008-041-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و بدانید از هر چیزی که شما لشگریان اسلام در جنگ غنیمت گرفتید، پنج یک آن برای الله است و برای پیغمبرش و برای کسانی که نزدیکی او را بدست می آورند و برای یتیمان و مسکينان و راه ماندگان و اگر شما به الله و به آنچه بر بنده خودمان، در آن زمان جدائی، یعنی زمانی که آن دو گروه جدا از هم، روبروی هم قرار گرفتند نازل کردیم ایمان آورده اید، این تقسیم را صحیح و عادلانه خواهید شناخت و الله بر هر چیزی تواناست (باید دانست که منظور از سهم الله خرج کردن در جهاد و پیشرفتِ دين الله و کارهای عام المنفعه ای میباشد که باید در حکومت اسلام بدست حکومت انجام شود، منظور از سهم پیغمبر، سهمِ پیغمبری است که علاوه بر سِمت پیغمبری، رئیس حکومت طرفدار دين الله نیز هست، و الا بر طبق آیات دیگر قرآن، هیچ پیغمبری از لحاظ پیغمبری سهمی و مزدی نخواهد داشت، وقتی مزد میگیرد که مجبور شود اوقات خود را به حکومت داری و نظم اجتماع بکار اندازد و باید مخارجش از منافعی که در حکومتش نصیب مردم میشود تامین شود و چون مجبور است در اداره حکومت وزیر و معاون و رئيس قشون و امثال اینگونه رؤسای مورد اعتماد در اطراف خود داشته باشد باید آنان نیز خرج خود و زن و بچه خود را مطابق درجه فکر و فعالیتشان از منافعی که حکومت ایشان نصیب مردم میکند، تامین نمایند و اینان ذوی القربای رئیس حکومت هستند و مخارج میهمانان رسمی اینها و مستخدمین اینها و کسانی که ممکن است به اینان پناه آورند و همه باید در سهم رئيس حكومت و ذوی القربای او منظور گردد و اینان نباید از زکات یعنی مالیات سرانه مردم سهمی داشته باشند، بلکه باید از کار و کوشش های حکومتی خود سهم ببرند و تمام روایتهائی که سهم رسول و ذوي القربای او را غير آنچه ما معنا کردیم برای بنی هاشم یا بنی مُطَّلب معنا کرده اند خلافِ حقیقت بوده و ساخته دشمنان اسلام است که به پیغمبر و اصحابش و امامان بسته اند، تا راه مفت خوری را در دین اسلام باز نمایند و هرگز در زمان پیغمبر اسلام و خلفای راشدین سهمی به کسی که کاری نکرده و زحمتی نکشیده نمیدادند اگر چه از خویشان نزدیک پیغمبر اسلام باشد، مگر آنانکه حقیقتا خرج خور از خانه پیغمبر اسلام باشند. بنابر آنچه گفته شد آن خمس و سهم امامی که میان عوام الناس مشهور است که باعث مفت خوریهائی شده است همه روی تفسیر غلط این آیه و روی غرض های خصوصی خراب کنندگان دین اسلام بوجود آمده اگر چه روایتی هم در کتب شیعه باشد و هم در کتب مذهبی اهل سنت و آنچه از این پنج یک، پس از مخارج لازم و واجبِ 3 گانه فوق باقی بماند به بیت المال عمومی مسلمین خواهد رفت که به یتیم و مسکین و راه ماندگان که محتاجان جامعه میباشند در مواقع لازم برسد، و با در نظر گرفتن آیه 6۰ از سوره توبه که مربوط به مصرف کنندگانِ زکات در حکومت است، متوجه میشدیم که عاملين زکات که ماموران زکات گرفتن و مصرف کردن هستند از سایر عاملين حکومت جدا میباشند و صندوق حقوقشان جداست و خلاصه هر کس از صندوقی حقوق میگیرد که برای آن صندوق زحمت میکشد، و مطلب انتهای آیه درباره نازل شدن دستورات الله بر پیغمبر برای اجرای نقشه پیروزی مسلمین در جنگ بدر بوده که زمان جدا کردن کافران از مؤمنان حقیقی و برخورد جنگی این دو گروه بود که قدرت نمائی الله و معجزه آسا بودن آن مشهود است) (41)

