047-030-093-محمد

« Back to Glossary Index
و ما اگر بخواهیم آنان را بطور وضوح به تو مینمایانیم و تو ایشان را روی علاماتی که در آنان هست اندکی شناخته ای و حالا نیز ایشان را از طرز سخن گفتن میشناسی و شما ای دورویان بدانید که الله اعمال شما را می داند (چون دوروئی ها نسبی است و ممکن است بعضی دورویان از دوروئی دست بکشند و برخی حقیقتا در باطن دشمن مسلمانان باشند مصلحت نبود که الله از طریق وحی تمام ایشان را بشناساند و از میان مسلمانان طرد شوند و صلاح این بود که بوسیله آزمایشهائی عملی، آنانکه سزاوار طرد میباشند، طرد شوند ) (۳۰)

متن: وَلَوْ نَشاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ ۖ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ

ترجمهٔ کلی به فارسی: و اگر بخواهیم، به تو آنان را نشان می‌دهیم تا آنان را از نشانه‌هایشان بشناسی؛ و البته آنان را در کژتابیِ گفتارشان نیز خواهی شناخت؛ و خدا اعمال شما را می‌داند.


جمله ۱: وَلَوْ نَشاءُ لَأَرَيْنَاكَهُمْ

ترجمه: و اگر بخواهیم، حتماً آنان را به تو نشان می‌دهیم.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و)
  • لَوْ: حرف شرط غیر جازم، «اگر»
  • نَشاءُ: فعل مضارع مرفوع، متکلم مع‌الغیر؛ ریشه: شاء/يَشاءُ (ش ی ء). معنا: بخواهیم.
    • نَـ: ضمیر متکلم جمع (ما)
    • شاءُ: مضارع مرفوع (علامت رفع: ضمه)
  • لَأَرَيْنَاكَ: لامِ موکّد/ابتداء + فعل ماضی متعدی به دو مفعول؛ ریشه: ر أ ي (دیدن/نشان دادن). معنا: حتماً نشان دادیم/می‌نمایانیم (در سیاق شرطِ غیر جازم، برای تأکید آینده‌مضمون).
    • أَرَيْنَا: فعل ماضی، متکلم جمع: «نشان دادیم»
    • كَ: ضمیر مفعولی دوم، مخاطب مفرد مذکر: «تو»
  • هُمْ: ضمیر مفعولی اول جمع: «آنان»

نکتهٔ نحوی:

  • «لو» غیرجازم است؛ فعل بعدش مرفوع می‌آید. «لَـ» در «لأريناك» برای تأکیدِ جواب شرط است. زمان در فارسی به‌صورت آینده ترجمه شده چون معنای وعدهٔ الهی در سیاق آیه است.

جمله ۲: فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيمَاهُمْ

ترجمه: پس یقیناً آنان را از چهره‌نماهایشان (نشانه‌هایشان) خواهی شناخت.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَـ: حرف تفریع/نتیجه: «پس»
  • لَعَرَفْتَهُمْ: لامِ تأکید + فعل ماضیِ دلالت بر تحقق در جواب شرط؛ ریشه: ع ر ف (شناختن). معنا: قطعاً می‌شناختی/خواهی شناخت.
    • عَرَفْتَ: فعل ماضی، مفرد مخاطب: «شناختی»
    • هُمْ: ضمیر مفعولی جمع: «آنان»
  • بِسِيمَاهُمْ: جار و مجرور؛ ریشه: س و م/سِيمَا (سیما، نشانهٔ ظاهری). معنا: به وسیلهٔ نشانه‌هایشان/چهره‌شان.
    • بِـ: حرف جر: «به/با»
    • سِيمَا: اسم، به‌معنای علامت و نشانهٔ ظاهری
    • هُمْ: ضمیر مضافٌ‌الیهِ جمع: «آن‌ها»

نکتهٔ نحوی:

  • «لام» در «لَعَرَفْتَهُمْ» برای تأکیدِ جوابِ شرطِ مقدّر است. ترجمهٔ فارسی با «یقیناً» آمده است.

جمله ۳: وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ

ترجمه: و قطعاً آنان را در کژتابیِ گفتار (لحنِ سخن) نیز خواهی شناخت.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف: «و»
  • لَتَعْرِفَنَّهُمْ: لامِ تأکید + فعل مضارع مؤکد ثقيل + ضمیر نصب؛ ریشه: ع ر ف. معنا: بی‌گمان خواهی شناختشان.
    • تَعْرِفُ: فعل مضارع مخاطب مفرد: «می‌شناسی/خواهی شناخت»
    • نَّ: نونِ تأکیدِ ثقیله، دلالت بر شدت تأکید
    • هُمْ: ضمیر مفعولی جمع: «آنان»
  • فِي لَحْنِ الْقَوْلِ: جار و مجرور؛ ریشه: ل ح ن (لحن، کژتابی، کنایه‌گویی). معنا: در لحنِ گفتار.
    • فِي: حرف جر: «در»
    • لَحْنِ: اسم مجرور مضاف: «لحن/کژتابی»
    • الْقَوْلِ: اسم مجرور مضافٌ‌الیهِ؛ ریشه: ق و ل (گفتن/گفتار)

نکتهٔ معنایی:

  • «لحنِ القول» اشاره به نشانه‌های پنهان در شیوهٔ سخن گفتن، کنایه‌ها و کژتابی‌ها دارد که ماهیت درونی را آشکار می‌کند.

جمله ۴: وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ

ترجمه: و خداوند، کارهای شما را می‌داند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف: «و»
  • اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع
  • يَعْلَمُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ع ل م (دانستن). معنا: می‌داند.
  • أَعْمَالَكُمْ: مفعول به منصوب + ضمیر مضافٌ‌الیهِ؛ ریشه: ع م ل (عمل/کردار).
    • أَعْمَالَ: جمع «عَمَل»، منصوب به‌عنوان مفعول
    • كُمْ: ضمیر جمع مخاطب: «شما»

نکتهٔ نحوی:

  • جمله اسمیه با مبتدا «اللّه» و خبر فعلی «يَعلَمُ» که به‌صورت جمله فعلیه در مقام خبر آمده است. تأکید بر احاطهٔ علمی خدا بر اعمال.
Nach oben scrollen