008-004-094-أنفال

« Back to Glossary Index
اینانند که به حق مؤمن اند و نزد پروردگار خود درجات و آمرزش و روزی بسیار خوبی خواهند داشت (کسی که نماز مقرره اسلام را با تمام شرایطش خواند، چون بطور مسلم بمعنای عمیق آن توجه دارد بهترین تربیت فکری اسلامی را داراست و اگر چنین کسی در راه پیشرفت و اصلاح جامعه نیز خرج کننده ی مال بود، قطعا مال دوست و دنیا خواه نخواهد بود که مالِ بیشتری از غنائم جنگی بخواهد و در این راه به پیغمبر اسلام ایراد بگیرد و مهاجران و انصار چنین بودند که همیشه در قرآن مورد تمجيد الله قرار گرفته اند) (4)

آیه: أُولٰئِكَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقًّا ۚ لَهُم دَرَجاتٌ عِندَ رَبِّهِم وَمَغفِرَةٌ وَرِزقٌ كَريمٌ

ترجمهٔ فارسی یک‌باره: آنان همان مؤمنانِ راستین‌اند؛ برایشان نزد پروردگارشان درجاتی است، و آمرزش، و روزیِ نیکو.


جمله ۱: أُولٰئِكَ هُمُ المُؤمِنونَ حَقًّا

ترجمهٔ فارسی: آنان همان مؤمنانِ راستین‌اند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای دور؛ نقش: مبتدا. ریشه: — (اسم اشاره). معنا: آن‌ها/آنان.
  • هُمُ: ضمیر منفصل جمع مذکر؛ نقش: ضمیر فصل و تأکید، همچنین می‌تواند خبرِ اول برای مبتدا باشد. ریشه: —. معنا: آنان/ایشان.
  • المُؤمِنونَ: اسم جمع مذکر سالم با «ال» تعریف؛ نقش: خبرِ مبتدا (یا خبرِ دوم پس از ضمیر فصل). ریشه: أ-م-ن. معنا: مؤمنان.
  • حَقًّا: مصدر منصوب به‌منزلهٔ حال یا مفعول مطلق برای تأکید معنای خبر؛ نقش: حال/مفعول مطلق. ریشه: ح-ق-ق. معنا: به‌راستی/واقعاً/حقّاً.

معنای نحوی کل جمله: تأکید بر این‌که «آنان» دقیقاً «مؤمنان حقیقی» هستند.


جمله ۲: لَهُم دَرَجاتٌ عِندَ رَبِّهِم

ترجمهٔ فارسی: برایشان نزد پروردگارشان درجاتی است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • لَهُم: جار و مجرور + ضمیر جمع؛ نقش: خبر مقدم (برای افادهٔ اختصاص/استحقاق). ریشهٔ لِـ: — (حرف جر). ضمیر «هم»: —. معنا: برای آنان.
  • دَرَجاتٌ: جمع مؤنث سالم (مفرد: درجة) نکره؛ نقش: مبتدا مؤخر مرفوع. ریشه: د-ر-ج. معنا: درجات/مراتب.
  • عِندَ: ظرف مکان؛ نقش: قید مکان مضاف. ریشه: —. معنا: نزد/پیش.
  • رَبِّهِم: مضاف‌الیه مجرور؛ «رَبّ» + ضمیر «هم». ریشه: ر-ب-ب. معنا: پروردگارشان.

معنای نحوی کل جمله: بیان وجود و تعلق درجات برای آنان نزد پروردگار.


جمله ۳: وَمَغفِرَةٌ وَرِزقٌ كَريمٌ

ترجمهٔ فارسی: و آمرزش، و روزیِ نیکو.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ نقش: عطف بر جملهٔ پیشین (بر «درجاتٌ») با ذکر مُعطوفات دیگر. معنا: و.
  • مَغفِرَةٌ: اسم نکره مؤنث مفرد؛ نقش: معطوف مرفوع (خبرِ وجودیِ مقدّر). ریشه: غ-ف-ر. معنا: آمرزش.
  • وَرِزقٌ: اسم نکره مذکر مفرد؛ نقش: معطوف دیگر. ریشه: ر-ز-ق. معنا: روزی.
  • كَريمٌ: صفت برای «رِزقٌ»؛ نقش: نعت مرفوع. ریشه: ك-ر-م. معنا: نیکو/بزرگوار/پرارزش.

معنای نحوی کل جمله: ذکر نعمت‌های افزوده برای آنان، یعنی آمرزش و نیز روزیِ نیکو.

Nach oben scrollen