003-039-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
پس آن فرشتگان در حالی که او در مکان پیشوائی در عبادتگاه (این مکان را محراب میگویند) ایستاده بود و نماز میخواند او را آواز دادند که الله تو را به پسری به نام یحیی بشارت میدهد که تصديق کننده سخنی از جانب الله خواهد بود و شخص بزرگوار و شریفی میشود که بر خود سختگیر باشد و او خبرِ آخرت آورنده ای خواهد بود، شبیه نبی های نیکو کار (یحیی که شش ماه از عیسی بزرگتر بود وقتی بزرگ شد روی پرهیز کاری شدید در آذوقه و لباس به خود سخت میگرفت و مورد وحی و نبوت الله و احترام یهودیان بود و رسالت حضرت عیسی را تصدیق کرد) (۳۹)
  • فَنادَتهُ المَلائِكَةُ
    • ترجمه: پس فرشتگان او را ندا دادند
    • تحلیل واژه‌ها:
      • فَ: حرف عطف/تفریع؛ معنا: پس
      • نادَتْ: فعل ماضی، ریشه: ن د و/ن د ي (ندا کردن)، وزن: فاعَلَ (باب مفاعلة/ثلاثی مزید)، باب: مُفاعلة
      • هُ: ضمیر متصل مفعولی؛ معنا: او را
      • المَلائِكَةُ: اسم جمع، ریشه: م ل ك (ملَک/فرشته)، وزن مفرد: مَلَك، نوع: اسم جامد معرفه (با أل)
  • وَهُوَ قائِمٌ يُصَلّي فِي المِحرابِ
    • ترجمه: در حالی که ایستاده در محراب نماز می‌گزارد
    • تحلیل واژه‌ها:
      • وَ: حرف عطف؛ معنا: و/در حالی که
      • هُوَ: ضمیر منفصل؛ معنا: او
      • قائِمٌ: اسم فاعل، ریشه: ق و م (ایستادن/برخاستن)، وزن: فاعِل، نوع: خبر
      • يُصَلّي: فعل مضارع، ریشه: ص ل و/ص ل ي (نماز گزاردن)، وزن: يُفَعِّلُ، باب: تفعیل (صَلّى یُصَلّي)
      • فِي: حرف جر؛ معنا: در
      • المِحرابِ: اسم مکان، ریشه: ح ر ب (محل عبادت/جایگاه پیش‌نماز)، وزن: مِفْعال، نوع: اسم مجرور
  • أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ
    • ترجمه: که خدا تو را مژده می‌دهد
    • تحلیل واژه‌ها:
      • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل؛ معنا: که
      • اللَّهَ: اسم جلاله، منصوب به أَنَّ
      • يُبَشِّرُكَ: فعل مضارع + ضمیر مفعولی، ریشه: ب ش ر (مژده دادن)، وزن: يُفَعِّلُ، باب: تفعیل؛ کَ: ضمیر مفعولی مفرد مذکر (تو را)
  • بِيَحيىٰ
    • ترجمه: به [آمدنِ] یحیی
    • تحلیل واژه:
      • بِ: حرف جر؛ معنا: به
      • يَحيىٰ: عَلَم (نام خاص)، ریشه: ح ي ي (حیات/زنده بودن)، نوع: اسم علم، غیرمنصرف در رسم‌خط قرآنی
  • مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
    • ترجمه: در حالی که تصدیق‌کننده‌ی کلمه‌ای از جانب خداست
    • تحلیل واژه‌ها:
      • مُصَدِّقًا: اسم فاعل منصوب (حال)، ریشه: ص د ق (راست دانستن/تأیید کردن)، وزن: مُفَعِّل، باب: تفعیل
      • بِ: حرف جر
      • كَلِمَةٍ: اسم نکره مجرور، ریشه: ك ل م (سخن/گفتار)، وزن: فَعِلَة
      • مِنَ: حرف جر؛ معنا: از
      • اللَّهِ: اسم جلاله مجرور
  • وَسَيِّدًا
    • ترجمه: و سروری [شخصی سرور و پیشوا]
    • تحلیل واژه:
      • وَ: حرف عطف
      • سَيِّدًا: اسم مبالغه/صفت مشبّه منصوب (حال یا معطوف بر حال)، ریشه: س و د (آقا/سروری)، وزن: فَعِّل (سیِّد)
  • وَحَصورًا
    • ترجمه: و خویشتن‌دار [مَحصور از شهوت]
    • تحلیل واژه:
      • وَ: حرف عطف
      • حَصورًا: صیغه مبالغه/صفت، ریشه: ح ص ر (بازداشتن/منع)، وزن: فَعول، معنا: بسیار خویشتن‌دار
  • وَنَبِيًّا مِنَ الصّالِحينَ
    • ترجمه: و پیامبری از شایستگان
    • تحلیل واژه‌ها:
      • وَ: حرف عطف
      • نَبِيًّا: اسم (پیامبر) منصوب، ریشه: ن ب أ (خبر/بلندمرتبه)، وزن: فَعيل (نَبِيّ)
      • مِنَ: حرف جر
      • الصّالِحينَ: جمع سالم مذکر، ریشه: ص ل ح (شایسته/صلاح)، وزن مفرد: صالِح (فاعِل)، معنا: شایستگان

ترجمه کل آیه: پس فرشتگان او را ندا دادند، در حالی که ایستاده در محراب نماز می‌گزارد: «خدا تو را به [آمدنِ] یحیی مژده می‌دهد؛ تصدیق‌کننده‌ی کلمه‌ای از جانب خدا، و سرور، و بسیار خویشتن‌دار، و پیامبری از زمره‌ی شایستگان.»

Nach oben scrollen