003-128-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
از کاری که در جنگ احد شد چیزی در اختیار تو نیست یا الله توبه كافران فوق را میپذیرد و یا عذابشان میکند و حقیقت این است که آنان ستم کننده اند (پیروزی معجزه آسای مسلمانان در جنگ بدر و غنیمت زیادی که بدست آوردند باعث شد که در جنگ احد بسیاری از مسلمانان کم ایمان و مال دوست در جنگ شرکت کنند و لذا پس از اینکه مسلمانان بخواست الله پیروز شدند و کافران فرار کردند مسلمانان دنیا خواه سرگرم جمع کردن بیشتر غنیمت شدند و از دستور رؤسای خود سرپیچی کردند و همین باعث شد برطبق اعلام خطر پیشگویی شده در سوره انفال آیه ۱۵ و ۱6 تا ۲۵ كافران از پشت سر آنان به آنان حمله کنند و از کم ایمانان عده ای کشته شوند و آنانکه باقی ماندند، زبان برعلیه دین اسلام دراز نمایند و ضمنا در این حادثه خالق عالم به آنان کمک غیبی نکرد تا مسلمانان بفهمند کثرت جمعیت در جنگها همیشه مفید نیست بلکه ایمان قوی و فداکاری مهمتر است و الله پشتیبان مؤمنان فداکار است و لذا وقتی کار شکست مسلمانان بجائی رسید که نزدیک بود خطر بزرگی نصیب پیغمبر اسلام و مؤمنان فداکار از مهاجران و انصار شود پس از اینکه روی پیشگوئی موجود در آیه ۲۵ از سوره انفال چند نفر از شجاعان بسیار فداکار و با ایمان مهاجر و انصار مانند سيد الشهدا حمزه عموی پیغمبر در قبل از شکست و عبدالله بن جبیر کشته شدند، خالق عالم کمک غیبی فرمود به این معنا که بدون علت ظاهری دیده شد کافران بجای تعقیب باقی مانده مسلمانان از جنگ دست کشیدند و با سرعت خود را بسوی مکه حرکت دادند باید دانست علت کشته شدن حمزه ضربه سختی بود که غلامی سیاه در گرما گرمِ اینکه حمزه مشغول حمله و کشتار شجاعانی از کافران بود با پرتاب آلتی برنده بسوی آن حضرت از مخفیگاهی انجام گرفت و حمزه در حالیکه آن غلام را که نامش وحشی بود تعقیب میکرد از آن ضربه کاری و زخمهای دیگری که از دیگران خورده بود افتاد و جان سپرد و وحشی که متوجه کشته شدن حمزه گردید بازگشت و بدون اینکه کسی بفهمد جگر او را برای هِنده همسر ابوسفیان برد تا او که از حمزه خشمگین بود خوشحال شود و بعد از فتح مکه این غلام از ترس جان خود به پیغمبر اسلام پناه آورد و مسلمان شد و مورد عفو پیغمبر قرار گرفت به شرط اینکه خود را به او نشان ندهد) (۱۲۸)
  • لَيسَ لَكَ مِنَ الأَمرِ شَيءٌ
    ترجمه: برای تو از کار (اختیار) چیزی نیست.

    • لَيسَ: فعل ناقص، به‌معنای «نیست»؛ ریشه: ليس (اختلافی در اصل ریشه، غالباً به‌صورت جامد پذیرفته می‌شود)؛ وزن: فعل ماضی جامد؛ باب: ندارد (فعل جامد).
    • لَكَ: جار و مجرور (لامِ اختصاص + ضمیر مخاطب مفرد مذکر)؛ معنا: «برای تو»؛ ریشه: لام حرفِ جر، کاف ضمیر؛ وزن/باب: ندارد.
    • مِنَ: حرفِ جر؛ معنا: «از» (برای تبعیض/ابتدا)؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • الأَمرِ: اسم مفرد؛ معنا: «کار/امر/اختیار»؛ ریشه: أ م ر؛ وزن: فَعْل (أَمْر)؛ باب: اسم جامد از ریشه ثلاثی.
    • شَيءٌ: اسم نکره؛ معنا: «چیزی»؛ ریشه: ش ي ء؛ وزن: فَعْل (شَيْء)؛ باب: اسم.
  • أَو يَتوبَ عَلَيهِم
    ترجمه: یا توبه را بر آنان بپذیرد.

    • أَو: حرف عطف؛ معنا: «یا»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • يَتوبَ: فعل مضارع منصوب (به‌سبب «أو» در سیاق تخییر/إضراب پس از «لیس» و تقدیر «یکون» یا در عطف به محذوف)؛ معنا: «توبه می‌پذیرد/بازمی‌گردد»؛ ریشه: ت و ب؛ وزن: يَفْعُل (يَتوب)؛ باب: ثلاثی مجرد (باب فَعَلَ-يَفْعُل).
    • عَلَيهِم: جار و مجرور + ضمیر جمع؛ معنا: «بر آنان»؛ ریشه: على (حرف جر) + هم (ضمیر)؛ وزن/باب: ندارد.
  • أَو يُعَذِّبَهُم
    ترجمه: یا آنان را عذاب کند.

    • أَو: حرف عطف؛ معنا: «یا»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • يُعَذِّبَ: فعل مضارع منصوب؛ معنا: «عذاب کند»؛ ریشه: ع ذ ب؛ وزن: يُفَعِّل؛ باب: تفعیل (فعّل).
    • هُم: ضمیر مفعولی متصل؛ معنا: «آنان را»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
  • فَإِنَّهُم ظالِمونَ
    ترجمه: زیرا آنان ستمکارند.

    • فَ: حرف تفریع/سبب؛ معنا: «پس/زیرا»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • إِنَّ: حرف توکید و نصب؛ معنا: «همانا/قطعاً»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • هُم: ضمیر منفصل؛ معنا: «ایشان»؛ ریشه/وزن/باب: ندارد.
    • ظالِمونَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم؛ معنا: «ستمکاران»؛ ریشه: ظ ل م؛ وزن: فاعِل (مفرد: ظالِم)، جمع: ظالِمون؛ باب: اسم مشتق از ثلاثی مجرد.

ترجمه کل آیه: برای تو از کار (اختیار) چیزی نیست، یا توبه را بر آنان بپذیرد یا آنان را عذاب کند؛ زیرا آنان ستمکارند.

Nach oben scrollen