- لِيَقطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذينَ كَفَروا
- تا ببُرد بخشیای از کسانی که کافر شدند
- لِ: حرف جر/تعلیل، برایِ، ریشه ندارد، —
- يَقطَعَ: فعل مضارع منصوب، ببُرد/ببریَد، ریشه: ق-ط-ع، وزن: يَفعَل، باب: ثلاثی مجرد
- طَرَفًا: اسم منصوب (مفعولٌبه)، بخشی/گوشه/گروهی، ریشه: ط-ر-ف، وزن: فَعَل، —
- مِنَ: حرف جر، از، ریشه ندارد، —
- الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، کسانی که، ریشه: —، وزن: —، —
- كَفَروا: فعل ماضی جمع (واو جماعت)، کافر شدند/پوشاندند حق را، ریشه: ك-ف-ر، وزن: فَعَلوا، باب: ثلاثی مجرد
- أَو يَكبِتَهُم
- یا خوارشان کند/سرکوبشان کند
- أَو: حرف عطف، یا، ریشه ندارد، —
- يَكبِتَهُم: فعل مضارع منصوب با نون محذوف و ضمیر مفعولی، خوارشان کند، ریشه: ك-ب-ت، وزن: يَفعِل، باب: ثلاثی مجرد؛ ضمیر «هم»: ضمیر متصل مفعولی جمع، ایشانرا
- فَيَنقَلِبوا خائِبينَ
- پس باخته/ناامید برگردند
- فَ: حرف عطف/تفریع، پس، ریشه ندارد، —
- يَنقَلِبوا: فعل مضارع منصوب/مجزوم به سبب عطف بر منصوب سابق با واو جماعت، برگردند/دگرگون شوند، ریشه: ق-ل-ب، وزن: يَنفَعِل (انفعَل)، باب: انفعَال (مزید فیه)
- خائِبينَ: اسم/حال جمع مذکر سالم منصوب، نومید/زیاندیده، ریشه: خ-ي-ب، وزن: فاعِلین، —
ترجمه کل آیه: تا بخشی از کافران را نابود کند یا آنان را خوار سازد، پس ناامید و زیاندیده بازگردند. |