047-027-093-محمد

« Back to Glossary Index
هنگامی که فرشتگان مخصوصی جان ایشان را میگیرند و بر صورت و پشت ایشان میزنند حال ایشان چه خواهد بود؟ (فرشته مخفف فرستاده میباشد و این ترجمه ملک و ملائکه است و ملک یعنی مورد تملک و ماموری که از خود اختیاری نداشته باشد و در اختیار فرستنده خود باشد و در این آیه اشاره به فرشته هائیست که روحی بوده اند و پس از جدا شدن روح از بدن بر صورت و پشت روح انسانهای فاسد و کفران کننده میزنند و این ملک های روحی از تمركز قوه هائی که بر ما بشرها جنس آن قوه ها و انرژیها پوشیده است بوجود آمده اند) (۲۷)

فَكَيفَ إِذا تَوَفَّتهُمُ المَلائِكَةُ يَضرِبونَ وُجوهَهُم وَأَدبارَهُم

پس چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند، در حالی که صورت‌ها و پشت‌هایشان را می‌کوبند؟


جمله ۱: فَكَيفَ إِذا تَوَفَّتهُمُ المَلائِكَةُ

ترجمهٔ جمله: پس چگونه است، آن‌گاه که فرشتگان آنان را می‌میرانند/قبض روح می‌کنند؟

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف عطف/استیناف، معنا: «پس/بنابراین».
    • ریشه ندارد (حرف).
  • كَيفَ: اسم استفهام، نقش: متعلق به محذوف یا خبر، معنا: «چگونه».
    • ریشه ندارد (اسم مبنی).
  • إِذا: ظرف زمان، معنا: «هنگامی که/وقتی که»، دلالت بر زمان آینده/تحقق‌شونده.
    • ریشه ندارد (حرف/ظرف مبنی).
  • تَوَفَّتْهُمُ: فعل ماضی، باب تفعیل (تَوَفَّى)، صیغه: سوم شخص مفرد مؤنث به اعتبار فاعل «المَلائِكَةُ» جمع غیر عاقل که مؤنث مفرد می‌آید؛ ضمیر «هُمُ» مفعول به، معنا: «جانِ آنان را گرفت».
    • ریشه: و-ف-ي (وفى)، معنا: «تمام کردن/قبض کردن/به طور کامل ستاندن».
    • نقش: فعل و مفعول (ضمیر هُمُ).
  • المَلائِكَةُ: اسم ظاهر، جمع «مَلَك»، مرفوع به عنوان فاعل برای «تَوَفَّتْ»، معنا: «فرشتگان».
    • ریشه: م-ل-ك (ملك/مَلَك)، معنا: فرشته.
    • اعراب: مرفوع با ضمّه. نکته نحوی: جمله شرط‌مانندی با «إِذا»؛ «فَكَيفَ» استفهام تعجّبی/تهدیدی است و «تَوَفَّتْهُمُ المَلائِكَةُ» جملهٔ فعلیه در محل جرّ به اضافهٔ «إِذا» به عنوان مضاف‌الیه ظرف.

جمله ۲: يَضرِبونَ وُجوهَهُم وَأَدبارَهُم

ترجمهٔ جمله: در حالی که صورت‌هایشان و پشت‌هایشان را می‌زنند.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • يَضرِبونَ: فعل مضارع مرفوع، صیغه: سوم شخص جمع مذکر، معنا: «می‌زنند/می‌کوبند».
    • ریشه: ض-ر-ب، معنا: «زدن/کوبیدن».
    • نقش: فعل، فاعل آن ضمیر مستتر «هم» به مرجع «المَلائِكَةُ» (فرشتگان).
  • وُجوهَ: مفعولٌ به اول منصوب، معنا: «صورت‌ها».
    • ریشه: و-ج-ه، معنا: «چهره/روی».
    • اعراب: منصوب با فتحه؛ در ترکیب با ضمیر بعدی.
  • هُم: ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه برای «وُجوهَ»، معنا: «ایشان/آن‌ها».
  • وَ: حرف عطف، معنا: «و».
  • أَدبارَ: مفعولٌ به دوم منصوب، معنا: «پشت‌ها/پس‌ِپشت‌ها».
    • ریشه: د-ب-ر (دُبُر)، معنا: «پشت/عقب».
    • اعراب: منصوب با فتحه؛ در ترکیب با ضمیر بعدی.
  • هُم: ضمیر متصل، مضافٌ‌إلیه برای «أَدبارَ»، معنا: «ایشان/آن‌ها».

نکته نحوی:

  • جملهٔ دوم حالیه است: «يَضرِبونَ…» حال برای فاعل «المَلائِكَةُ» در جملهٔ اول؛ یعنی فرشتگان در حال قبض روح، آنان را می‌زنند.
  • «وُجوهَهُم» و «أَدبارَهُم» هر دو مفعول‌به برای «يَضرِبونَ» هستند، با عطف.
Nach oben scrollen