003-028-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
مؤمنان حقیقی غیر از مؤمن حقیقی، کافران را هرگز دوست مورد اعتماد خود نمی گیرند و هر کس چنین کند در چیزی دوست الله نیست و شما جز اینکه از کفران کنندگان باید پرهیز کنید چاره ای ندارید و الله شما را از عذاب خودش میترساند و بسوى الله است باز گشت پس از مرگ شما (اگر مسلمانان فعلی جهان بر طبق راهنمائیهای قرآن رفتار میکردند و به آنان که مطيع متن قرآنند اعتماد میکردند به آشفتگی اجتماعی فعلی خود دچار نمی شدند و الله نیز یار آنان بود، ولی افسوس) (۲۸)

لا يَتَّخِذِ المُؤمِنونَ الكافِرينَ أَولِياءَ مِن دونِ المُؤمِنينَ ۖ وَمَن يَفعَل ذٰلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللَّهِ في شَيءٍ إِلّا أَن تَتَّقوا مِنهُم تُقاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ المَصيرُ

  • لا يَتَّخِذِ المؤمنونَ الكافِرينَ أولياءَ من دونِ المؤمنينَ
    • ترجمه: مؤمنان کافران را، جز مؤمنان، به‌عنوان دوستان و سرپرستان نگیرند.
    • تحلیل واژه‌ها:
      • لا: نوع واژه: حرف نفی. معنا: نه/نفی. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • يَتَّخِذِ: نوع واژه: فعل مضارع مجزوم. معنا: اتخاذ می‌کند/برمی‌گیرد. ریشه: أخذ. وزن: يَتَفَعَّل (از باب افتعال). باب: افتعال.
      • المؤمنونَ: نوع واژه: اسم جمع مذكر سالم مرفوع. معنا: مؤمنان. ریشه: أمن. وزن: مُفْعِل (مُؤمِن مفرد). باب: إفعال (اسم فاعل از أَمن: آمَنَ).
      • الكافِرينَ: نوع واژه: اسم جمع مذكر سالم منصوب. معنا: کافران. ریشه: كفر. وزن: فاعِل (کافِر مفرد). باب: فَعَلَ (اسم فاعل).
      • أولياءَ: نوع واژه: اسم جمع. معنا: دوستان/سرپرستان. ریشه: وَلِيَ. وزن: أَفْعِلاء (جمع وَلِيّ). باب: فعِل (ولِيَ).
      • من: نوع واژه: حرف جر. معنا: از. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • دونِ: نوع واژه: اسم/ظرف با جر. معنا: جز/غیر از/به‌جای. ریشه: دون. وزن: فُعْل. باب: ندارد.
      • المؤمنينَ: نوع واژه: اسم جمع مذكر سالم مجرور. معنا: مؤمنان. ریشه: أمن. وزن: مُفْعِل (مؤمن مفرد). باب: إفعال (اسم فاعل).
  • وَمَن يَفعَلْ ذٰلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللَّهِ في شَيءٍ
    • ترجمه: و هر کس این کار را انجام دهد، هیچ پیوندی با خدا ندارد.
    • تحلیل واژه‌ها:
      • وَ: نوع واژه: حرف عطف. معنا: و. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • مَن: نوع واژه: اسم شرط. معنا: هر کس. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • يَفعَلْ: نوع واژه: فعل مضارع مجزوم. معنا: انجام دهد. ریشه: فعل. وزن: يَفْعَل. باب: فَعَلَ.
      • ذٰلِكَ: نوع واژه: اسم اشاره. معنا: آن (امر مذکور). ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • فَ: نوع واژه: حرف تفریع/فصیحة. معنا: پس/بنابراین. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • لَيسَ: نوع واژه: فعل ناقص جامد. معنا: نیست/نمی‌باشد. ریشه: ليس. وزن: ليس. باب: جامد.
      • مِنَ: نوع واژه: حرف جر. معنا: از/از سوی. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • اللَّهِ: نوع واژه: اسم جلاله مجرور. معنا: خدا. ریشه: إله (با لام تعریف). وزن: فُعّال تقدیری. باب: ندارد.
      • في: نوع واژه: حرف جر. معنا: در. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • شَيءٍ: نوع واژه: اسم نکره مجرور. معنا: چیزی/هیچ چیز. ریشه: شيءَ. وزن: فَعْل. باب: ندارد.
  • إِلّا أَن تَتَّقوا مِنهُم تُقاةً
    • ترجمه: مگر این‌که از ایشان پرهیز امنیتی کنید.
    • تحلیل واژه‌ها:
      • إِلّا: نوع واژه: أداة استثناء. معنا: مگر/جز. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • أَن: نوع واژه: حرف نصب. معنا: که. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • تَتَّقوا: نوع واژه: فعل مضارع منصوب. معنا: پرهیز کنید/تقوا پیشه کنید (در این سیاق: تقیّه کنید). ریشه: وقى. وزن: تَتَّفَعَل (از باب افتعال اتّقى). باب: افتعال (اتّقى).
      • منهم: نوع واژه: ضمیر و حرف جر مرکب. معنا: از ایشان. ریشه: هم (ضمیر جمع). وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • تُقاةً: نوع واژه: مصدر منصوب. معنا: تقیّه/حفاظت. ریشه: وقى. وزن: فُعالَة/تُقاة. باب: مصدر غیر قیاسی از اتّقى.
  • وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفسَهُ
    • ترجمه: و خدا شما را از ذاتِ خود هشدار می‌دهد (از خشم و عقاب خود برحذر می‌دارد).
    • تحلیل واژه‌ها:
      • وَ: نوع واژه: حرف عطف. معنا: و. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • يُحَذِّرُكُمُ: نوع واژه: فعل مضارع مرفوع + ضمیر مفعول. معنا: هشدار می‌دهد شما را. ریشه: حذر. وزن: يُفَعِّل (باب تفعیل). باب: تفعیل.
      • اللَّهُ: نوع واژه: اسم جلاله فاعل مرفوع. معنا: خدا. ریشه: إله. وزن: —. باب: —.
      • نَفسَهُ: نوع واژه: اسم منصوب + ضمیر مضافٌ‌إلیه. معنا: نفسِ خود/ذاتِ خود. ریشه: نفس. وزن: فَعْل. باب: ندارد.
  • وَإِلَى اللَّهِ المَصيرُ
    • ترجمه: و بازگشت نهایی به‌سوی خداست.
    • تحلیل واژه‌ها:
      • وَ: نوع واژه: حرف عطف/استئناف. معنا: و. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • إِلَى: نوع واژه: حرف جر. معنا: به سوی. ریشه: ندارد. وزن: ندارد. باب: ندارد.
      • اللَّهِ: نوع واژه: اسم جلاله مجرور. معنا: خدا. ریشه: إله. وزن: —. باب: —.
      • المَصيرُ: نوع واژه: اسم مصدر/اسم مكان مرفوع. معنا: فرجام/بازگشت/سرانجام. ریشه: صير. وزن: مَفْعِل. باب: فَعَلَ (صارَ يَصيرُ).

ترجمه کل آیه: مؤمنان کافران را، جز مؤمنان، به‌عنوان دوستان و سرپرستان نگیرند؛ و هر کس چنین کند، هیچ پیوندی با خدا ندارد، مگر آن‌که از آنان دوری کنید؛ و خدا شما را از ذات خود برحذر می‌دارد؛ و فرجام، به‌سوی خداست.

Nach oben scrollen