واعلموا أنما غنمتم من شيءٍ فإنّ لله خمسهُ وللرسولِ ولذي القربى واليتامى والمساكينِ وابنِ السبيلِ إن كنتم آمنتم بالله وما أنزلنا على عبدِنا يومَ الفرقانِ يومَ التقى الجمعانِ واللهُ على كلِّ شيءٍ قديرٌ

و بدانید که هر آنچه از چیزی غنیمت گرفتید، پس یک پنجم آن از آنِ خدا و پیامبر و نزدیکانِ حکومتی او و یتیمان و نیازمندان و درراه‌مانده است، اگر به خدا و آنچه بر بنده‌مان در روز فرقان، روزی که دو گروه به هم رسیدند، نازل کردیم ایمان آورده‌اید؛ و خدا بر هر چیزی تواناست.

— — — — — — — — — —

جمله ۱: واعلموا أنما غنمتم من شيءٍ فإنّ لله خمسهُ وللرسولِ ولذي القربى واليتامى والمساكينِ وابنِ السبيلِ

ترجمه‌ی جمله: و بدانید که هر آنچه از چیزی غنیمت گرفتید، پس یک پنجم آن از آنِ خدا و پیامبر و نزدیکان (او) و یتیمان و نیازمندان و درراه‌مانده است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • واعلموا: فعل امر، مخاطب جمع؛ ریشه: ع-ل-م؛ وزن: افعلوا (امر از عَلِمَ/یَعْلَمُ به باب افعال: أعلمَ یعلمُ)؛ معنا: بدانید.
  • أنما: «أنّ» حرف مشبه بالفعل با اسم محذوف تقدیری و «ما» مصدریه/موکِّده؛ مجموعاً افاده‌ی تأکید بر جمله‌ی مصدری «غنمتم…»؛ معنا: که به‌راستی/همانا اینکه.
  • غنمتم: فعل ماضی، فاعل «تم» (شما)؛ ریشه: غ-ن-م؛ معنا: غنیمت گرفتید.
  • من: حرف جر؛ معنا: از.
  • شيءٍ: اسم نکره مجرور؛ ریشه: ش-ی-ء؛ معنا: چیزی؛ نقش: مجرورِ «من»، بیان عموم.
  • فإنّ: فاءِ تفریع/سببیت + «إنّ» حرف تأکید و نصب؛ معنا: پس یقیناً/در نتیجه.
  • لله: جار و مجرور خبر مقدّم؛ «لـِ» برای اختصاص/استحقاق؛ معنا: برایِ خدا/از آنِ خدا.
  • خمسهُ: مبتدای مؤخر مرفوع با ضمیر متصل (هُ) عائد به «ما غنمتم»؛ ریشه: خ-م-س؛ معنا: یک‌پنجم (خمس).
  • وللرسولِ: واو عطف + جار و مجرور؛ ریشه: ر-س-ل؛ معنا: و برای پیامبر.
  • ولذي: واو عطف + «لِ» + «ذِي» (اسم ملحق به الأسماء الخمسة، مجرور به یاء در حالت اضافه)؛ ریشه: ذ-و-ي؛ معنا: و برای صاحبِ.
  • القربى: مضافٌ‌الیه، ریشه: ق-ر-ب؛ معنا: خویشاوندی/نزدیکان (ذوی القربى: خویشاوندان پیامبر).
  • واليتامى: واو عطف + اسم جمع، ریشه: ي-ت-م؛ معنا: یتیمان.
  • والمساكينِ: واو عطف + جمع، ریشه: س-ك-ن؛ معنا: نیازمندان.
  • وابنِ: واو عطف + اسم مجرور؛ ریشه: ب-ن-ي؛ معنا: و پسر/فرزندِ.
  • السبيلِ: مضافٌ‌الیه؛ ریشه: س-ب-ل؛ معنا: راه؛ «ابن السبيل»: درراه‌مانده/مسافر درمانده.

