047-032-093-محمد

« Back to Glossary Index
به يقين کسانیکه کفران این آموزش ها را کردند و مردم را از راه الله باز داشتند (راه الله شامل تصمیم جنگ با کافران نیز میشود) و بعد از اینکه برای ایشان راهنمائی های الله واضح شد با پیغام آور او مخالفت کردند، هرگز اندک ضرری به الله نخواهند زد و او تمام اعمال ایشان را تباه خواهد نمود (۳۲)

متن عربی: إِنَّ الَّذينَ كَفَروا وَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ وَشاقُّوا الرَّسولَ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدىٰ لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيئًا وَسَيُحبِطُ أَعمالَهُم

ترجمهٔ فارسی کل: بی‌گمان کسانی که کافر شدند و مردم را از راهِ خدا بازداشتند و با پیامبر به دشمنی و مخالفت برخاستند، پس از آنکه راهِ هدایت برایشان روشن شد، هرگز به خدا هیچ آسیبی نمی‌رسانند، و به‌زودی خداوند کارهایشان را نابود خواهد کرد.

تقسیم به جمله‌ها، ترجمه و تحلیل واژگانی:

  1. إِنَّ الَّذينَ كَفَروا ترجمه: به‌راستی کسانی که کافر شدند
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنی: همانا، به‌راستی.
    • ریشه:—
    • نقش: حرف ناسخ، اسم بعدی را منصوب می‌کند.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ معنی: کسانی که.
    • ریشه:—
    • نقش: اسم إنَّ (منصوب).
  • كَفَروا: فعل ماضی، جمع غایب؛ معنی: کافر شدند.
    • ریشه: ك-ف-ر (پوشاندن، انکار).
    • نقش: صلهٔ اسم موصول؛ فاعلش واو جمع است.
    • معانی مرتبط: کفر ورزیدن، انکار حق.

  1. وَصَدّوا عَن سَبيلِ اللَّهِ ترجمه: و [دیگران را] از راهِ خدا بازداشتند
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • صَدّوا: فعل ماضی، جمع غایب؛ معنی: بازداشتند، بازداشتن و منع کردند.
    • ریشه: ص-د-د (بازداشتن، روی‌گردان کردن).
    • نقش: معطوف به «كَفَروا».
  • عَن: حرف جر؛ معنی: از.
  • سَبيلِ: اسم مجرور؛ معنی: راه.
    • ریشه: س-ب-ل (راه، طریق).
    • نقش: مضاف‌الیه برای «عَن».
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور؛ معنی: خدا.
    • ریشه:—
    • نقش: مضافٌ‌الیهِ «سَبيل».

  1. وَشاقُّوا الرَّسولَ ترجمه: و با پیامبر دشمنی و مخالفت کردند
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • شاقُّوا: فعل ماضی جمع غایب از باب مفاعلة (شاقَّ یُشاقُّ)؛ معنی: مخالفت سخت کردند، به ستیز برخاستند.
    • ریشه: ش-ق-ق (شکافتن، دوگانگی، مخالفت).
    • نقش: معطوف به افعال پیشین.
    • نکته: «مُشَاقَّة» یعنی در جانب مقابل قرار گرفتن و خصومت ورزیدن.
  • الرَّسولَ: اسم منصوب؛ معنی: پیامبر.
    • ریشه: ر-س-ل (فرستادن).
    • نقش: مفعولٌ‌بهِ «شاقُّوا».

  1. مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدىٰ ترجمه: پس از آنکه هدایت برایشان آشکار شد
  • مِن: حرف جر؛ معنی: از.
  • بَعدِ: اسم مجرور؛ معنی: پس از.
    • ریشه: ب-ع-د (دوری، پس).
  • ما: اسم موصول/مصدرية؛ در اینجا مصدریه زمانی؛ معنی: آن‌که/این‌که.
  • تَبَيَّنَ: فعل ماضی؛ معنی: آشکار شد، روشن شد.
    • ریشه: ب-ي-ن (ظهور، بینایی، جداسازی).
    • نقش: فعل جملهٔ موصولی.
  • لَهُمُ: جار و مجرور؛ معنی: برایشان.
    • ریشه: ل-ه (لام + ضمیر هم).
    • نقش: متعلق به «تَبَيَّنَ».
  • الهُدىٰ: فاعل «تَبَيَّنَ» مرفوع؛ معنی: هدایت.
    • ریشه: ه-د-ي (راه نمودن).
    • نکته: در این ساخت، «الهُدى» فاعل است چون فعل لازم «تَبَيَّنَ» است و «لَهُم» جار و مجرور.

  1. لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيئًا ترجمه: هرگز به خدا هیچ آسیبی نمی‌رسانند
  • لَن: حرف نفیِ مؤکدِ مستقبل؛ معنی: هرگز [در آینده].
  • يَضُرُّوا: فعل مضارع منصوب به «لَن»، جمع غایب؛ معنی: زیان می‌رسانند.
    • ریشه: ض-ر-ر (زیان).
    • نقش: فعل جمله؛ واو جمع فاعل.
  • اللَّهَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ معنی: خدا.
  • شَيئًا: تمییز/مفعول مطلق/مفعول به دوم برای تأکید نفی؛ معنی: هیچ چیز/هیچ‌گونه.
    • ریشه: ش-ي-ء (چیز).
    • نکته: نکره منصوب برای تقویت عموم نفی.

  1. وَسَيُحبِطُ أَعمالَهُم ترجمه: و به‌زودی خداوند کارهایشان را نابود خواهد کرد
  • وَ: حرف عطف؛ معنی: و.
  • سَـ: حرف تنفیس/استقبال نزدیک؛ معنی: به‌زودی.
  • يُحبِطُ: فعل مضارع مرفوع؛ معنی: نابود می‌کند، بی‌اثر می‌سازد.
    • ریشه: ح-ب-ط (باطل شدن، بی‌اثر شدن).
    • نقش: فعل جمله.
    • نکتهٔ معنایی: «إحباط» یعنی تباه کردن اثر اعمال.
  • أَعمالَ: مفعولٌ‌به منصوب؛ معنی: کارها، اعمال.
    • ریشه: ع-م-ل (کار کردن).
  • هُم: ضمیر متصل، مضافٌ‌الیه؛ معنی: ایشان/آن‌ها.

نکات نحوی و معنایی کلی:

  • ساختار آیه با «إنَّ» آغاز می‌شود تا خبر را مؤکد کند.
  • سه فعل گذشته «كفروا، صَدّوا، شاقّوا» رفتارهای گذشته را بیان می‌کنند که پس از روشن شدن هدایت رخ داده‌اند.
  • «لَن» نفی مؤکد آینده است؛ تأکید بر اینکه این مخالفت‌ها به خدا هیچ زیانی نمی‌رساند.
  • «سَيُحبِطُ» با «سَـ» نزدیک بودن وقوع را می‌رساند؛ نابودی اعمال نتیجهٔ الهیِ این رفتارهاست.
Nach oben scrollen