008-043-094-أنفال

« Back to Glossary Index
در آن زمان در خوابی که به تو رسيد الله آنان را در چشم تو اندک نمود (مقصود حالت نزدیک به خواب بود که هم پیغمبر در آن حالت قرار گرفت و هم تمام لشگریان اسلام) و اگر به تو آنان را بسیار مینمود شما مسلمانان سستی میکردید و با هم در کار جنگ کردن و یا فرار کردن نزاع مینمودید ولی الله کاری کرد که از چنین خطرهائی در امان بمانید زیرا او به آنچه در سینه هاست داناست (به آنچه در روح انسان است داناست) (43)

إِذ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

آنگاه که خداوند آنان را در خواب تو اندک نشان داد؛ و اگر آنان را بسیار نشان می‌داد، قطعاً سست می‌شدید و حتماً دربارهٔ کار اختلاف می‌کردید؛ ولی خداوند سلامت بخشید و شما را از لغزش نگاه داشت؛ بی‌گمان او به نهفته‌های دل‌ها داناست.


جمله ۱: إِذ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا

ترجمهٔ فارسی: آن‌گاه که خداوند آنان را در خواب تو اندک نشان داد.

نقش‌های گرامری و واژه‌پژوهی:

  • إِذ: ظرف زمان، به معنای «آنگاه که». ریشه: ـــ (حرف ظرف). کاربرد: بیان زمان وقوع فعل گذشته.
  • يُرِيكَهُمُ: فعل مضارع مرفوع از باب إفعال «أرى»، با فاعل محذوف مستتر (هو=الله)، مفعول اول ضمیر «ك» (تو) در اصل ترکیب «يُريك»، و مفعول دوم «همُ» (آنان). ریشه: ر-ء-ي (رؤیت/دیدن). معنا: «نشان می‌دهد/به تو نشان می‌دهد».
    • توضیح صرفی: «يُرِي» مضارع «أرى»؛ «كَ» مفعول اول؛ «هُمُ» مفعول دوم.
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع با علامت ضمه. معنا: خداوند.
  • فِي مَنَامِكَ: جار و مجرور. «في» حرف جر؛ «مَنامِ» اسم مجرور به یاءِ اضافه؛ «كَ» ضمیر متصل مضافٌ‌إلیه (خوابِ تو). ریشهٔ «منام»: ن-و-م (خواب).
  • قَلِيلًا: حال/مفعول مطلق نوعی یا تمییز حالتی از هیئت رؤیت؛ منصوب. ریشه: ق-ل-ل (کمی). معنا: اندک، کم.

جمله ۲: وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ

ترجمهٔ فارسی: و اگر آنان را بسیار به تو نشان می‌داد، قطعاً سست می‌شدید.

نقش‌های گرامری و واژه‌پژوهی:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَوْ: حرف شرط غیر جازم برای شرطِ خلاف واقع/امکان فرضی گذشته. معنا: «اگر (فرضاً)».
  • أَرَاكَهُمْ: فعل ماضی از باب إفعال «أرى» با فاعل مستتر (هو=الله)، مفعول اول «كَ» (تو)، مفعول دوم «هُم» (آنان). ریشه: ر-ء-ي. معنا: «به تو نشان داد/می‌داد».
    • صرف: «أرى» ماضی، «كَ» مفعول اول، «هُم» مفعول دوم.
  • كَثِيرًا: حال/تمییز منصوب؛ معنای «بسیار».
  • لَفَشِلْتُمْ: لامِ واقعه در جوابِ «لو» برای تأکید؛ «فَشِلْتُمْ» فعل ماضی با ضمیر جمع مخاطب «تم». ریشه: ف-ش-ل (سستی، ناتوانی). معنا: «قطعاً سست می‌شدید/سست شده بودید».

جمله ۳: وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ

ترجمهٔ فارسی: و حتماً دربارهٔ کار (موضوع) به نزاع و اختلاف می‌افتادید.

نقش‌های گرامری و واژه‌پژوهی:

  • وَ: حرف عطف.
  • لَـ: لامِ تأکید در جواب «لو» (متعلق به شرطِ پیشین).
  • تَنَازَعْتُمْ: فعل ماضی جمع مخاطب از باب تفاعُل «تَنازَعَ»، ضمیر «تم» فاعل. ریشه: ن-ز-ع (کشیدن، ربودن؛ در باب تفاعل: کشمکش، نزاع). معنا: «به نزاع افتادید/اختلاف کردید».
  • فِي: حرف جر، «در/درباره».
  • الْأَمْرِ: اسم مجرور با «في»، معرفه به «ال». ریشه: أ-م-ر (کار، فرمان، امر). معنا: «کار، موضوع، امر».

جمله ۴: وَلَكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ

ترجمهٔ فارسی: اما خداوند سلامت بخشید و شما را از لغزش نگاه داشت.

نقش‌های گرامری و واژه‌پژوهی:

  • وَلَكِنَّ: «وَ» عطف؛ «لَكِنَّ» حرف مشبه بالفعل برای استدراک/استثنا با تأکید. معنا: «اما/ولی».
  • اللَّهَ: اسم «لكنَّ» منصوب. معنا: خداوند.
  • سَلَّمَ: فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل از ریشه س-ل-م. معنا: «سلامت گردانید، حفظ کرد، از خطر گذرانید».
    • نکته: مفعول صریح ذکر نشده و معنای تعدّی به حال و نتیجهٔ فعل فهمیده می‌شود (ایمنی و حفظ از اختلاف).

جمله ۵: إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

ترجمهٔ فارسی: بی‌گمان او به نهفته‌های دل‌ها داناست.

نقش‌های گرامری و واژه‌پژوهی:

  • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل برای تأکید. معنا: «بی‌گمان/همانا».
  • هُ: ضمیر اسم «إِنَّ» (او=خداوند).
  • عَلِيمٌ: خبر «إنَّ» مرفوع، صیغهٔ مبالغه از ریشه ع-ل-م (دانستن). معنا: «بسیار دانا/داناست».
  • بِذَاتِ: «بِ» حرف جر؛ «ذاتِ» اسم مجرور به کسره، مضاف. ریشه: ذ-و-ت/ذ-ا-ت (ذات، باطن). معنا: «درون/باطنِ».
  • الصُّدُورِ: مضافٌ‌إلیه مجرور، جمع «صدر». ریشه: ص-د-ر (سینه، دل). معنا: «سینه‌ها/دل‌ها». ترکیب «ذاتِ الصُّدور»: کنایه از باطن‌ها و نیّاتِ دل‌ها.
Nach oben scrollen