008-016-094-أنفال

« Back to Glossary Index
و هر کس در چنین زمانی از جنگ با ایشان روی بگرداند مگر برای حیله ای جنگی و با کمک به گروه دیگری از خود، خشمی از الله را متوجه خود کرده و جایگاهش دوزخ خواهد بود که بد بازگشتی است (16)

 وَمَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ إِلّا مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَو مُتَحَيِّزًا إِلىٰ فِئَةٍ فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأواهُ جَهَنَّمُ وَبِئسَ المَصيرُ

 و هر که آن روز به آنان پشت کند، مگر آن‌که برای تاکتیک جنگی کناره‌گیری کند یا به سوی گروهی (از یاران) بپیوندد، به یقین با خشم خدا بازگشته است و جایگاهش جهنم است و چه بد سرانجامی است.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۱: وَمَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ

ترجمه: و هر کس آن روز به آنان پشت کند،

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَن: اسم شرط جازم، مفید عموم، مبتدأ شرطی.
  • يُوَلِّهِم: فعل مضارع مرفوع، ثلاثی مزید باب تفعیل از ریشه و-ل-ي (وَلّى)، صیغه سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «او پشت می‌کند/روی برمی‌گرداند»،
    • یُوَلّی: «پشت می‌کند/رو برمی‌گرداند»،
    • هم: ضمیر متصل مفعولی «ایشان/آنان».
  • يَومَئِذٍ: ظرف زمان مضاف + اسم اشاره زمان گذشته با تنوین عوض (اذٍ)، «آن روز».
  • دُبُرَهُ: مفعولٌ‌به دوم یا مفعولِ مطلقِ بیانی در تقدیرِ «جاعلاً دُبُرَهُ لَهُم»، بیشتر به‌منزله مفعول دومِ «يُوَلّي» (یعنی پشت خود را)،
    • دُبُر: اسم به‌معنای پشت،
    • هُ: ضمیر متصل، «او/خودش».

معانی کلیدی:

  • وَلّى: روی گرداندن، پشت کردن.
  • دُبُر: پشت، قفا.
  • «يومئذ»: در همان روزِ یادشده (روز نبرد).

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۲: إِلّا مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَو مُتَحَيِّزًا إِلىٰ فِئَةٍ

ترجمه: مگر آن‌که برای نبرد، به‌گونه‌ای تاکتیکی جا‌به‌جا شود یا به سوی گروهی (از نیروهای خودی) عقب بنشیند/بپیوندد.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • إِلّا: أداة استثناء، «مگر».
  • مُتَحَرِّفًا: حال منصوب، اسم فاعل باب تفعّل از ریشه ح-ر-ف («تحرّف»)، معنای: تغییر جهت/مانور دادن برای فریب دشمن یا تاکتیک.
  • لِقِتالٍ: جار و مجرور متعلق به «متحرّفًا»، «برای جنگ/در راستای نبرد».
    • قِتال: مصدر باب مُفاعلة از ریشه ق-ت-ل، جنگیدن.
  • أَو: حرف عطفِ تخییر.
  • مُتَحَيِّزًا: حال منصوب، اسم فاعل باب تفعّل از ریشه ح-ي-ز («تحیّز»)، به‌معنای «پیوستن/عقب‌نشستن به سمت پایگاه یا واحد خودی».
  • إِلىٰ: حرف جر.
  • فِئَةٍ: اسم مجرور، «گروه/دسته (نیرو)».

معانی کلیدی:

  • متحرّف: مانوردهنده، تغییر‌آرایش‌دهنده برای هدف رزمی (نه فرار).
  • متحيّز: ملحق‌شونده به نیرو/پایگاه خودی، تجدید آرایش.
  • فئة: گروه رزمی، واحد/دسته.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۳: فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ

ترجمه: پس قطعاً به خشم خدا گرفتار شده است.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • فَ: فاء تفریع/جواب شرط.
  • قَد: حرف تحقيق، افاده‌ی تأکید بر وقوع.
  • باءَ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد از ریشه ب-و-ء، به معنای «بازگشت/برگشت با چیزی، مستحق شدن، گرفتار شدن».
  • بِغَضَبٍ: جار و مجرور متعلق به «باءَ»، «با/به خشم».
    • غضب: خشم، خشم الهی.
  • مِنَ اللَّهِ: جار و مجرور، بیان منشأ: «از جانب خدا».

معانی کلیدی:

  • باءَ بكذا: به چیزی بازگشتن/آن را بر دوش کشیدن، مستوجب شدن.
  • غضب: خشم، نکوهش سخت الهی.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۴: وَمَأواهُ جَهَنَّمُ

ترجمه: و جایگاهش دوزخ است.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَأواهُ: مبتدا یا خبر مقدّم؛ «پناهگاه/جایگاه او»،
    • مأوى: اسمِ مکان/مصدر میمی از أَوَى (ا-و-ي)، «جای پناه گرفتن»،
    • هُ: ضمیر متصل، «او».
  • جَهَنَّمُ: خبر یا مبتدای مؤخر مرفوع؛ اسم عَلَم برای دوزخ.

معانی کلیدی:

  • مأوى: مأمن، جایگاه نهایی/پناهگاه.
  • جهنّم: دوزخ.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۵: وَبِئسَ المَصيرُ

ترجمه: و چه بد سرانجامی است.

تحلیل واژگانی و نحوی:

  • وَ: حرف عطف.
  • بِئسَ: فعل ماضی جامد برای ذمّ و نکوهش.
  • المَصيرُ: فاعلِ «بِئسَ» به‌اعتبار ساخت نحوی مدح و ذمّ، «سرانجام/بازگشتگاه».

معانی کلیدی:

  • بئس: چه بد/نکوهیده است.
  • مصیر: سرانجام، فرجام، بازگشتگاه.
Nach oben scrollen