047-038-093-محمد

« Back to Glossary Index
و شما همانهائی هستید که چون خوانده میشوید تا در راه الله خرجهای لازم را نمائید بسیاری از شما بخل کننده هستند (یعنی کوشش میکنند که چیزی ندهند یا کم بدهند) و کسی که در چنین راهی بخل ورزيد نسبت به منافع اجتماعی خودش بخل میورزد و الله بی نیاز و شما محتاجان به او هستید و اگر از راه اسلام پشت کنید او بجای شما قوم دیگری را که به مانند شما نباشند در مسلمانی خواهد آورد (۳۸)

متن عربی: ها أَنتُم هٰؤُلاءِ تُدعَونَ لِتُنفِقوا في سَبيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَن يَبخَلُ ۖ وَمَن يَبخَل فَإِنَّما يَبخَلُ عَن نَفسِهِ ۚ وَاللَّهُ الغَنِيُّ وَأَنتُمُ الفُقَراءُ ۚ وَإِن تَتَوَلَّوا يَستَبدِل قَومًا غَيرَكُم ثُمَّ لا يَكونوا أَمثالَكُم

ترجمهٔ: ای شما اینان! شما دعوت می‌شوید تا در راه خدا انفاق کنید؛ پس از شما کسانی هستند که بخیل می‌ورزند. و هر که بخل ورزد، تنها به زیانِ خود بخل کرده است. و خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید. و اگر روی برتابید، گروهی دیگر را جای شما می‌آورد، سپس آنان مانند شما نخواهند بود.


جمله ۱: ها أَنتُم هٰؤُلاءِ تُدعَونَ لِتُنفِقوا في سَبيلِ اللَّهِ

ترجمهٔ فارسی: هان، شما اینان! شما فراخوانده می‌شوید تا در راه خدا انفاق کنید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • ها: حرف تنبیه/تنبّه، برای جلب توجه شنونده.
  • أَنتُم: ضمیر منفصل، مبتدا (جمع مخاطب مذکر).
  • هٰؤُلاءِ: اسم اشاره برای جمع نزدیک؛ بدل یا عطف بیان از «أَنتُم» برای تأکید.
  • تُدعَونَ: فعل مضارع مجهول، مخاطب جمع؛ ریشه: د ع و؛ معنی: دعوت می‌شوید.
  • لِتُنفِقوا: لام تعلیل + فعل مضارع مخاطب جمع؛ ریشه: ن ف ق؛ معنی: تا انفاق کنید.
  • في: حرف جر؛ معنی: در.
  • سَبيلِ: اسم مجرور به «في»؛ ریشه: س ب ل؛ معنی: راه.
  • اللَّهِ: لفظ جلالة، مضافٌ‌الیهِ «سبيل»؛ معنی: خدا.

جمله ۲: فَمِنكُم مَن يَبخَلُ

ترجمهٔ فارسی: پس از میان شما کسانی هستند که بخل می‌ورزند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَـ: حرف استئناف/تفریع؛ معنی: پس/بنابراین.
  • مِنكُم: جار و مجرور؛ معنی: از شما.
  • مَن: اسم موصول عام برای عاقل؛ معنی: کسی که/کسانی که؛ نقش: مبتدا موصولی.
  • يَبخَلُ: فعل مضارع مرفوع، مفرد غائب؛ ریشه: ب خ ل؛ معنی: بخل می‌ورزد؛ نقش: صلهٔ «مَن» و خبر جمله.

جمله ۳: وَمَن يَبخَل فَإِنَّما يَبخَلُ عَن نَفسِهِ

ترجمهٔ فارسی: و هر که بخل ورزد، جز به زیانِ خود بخل می‌ورزد.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • مَن: اسم موصول؛ معنی: هر که.
  • يَبخَل: فعل مضارع؛ ریشه: ب خ ل؛ معنی: بخل می‌ورزد؛ صلهٔ «مَن».
  • فَـ: فای تفریع/سببیت.
  • إِنَّما: ادات حصر؛ معنی: جز/تنها.
  • يَبخَلُ: فعل مضارع مرفوع؛ تکرار برای تأکید؛ معنی: بخل می‌ورزد.
  • عَن: حرف جر؛ معنی: از/بر ضدّ.
  • نَفسِهِ: اسم مجرور + ضمیر غائب مذکر مفرد متصل؛ ریشه: ن ف س؛ معنی: جان/خودِ او؛ نقش: متعلق به «عَن».

