003-106-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
در زمانی که صورتهائی از مردم سفید و صورتهائی سیاهند، به کسانیکه صورتهاشان سیاه شده گفته میشود، آیا بعد از ایمانتان کفران کردید؟ پس بواسطه كفرانهائی که کرده اید چنین عذابی را بچشید (این روسیاهان کسانی خواهند بود که با اینکه خود را مؤمن و دانای به قرآن و سایر کتابهای آسمانی معرفی می کنند و با اینکه میدانند در کتابهای آسمانی قواعدی ساده و روشن میباشد که میتواند کلیه اختلافات مذهبی را از بین ببرد از اختلافاتی که بوسیله سوءاستفاده چیان مذهبی پیش آمده جانبداری میکنند و بطور مسلم در میان فرقه های هر دینی آن فرقه ای ناجی و رستگار است که هدایت شده به اسلام حقیقی باشد) (106)

آیه: «يَومَ تَبيَضُّ وُجوهٌ وَتَسوَدُّ وُجوهٌ ۚ فَأَمَّا الَّذينَ اسوَدَّت وُجوهُهُم أَكَفَرتُم بَعدَ إيمانِكُم فَذوقُوا العَذابَ بِما كُنتُم تَكفُرونَ»

  1. جمله: «يَومَ تَبيَضُّ وُجوهٌ»
  • ترجمه: روزی که چهره‌هایی سفید می‌شود.
  • يَومَ: اسم، روز؛ ریشه: ي-و-م؛ وزن: فَعْل؛ نوع: ظرف زمان منصوب.
  • تَبيَضُّ: فعل مضارع، سفید می‌شوند؛ ریشه: ب-ي-ض؛ وزن: تَفَعَّلَ (مضارع: يَتَفَعَّلُ) با ادغام؛ باب: تفعّل؛ صیغه: مضارع مجهّز به تاء مخاطب/علامت مضارع، غایب مفرد مؤنث/جمع غیرعاقل موافق «وجوه».
  • وُجوهٌ: اسم جمع، چهره‌ها؛ ریشه: و-ج-ه؛ وزن: فُعول (جمع «وجه» بر وزن فَعْل)؛ اعراب: مرفوع نکره؛ نقش: فاعل.
  1. جمله: «وَتَسوَدُّ وُجوهٌ»
  • ترجمه: و چهره‌هایی سیاه می‌شود.
  • وَ: حرف عطف؛ معنا: و.
  • تَسوَدُّ: فعل مضارع، سیاه می‌شوند؛ ریشه: س-و-د؛ وزن: تَفَعَّلَ (مضارع: يَتَفَعَّلُ) با ادغام؛ باب: تفعّل؛ صیغه: همانند «تبيضّ» موافق «وجوه».
  • وُجوهٌ: اسم جمع، چهره‌ها؛ ریشه: و-ج-ه؛ وزن: فُعول؛ اعراب: مرفوع؛ نقش: فاعل.
  1. جمله: «فَأَمَّا الَّذينَ اسوَدَّت وُجوهُهُم»
  • ترجمه: پس اما کسانی که چهره‌هایشان سیاه شده است،
  • فَ: حرف تفریع؛ معنا: پس.
  • أَمَّا: حرف شرط/تقسیم؛ معنا: اما/بخش‌بندی.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع؛ معنا: کسانی که؛ ریشه: لا (موصولی)، وزن: الَّذِي (مفرد)؛ اعراب: منصوب به «أمّا» محلّاً/مرفوع معنایی به عنوان مبتدا در ساخت تقسیم.
  • اسوَدَّت: فعل ماضی، سیاه شد؛ ریشه: س-و-د؛ وزن: افْعَلَّ (ماضی: اسْوَدَّ)؛ باب: افعلال؛ صیغه: مؤنث مفرد موافق «وجوه».
  • وُجوهُهُم: ترکیب اضافی + ضمیر؛ معنا: چهره‌هایشان؛
    • وُجوهُ: اسم جمع «وجه»؛ ریشه: و-ج-ه؛ وزن: فُعول؛ اعراب: فاعل مرفوع برای «اسودّت».
    • هُم: ضمیر متصل جمع؛ معنا: آنان؛ محل: مضافٌ‌الیه.
  1. جمله: «أَكَفَرتُم بَعدَ إيمانِكُم»
  • ترجمه: آیا پس از ایمان آوردنتان کافر شدید؟
  • أَ: همزه استفهام؛ معنا: آیا.
  • كَفَرتُم: فعل ماضی + ضمیر؛ معنا: کافر شدید؛ ریشه: ك-ف-ر؛ وزن: فَعَلْتُم؛ باب: ثلاثی مجرد؛ صیغه: ماضی دوم‌شخص جمع.
  • بَعدَ: اسم ظرف؛ معنا: پس از؛ ریشه: ب-ع-د؛ وزن: فَعْل؛ منصوب به‌عنوان ظرف.
  • إيمانِكُم: مصدر + ضمیر؛ معنا: ایمانِ شما؛
    • إيمانِ: مصدر باب إفعال؛ ریشه: أ-م-ن؛ وزن: إِفْعال؛ باب: إفعال.
    • كُم: ضمیر متصل جمع؛ معنا: شما؛ محل: مضافٌ‌الیه.
  1. جمله: «فَذوقُوا العَذابَ بِما كُنتُم تَكفُرونَ»
  • ترجمه: پس به سبب آنچه پیوسته کفر می‌ورزید، عذاب را بچشید.
  • فَ: حرف نتیجه/تفریع؛ معنا: پس.
  • ذوقُوا: فعل امر جمع؛ معنا: بچشید؛ ریشه: ذ-و-ق؛ وزن: افعلوا من ذاقَ (امر مخاطب جمع)؛ باب: ثلاثی مجرد؛ صیغه: امر دوم‌شخص جمع.
  • العَذابَ: اسم معرفه؛ معنا: عذاب؛ ریشه: ع-ذ-ب؛ وزن: فَعال؛ اعراب: مفعول‌به منصوب.
  • بِما: جار و مجرور مرکب؛ معنا: به سبب آنچه/به خاطر آنچه؛
    • بِـ: حرف جر؛ معنا: به/به سبب.
    • ما: اسم موصول/مصدرية؛ معنا: آنچه/چراکه.
  • كُنتُم: فعل ناقص ماضی + ضمیر؛ معنا: بودید/پیوسته؛ ریشه: ك-و-ن؛ وزن: كُنْتُم؛ باب: ناقص (كان وأخواتها)؛ صیغه: ماضی دوم‌شخص جمع؛ نقش: تقویت استمرار با خبر مضارع بعدی.
  • تَكفُرونَ: فعل مضارع؛ معنا: کفر می‌ورزید؛ ریشه: ك-ف-ر؛ وزن: تَفْعُلونَ (مضارع مرفوع جمع)؛ باب: ثلاثی مجرد؛ صیغه: مضارع دوم‌شخص جمع؛ نقش: خبر «كنتم».

ترجمه کامل آیه: روزی که چهره‌هایی سفید می‌شود و چهره‌هایی سیاه می‌شود؛ پس اما کسانی که چهره‌هایشان سیاه شده است: آیا پس از ایمان خود کافر شدید؟ پس به سبب آنچه پیوسته کفر می‌ورزید، عذاب را بچشید.

Nach oben scrollen