003-117-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
و چگونگی خرجهائی که به ظاهر برای کارهای خوب مورد پسند جامعه خودشان در این زندگی دنیا می کنند مانند بادی است تند و بسیار سرد که بر کشتزار قومی رسیده که بخود ستم کرده اند و آن باد عذابی بوده که کشت آنها را از بین برده و این کفران کنندگان نیز با تمام این کارهای خود دچار عذاب سختی میشوند و الله به ایشان ظلم نکرده بلکه خود هاشان به خود ستم کرده اند (۱۱۷)
  • مَثَلُ ما يُنفِقونَ في هٰذِهِ الحَياةِ الدُّنيا
    • ترجمه: نمونه و سرگذشتِ آنچه آنان در این زندگی دنیا خرج می‌کنند
    • مَثَلُ: اسم، معنی: نمونه/سرگذشت، ریشه: م-ث-ل، وزن: مَفَعَل (اسم جامد)، باب: —
    • ما: اسم موصول/اسم، معنی: آنچه، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • يُنفِقونَ: فعل مضارع مرفوع، معنی: خرج می‌کنند/انفاق می‌کنند، ریشه: ن-ف-ق، وزن: يُفعِلون، باب: إفعال (أَنفَقَ يُنفِقُ)
    • في: حرف جر، معنی: در، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • هٰذِهِ: اسم اشاره، معنی: این، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • الحَياةِ: اسم مجرور، معنی: زندگی، ریشه: ح-ي-ي، وزن: فِعالَة، باب: —
    • الدُّنيا: اسم صفت/علم بر جهان حاضر، معنی: دنیا/نزدیک‌تر، ریشه: د-ن-و، وزن: فُعلى، باب: —
  • كَمَثَلِ ريحٍ فيها صِرٌّ
    • ترجمه: مانند بادی که در آن سرمای سختی است
    • كَمَثَلِ: حرف تشبیه + اسم، معنی: همانند/مانند، ریشه: م-ث-ل، وزن: كَ + مَفَعَل، باب: —
    • ريحٍ: اسم مجرور نکره، معنی: باد، ریشه: ر-ي-ح، وزن: فِعل، باب: —
    • فيها: جار و مجرور، معنی: در آن، ریشه: ف-ي-ي (في) + ه (ضمیر)، وزن: —، باب: —
    • صِرٌّ: اسم مرفوع، معنی: سرما/یخ‌زدگی شدید، ریشه: ص-ر-ر، وزن: فِعّ (شدیدالتضعیف)، باب: —
  • أَصابَت حَرثَ قَومٍ ظَلَموا أَنفُسَهُم
    • ترجمه: که به کِشتِ مردمی که به خود ستم کردند، رسید
    • أَصابَت: فعل ماضی مؤنث، معنی: رسید/گرفت/آسیب زد، ریشه: ص-و-ب، وزن: أَفعَلَت، باب: إفعال
    • حَرثَ: اسم مفعول‌به منصوب، معنی: کِشت/زراعت، ریشه: ح-ر-ث، وزن: فَعْل، باب: —
    • قَومٍ: اسم مضاف‌إلیه مجرور، معنی: قوم/مردم، ریشه: ق-و-م، وزن: فَعل، باب: —
    • ظَلَموا: فعل ماضی جمع، معنی: ستم کردند، ریشه: ظ-ل-م، وزن: فَعَلوا، باب: ثلاثی مجرد
    • أَنفُسَهُم: مفعول‌به + ضمیر، معنی: خودشان، ریشه: ن-ف-س، وزن: أَفعُل (جمع)، باب: —
  • فَأَهلَكَتهُ
    • ترجمه: پس نابودش کرد
    • فَ: حرف عطف/تفریع، معنی: پس، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • أَهلَكَت: فعل ماضی مؤنث، معنی: نابود کرد، ریشه: ه-ل-ك، وزن: أَفعَلَت، باب: إفعال
    • هُ: ضمیر مفعولی، معنی: او/آن را (اشاره به حَرث), ریشه: —، وزن: —، باب: —
  • وَما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ
    • ترجمه: و خدا به آنان ستم نکرد
    • وَ: حرف عطف، معنی: و، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • ما: حرف نفی، معنی: نه/نکرد، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • ظَلَمَهُمُ: فعل ماضی + ضمیر، معنی: ستم کرد به ایشان، ریشه: ظ-ل-م، وزن: فَعَلَ + هُم، باب: ثلاثی مجرد
    • اللَّهُ: اسم جلاله مرفوع، معنی: خدا، ریشه: أ-ل-ه، وزن: فَعّال (تحلیل صرفی خاص)، باب: —
  • وَلٰكِن أَنفُسَهُم يَظلِمونَ
    • ترجمه: بلکه خودشان بر خود ستم می‌کنند
    • وَلٰكِن: حرف استدراک، معنی: ولی/اما، ریشه: —، وزن: —، باب: —
    • أَنفُسَهُم: مفعول‌به + ضمیر، معنی: خودشان، ریشه: ن-ف-س، وزن: أَفعُل، باب: —
    • يَظلِمونَ: فعل مضارع جمع، معنی: ستم می‌کنند، ریشه: ظ-ل-م، وزن: يَفعِلون، باب: ثلاثی مجرد

ترجمه کل آیه: نمونه و سرگذشتِ آنچه آنان در این زندگی دنیا خرج می‌کنند، همچون بادِی است که در آن سرمای سختی باشد و بر کِشتِ مردمی که به خود ستم کردند، بتازد و آن را نابود کند؛ و خدا به آنان ستم نکرد، بلکه خودشان بر خود ستم می‌کنند.

Nach oben scrollen