جمله ۴: وَاللَّهُ الغَنِيُّ وَأَنتُمُ الفُقَراءُ

ترجمهٔ فارسی: و خدا بی‌نیاز است و شما نیازمندید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • اللَّهُ: مبتدا مرفوع؛ معنی: خدا.
  • الغَنِيُّ: خبرِ «اللَّهُ»؛ ریشه: غ ن ي؛ معنی: بی‌نیاز/توانگر.
  • وَ: حرف عطف.
  • أَنتُمُ: مبتدا دوم؛ ضمیر منفصل جمع مخاطب.
  • الفُقَراءُ: خبرِ «أَنتُمُ»؛ ریشه: ف ق ر؛ معنی: نیازمندان/فقیران.

جمله ۵: وَإِن تَتَوَلَّوا يَستَبدِل قَومًا غَيرَكُم ثُمَّ لا يَكونوا أَمثالَكُم

ترجمهٔ فارسی: و اگر روی برتابید، گروهی دیگر را جای شما می‌آورد، سپس آنان مانند شما نخواهند بود.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف.
  • إِن: حرف شرط جازم؛ معنی: اگر.
  • تَتَوَلَّوا: فعل مضارع مجزوم به شرط، مخاطب جمع؛ ریشه: و ل ي؛ معنی: روی برمی‌تابید/پشت می‌کنید.
  • يَستَبدِل: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ب د ل (باب استفعل)؛ معنی: جایگزین می‌کند/می‌گزارد.
  • قَومًا: مفعولٌ‌به منصوب؛ ریشه: ق و م؛ معنی: گروه/قوم.
  • غَيرَكُم: صفتِ «قوماً» یا حال؛ «غیر» اسم منصوب + ضمیر متصل؛ معنی: غیرِ شما/دیگری به‌جای شما.
  • ثُمَّ: حرف عطف برای تراخی/فاصله زمانی؛ معنی: سپس.
  • لا: حرف نفی.
  • يَكونوا: فعل مضارع منصوب به «لا» النافیة للجنس نیست؛ این‌جا «لا» نفی ساده است و «يكونوا» به‌سبب «ثُمَّ» در سیاق معطوف با تقدیر «فلن يكونوا» در معناست؛ از نظر اعراب، فعل مضارع مرفوع یا منصوب به نون حذف در جمع مذکر؟ در رسم مصحف، «يَكونوا» با واو جمع آمده؛ ریشه: ك و ن؛ معنی: باشند/گردند.
  • أَمثالَكُم: خبر «يكونوا» یا مفعول دومِ «يكون» به‌اعتبار افعال ناقصه؛ «أمثال» جمع «مثل»، منصوب؛ ریشه: م ث ل؛ معنی: همانندهای شما.

توضیح املایی/نکات نحوی تکمیلی:

  • «ها أنتم هؤلاء» ترکیب تأکیدی برای خطاب نزدیک و جلب توجه است.
  • «تدعَون» مجهول آمده تا اصل دعوت الهی و عمومیت آن را نشان دهد.
  • «إنّما» حصر می‌آورد؛ یعنی بخل تنها به زیان خودِ بخیل است.
  • «الغني» و «الفقراء» در تقابل معنایی‌اند و ساختار مبتدا-خبر را تقویت می‌کنند.
  • در «ثم لا يكونوا أمثالكم»، مقصود این است که جانشینان، از جهت اطاعت و انفاق، بهتر از شما خواهند بود و همانند شما در بخل و روی‌گردانی نخواهند بود.
Nach oben scrollen