003-014-095-آل عمران

« Back to Glossary Index
برای مردم دوستی شهوتهای مربوط به زنان و دوستی فرزندان و ظرفهای پر از طلا و نقره برای نگه داری پول و همچنین علاقه به داشتن اسبهای اصیل و چارپایان و کشتزار آرایش یافته، بهره مندی های زندگی دنیا، اینها میباشند و نزد الله برای انسانها، آن خوب است که باعث باز گشت خوبشان به سوى الله باشد (14)
  • زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ
    • ترجمه: دوست داشتنِ خواهش‌ها برای مردم آراسته شده است.
    • زُيِّنَ: فعل ماضی مجهول؛ معنا: آراسته شد/زیبا جلوه داده شد؛ ریشه: ز-ي-ن؛ وزن: فُعِّلَ؛ باب: تفعیل (مجهول)
    • لِ: حرف جر؛ معنا: برای
    • النّاسِ: اسم جمع محلی‌به‌ال؛ معنا: مردم؛ ریشه: أ-ن-س؛ وزن: فَعال (اسم جمع)
    • حُبُّ: اسم؛ معنا: دوست داشتن/محبت؛ ریشه: ح-ب-ب؛ وزن: فُعّ (مصدر)
    • الشَّهَواتِ: اسم جمع مؤنث سالم؛ معنا: خواهش‌ها/تمایلات؛ ریشه: ش-ه-و؛ وزن مفرد: فَعَلَة (شَهْوَة)
  • مِنَ النِّساءِ
    • ترجمه: از [جمله] زنان،
    • مِن: حرف جر؛ معنا: از
    • النِّساءِ: اسم جمع؛ معنا: زنان؛ ریشه: ن-س-و/ن-س-ء؛ وزن مفرد: امْرَأَة (غیرقیاسی)
  • وَالبَنينَ
    • ترجمه: و پسران،
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • البَنينَ: اسم جمع؛ معنا: پسران/فرزندان ذکور؛ ریشه: ب-ن-ي؛ وزن مفرد: ابن (اسم جامد)
  • وَالقَناطيرِ المُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالفِضَّةِ
    • ترجمه: و گنجینه‌های انباشته از طلا و نقره،
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • القَناطيرِ: اسم جمع؛ معنا: قنطارها/گنجینه‌های سنگین؛ ریشه: ق-ن-ط-ر (معرّب/مولّد)؛ وزن مفرد: قِنطار
    • المُقَنطَرَةِ: صفت مشبهه/اسم مفعول؛ معنا: انباشته/بسته‌بندی‌شده؛ ریشه: ق-ن-ط-ر؛ وزن: مُفَعْلَلَة (اسم مفعول قیاسی بر قالب فعلل)
    • مِن: حرف جر؛ معنا: از
    • الذَّهَبِ: اسم؛ معنا: طلا؛ ریشه: ذ-ه-ب؛ وزن: فَعَل (اسم جامد)
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • الفِضَّةِ: اسم؛ معنا: نقره؛ ریشه: ف-ض-ض؛ وزن: فِعَّة (اسم جامد)
  • وَالخَيلِ المُسَوَّمَةِ
    • ترجمه: و اسبانِ نشانه‌گذاری‌شده/آراسته،
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • الخَيلِ: اسم جمع؛ معنا: اسب‌ها؛ ریشه: خ-ي-ل؛ وزن: فَعْل (اسم جمع)
    • المُسَوَّمَةِ: اسم مفعول؛ معنا: نشانه‌گذاری‌شده/رام و آماده؛ ریشه: س-و-م؛ وزن: مُفَعَّلَة؛ باب: تفعیل (سَوَّمَ)
  • وَالأَنعامِ
    • ترجمه: و چارپایان،
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • الأَنعامِ: اسم جمع؛ معنا: دام‌ها/چهارپایان (شتر، گاو، گوسفند و …)؛ ریشه: ن-ع-م؛ وزن مفرد: نَعَم (اسم جمع)
  • وَالحَرثِ
    • ترجمه: و کشت و زرع،
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • الحَرثِ: اسم؛ معنا: کِشت/زراعت؛ ریشه: ح-ر-ث؛ وزن: فَعْل
  • ذٰلِكَ مَتاعُ الحَياةِ الدُّنيا
    • ترجمه: اینها بهره و کالای زندگی دنیا است.
    • ذٰلِكَ: اسم اشاره؛ معنا: این/آن (برای دور)
    • مَتاعُ: اسم؛ معنا: کالای بهره‌برداری/متاع؛ ریشه: م-ت-ع؛ وزن: مَفَال/مَفَعال (مصدر/اسم جنس)
    • الحَياةِ: اسم؛ معنا: زندگی؛ ریشه: ح-ي-ي؛ وزن: فَعالَة
    • الدُّنيا: صفت؛ معنا: پست‌تر/دنیوی؛ ریشه: د-ن-و؛ وزن: فُعْلَى (تأنیث أَدْنَى)
  • وَاللَّهُ عِندَهُ حُسنُ المَآبِ
    • ترجمه: و بازگشت نیکو نزدِ خداست.
    • وَ: حرف عطف؛ معنا: و
    • اللَّهُ: اسم جلاله؛ معنا: خدا
    • عِندَهُ: ظرف + ضمیر؛ معنا: نزدِ او؛ ریشه (عند): ع-ن-د؛ وزن: فِعْل (اسم ظرف)
    • حُسنُ: اسم؛ معنا: نیکی/نیکویی؛ ریشه: ح-س-ن؛ وزن: فُعْل
    • المَآبِ: اسم؛ معنا: بازگشتگاه/فرجام؛ ریشه: أ-و-ب؛ وزن: مَفَال (مصدر میمی)

ترجمه یک‌باره آیه: دوست داشتنِ خواهش‌ها برای مردم زیبا جلوه داده شده است: از زنان و پسران و گنجینه‌های انباشته از طلا و نقره و اسبانِ نشانه‌گذاری‌شده و چارپایان و کِشت و زرع؛ اینها کالای زندگی دنیا است، و فرجامِ نیکو نزدِ خداست.

Nach oben scrollen