    • فِي: حرف جر، معنا: در، ریشه: —، وزن/باب: —
    • الأَرضِ: اسم، معنا: زمین، ریشه: أ-ر-ض، وزن: أَفْعُل (اسم جامد)، باب: —
    • أَو: حرف عطف، معنا: یا، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كانوا: فعل ماضی ناقص جمع، معنا: بودند، ریشه: ك-و-ن، وزن: فَعَلوا (كانوا)، باب: كان يكون
    • غُزًّى: جمع «غازٍ»، معنا: جنگاوران/سپاهیان در غزو، ریشه: غ-ز-و، وزن: فُعَّل (جمع)، باب: —
  • لَو كانوا عِندَنا ما ماتوا وَما قُتِلوا
    اگر نزد ما بودند نه می‌مردند و نه کشته می‌شدند

    • لَو: حرف شرط غیرواقعی، معنا: اگر (فرضی)، ریشه: —، وزن/باب: —
    • كانوا: فعل ماضی ناقص جمع، معنا: بودند، ریشه: ك-و-ن، وزن: فَعَلوا (كانوا)، باب: كان يكون
    • عِندَنا: ظرف مکان + ضمیر، معنا: نزدِ ما، ریشه: ع-ن-د، وزن: فِعْل (عِند)، باب: —
    • ما: حرف نفی، معنا: نه/نفی، ریشه: —، وزن/باب: —
    • ماتوا: فعل ماضی جمع، معنا: مُردند، ریشه: م-و-ت، وزن: فَعَلوا، باب: مات يموت
    • وَ: حرف عطف، معنا: و، ریشه: —، وزن/باب: —
    • ما: حرف نفی، معنا: نه، ریشه: —، وزن/باب: —
    • قُتِلوا: فعل ماضی مجهول جمع، معنا: کشته شدند، ریشه: ق-ت-ل، وزن: فُعِلوا، باب: فَعَل (مجهول)
  • لِيَجعَلَ اللَّهُ ذٰلِكَ حَسرَةً في قُلوبِهِم
    تا خدا آن را حسرتی در دل‌هایشان قرار دهد

    • لِـ: لام تعلیل، معنا: تا/برای اینکه، ریشه: —، وزن/باب: —
    • يَجعَلَ: فعل مضارع منصوب، معنا: قرار دهد، ریشه: ج-ع-ل، وزن: يَفْعَلَ، باب: فَعَل
    • اللَّهُ: اسم جلاله، معنا: خدا، ریشه: أ-ل-ه (برخی اقوال)، وزن: —، باب: —
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره، معنا: آن، ریشه: —، وزن/باب: —
    • حَسرَةً: اسم منصوب، معنا: حسرت، ریشه: ح-س-ر، وزن: فَعْلَة، باب: —
    • في: حرف جر، معنا: در، ریشه: —، وزن/باب: —
    • قُلوبِهِم: اسم جمع مضاف + ضمیر، معنا: دل‌هایشان، ریشه: ق-ل-ب، وزن: فُعول (قُلوب)، باب: —
  • وَاللَّهُ يُحيي وَيُميتُ
    و خدا زنده می‌کند و می‌میراند

    • وَ: حرف عطف، معنا: و، ریشه: —، وزن/باب: —
    • اللَّهُ: اسم جلاله، معنا: خدا، ریشه: أ-ل-ه، وزن: —، باب: —
    • يُحيي: فعل مضارع، معنا: زنده می‌کند، ریشه: ح-ي-ي، وزن: يُفْعِل (أَحْيا يُحْيي)، باب: أفعل
    • وَ: حرف عطف، معنا: و، ریشه: —، وزن/باب: —
    • يُميتُ: فعل مضارع، معنا: می‌میراند، ریشه: م-و-ت، وزن: يُفْعِل، باب: أفعل
  • وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ
    و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست

    • وَ: حرف عطف، معنا: و، ریشه: —، وزن/باب: —
    • اللَّهُ: اسم جلاله، معنا: خدا، ریشه: أ-ل-ه، وزن: —، باب: —
    • بِـ: حرف جر، معنا: به، ریشه: —، وزن/باب: —
    • ما: اسم موصول/مصدرية، معنا: آنچه، ریشه: —، وزن/باب: —
    • تَعمَلونَ: فعل مضارع جمع، معنا: انجام می‌دهید، ریشه: ع-م-ل، وزن: تَفْعَلونَ، باب: فَعَل
    • بَصيرٌ: صفت مشبهه/اسم فاعل، معنا: بینا، ریشه: ب-ص-ر، وزن: فَعيل، باب: —

ترجمه کل آیه:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مانند کسانی که کافر شدند نباشید که درباره برادرانشان، هنگامی که به سفر می‌رفتند یا در غزو بیرون بودند، گفتند: اگر نزد ما بودند نه می‌مردند و نه کشته می‌شدند؛ تا خدا این را حسرتی در دل‌هایشان قرار دهد. و خدا زنده می‌کند و می‌میراند، و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

Nach oben scrollen