— — — — — — — — — —

جمله ۲: إن كنتم آمنتم بالله

ترجمه‌ی جمله: اگر به خدا ایمان آورده‌اید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إن: حرف شرط جازم (در معنا، در این‌جا جزم فعلی ندارد چون فعل ماضی آمده؛ افاده‌ی شرط تحقق‌یافته/تعلیق).
  • كنتم: فعل ماضی ناقص (کان) + ضمیر فاعلی جمع؛ ریشه: ك-و-ن؛ معنا: بوده‌اید؛ در این ساخت، برای تأکید بر تحقق شرط.
  • آمنتم: فعل ماضی، فاعل «تم»؛ ریشه: أ-م-ن؛ باب افعال (آمَنَ یؤمنُ)؛ معنا: ایمان آوردید.
  • بالله: جار و مجرور؛ ریشه: ل-ه (اسم جلاله)؛ معنا: به خدا.

نکته نحوی: این جمله شرطیه تعلیقی است که به جمله قبل تعلق دارد؛ یعنی استحقاق خمس بر فرض ایمان واقعی شما به خدا و وحی نازل‌شده است.

— — — — — — — — — —

جمله ۳: وما أنزلنا على عبدِنا يومَ الفرقانِ يومَ التقى الجمعانِ

ترجمه‌ی جمله: و [به آن]چه بر بنده‌مان در روز فرقان، روزی که دو گروه به هم رسیدند، نازل کردیم [ایمان آورده‌اید].

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • و: حرف عطف؛ پیوند به «بالله».
  • ما: اسم موصول/موصوله (یا موصول مصدری)؛ معنا: آنچه/آن‌چه‌را.
  • أنزلنا: فعل ماضی + فاعل «نا» (ما)؛ ریشه: ن-ز-ل؛ باب افعال (أنزل)؛ معنا: نازل کردیم.
  • على: حرف جر.
  • عبدِنا: اسم مجرور + مضافٌ‌الیه «نا»؛ ریشه: ع-ب-د؛ معنا: بنده‌ی ما؛ مراد: پیامبر اسلام.
  • يومَ: ظرف زمان منصوب؛ ریشه: ي-و-م؛ معنا: روزِ.
  • الفرقانِ: مضافٌ‌الیه مجرور؛ ریشه: ف-ر-ق؛ معنا: جداکننده/فرقان (تمییز حق از باطل)؛ اشاره تاریخی: روز بدر.
  • يومَ: بدل یا عطف بیان برای «يومَ الفرقان» به عنوان توضیحِ بیشتر؛ ظرف منصوب.
  • التقى: فعل ماضی؛ ریشه: ل-ق-ي؛ باب افتعال (التقى)؛ معنا: برخورد کردند/به هم رسیدند.
  • الجمعانِ: فاعلِ «التقى»، مثنای «جمع» با الف و نون تثنیهِ مکسور به یاء در حالت جر/نصب؟ این‌جا مرفوعِ تثنیه با الف و نون: «الجمعانِ» در رسم عثمانی با کسره تلفظ می‌شود ولی اعراب تثنیه مرفوع: «الجمعانُ»؛ معنا: دو گروه (سپاه مسلمانان و مشرکان). نکته معنایی: «ما أنزلنا على عبدنا» عطف بر «بالله» است، یعنی ایمان به خدا و به آنچه نازل شد.

— — — — — — — — — —

جمله ۴: واللهُ على كلِّ شيءٍ قديرٌ

ترجمه‌ی جمله: و خدا بر هر چیزی تواناست.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • واللهُ: واو استیناف/عطفِ تأکیدی + اسم جلاله مبتدا مرفوع.
  • على: حرف جر.
  • كلِّ: اسم مجرور مضاف؛ ریشه: ك-ل-ل؛ معنا: هر/همه.
  • شيءٍ: مضافٌ‌الیه مجرور؛ ریشه: ش-ی-ء؛ معنا: چیز.
  • قديرٌ: خبر مرفوع؛ ریشه: ق-د-ر؛ صیغه‌ی صفت مشبهه؛ معنا: بسیار توانا/قدرت‌دار.

یادداشت تکمیلی:

  • ساختار کلی آیه: امر به دانستن حکم خمس غنائم، بیان مصارف خمس، تعلیق بر ایمان راستین به خدا و وحی نازل‌شده در روز بدر، و ختم با صفت قدرت الهی.
Nach oben scrollen