047-022-093-محمد

« Back to Glossary Index
و آیا اگر شما دورویان عهده دار اداره امور مردم شوید، امید دارید که در زمین فساد کنید و رشته خویشاوندی جامعه خود را بنفع خود پاره پاره کنید! (۲۲)
متن: فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ

ترجمهٔ فارسی روان: پس آیا اگر روی برتافتید، بیم آن می‌رود که در زمین فساد کنید و پیوندهای خویشاوندی را بگسلید؟


جملهٔ ۱: فَهَلْ عَسَيْتُمْ

ترجمه: پس آیا بیم آن می‌رود که شما…؟

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَ: حرف عطف/استئناف، معنای «پس/بنابراین».
  • هَلْ: حرف استفهام، برای پرسش بله/خیر.
  • عَسَيْتُمْ: فعل ماضی (صرف دوم شخص جمع)، از ریشه «ع س و/ع س ي»، باب ثلاثی مجرد؛ فعل ناقصه به معنای «شاید/بیم آن است/گمان می‌رود». نقش: فعل و ضمیر فاعلی «تم» = شما.

معانی واژه‌ها:

  • فَ: پس
  • هَلْ: آیا
  • عَسَيْتُمْ: بیم آن می‌رود/شاید

جملهٔ ۲: إِنْ تَوَلَّيْتُمْ

ترجمه: اگر شما روی برتافتید/گردن‌زده و پشت کردید،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • إِنْ: حرف شرط جازم، «اگر».
  • تَوَلَّيْتُمْ: فعل ماضی، باب تفعّل (تولَّى)، دوم شخص جمع؛ ریشه «و ل ي»؛ معنای «برگشتید/روی برتافتید/روی گردان شدید». نقش: فعل شرط با فاعل ضمیر «تم».

معانی واژه‌ها:

  • إِنْ: اگر
  • تَوَلَّيْتُمْ: روی برتافتید/پشت کردید

جملهٔ ۳: أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ

ترجمه: که در زمین فساد کنید،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • أَنْ: حرف مصدریه/نصب، برای نصب فعل مضارع بعد از خود.
  • تُفْسِدُوا: فعل مضارع منصوب به «أَنْ»، دوم شخص جمع؛ باب افعال (أفسد)، ریشه «ف س د»؛ معنای «فساد کنید/تباهی آورید». نقش: فعل منصوب، فاعل ضمیر مستتر «أنتم».
  • فِي: حرف جر، «در».
  • الْأَرْضِ: اسم مجرور به «في»، مفرد معرفه؛ ریشه «أ ر ض»، «زمین/سرزمین».

معانی واژه‌ها:

  • أَنْ: که/تا
  • تُفْسِدُوا: فساد کنید
  • فِي: در
  • الْأَرْضِ: زمین

جملهٔ ۴: وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ

ترجمه: و پیوندهای خویشاوندی‌تان را بگسلید.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف، «و».
  • تُقَطِّعُوا: فعل مضارع منصوب (به عطف بر «تُفْسِدُوا» تحت «أَنْ»)، دوم شخص جمع؛ باب تفعیل (قطّع)، ریشه «ق ط ع»؛ معنای «ببرید/بگسلید/پاره کنید».
  • أَرْحَامَ: مفعول به منصوب؛ جمع «رَحِم»؛ ریشه «ر ح م»؛ معنای «رحم‌ها/خویشاوندی‌ها/پیوندهای خویشاوندی».
  • ـكُمْ: ضمیر متصل، مضاف‌الیه؛ «شما/تان».

معانی واژه‌ها:

  • وَ: و
  • تُقَطِّعُوا: بگسلید/ببُرید
  • أَرْحَامَكُمْ: پیوندهای خویشاوندی‌تان

نکتهٔ نحوی کلّی:

  • «فَهَلْ عَسَيْتُمْ …» ساختار استفهامیِ تقریری/انکاری است؛ «عسى» به‌عنوان فعل ناقصه، معمولاً اسم و خبر می‌گیرد، ولی در این سیاق، با «أنْ» و فعل مضارع آمده و معنای «بیم آن می‌رود که…» می‌دهد.
  • «أَنْ تُفْسِدُوا وَتُقَطِّعُوا» هر دو فعل مضارع منصوب به «أَنْ» هستند و «وَ» عطف بین دو فعل هم‌پایه است.
  • «إِنْ تَوَلَّيْتُمْ» جملهٔ شرطیِ معترضه/توضیحی است که حالتی را بیان می‌کند: اگر پشت کنید، آنگاه بیمِ فساد و قطع رحم هست.
تَوَلَّيْتُم
  • زبان: عربی
  • ریشه و ساخت: از ریشه ثلاثی «و-ل-ي» (وَليَ/يَلي) با باب تَفَعُّل (تَوَلَّى). صیغه «تَوَلَّيْتُم» فعل ماضی، باب تفعّل، مخاطب جمع مذکر (شما)، متصل به ضمیر فاعلی «تُم».
  • صورت پایه: تَوَلَّى
  • وزن: تَفَعَّلَ
  • صرف: ماضی «تَوَلَّيْتُ، تَوَلَّيْتَ، تَوَلَّيْتِ، تَوَلَّى، تَوَلَّتْ، تَوَلَّيْنَا، تَوَلَّيْتُم، تَوَلَّيْتُنَّ، تَوَلَّوْا، تَوَلَّيْنَ». مضارع «يَتَوَلَّى، تَتَوَلَّى…». امر «تَوَلَّ». مصدر «تَوَلٍّ / تَوَلِّي».

۱) معانی تفصیلی «تَوَلَّيْتُم»

  • شما روی برتافتید/پشت کردید: کناره‌گیری، امتناع از همراهی یا اطاعت.
  • شما سرپرستی/عهده‌داری کردید: پذیرفتن ولایت، کفالت، به‌دست گرفتن کار یا شخصی.
  • شما روی آوردید/دوستی گرفتید: اتخاذِ ولیّ/حامی، پیوستن و موالات با کسی یا چیزی.
  • شما پذیرفتید و به عهده گرفتید: قبول مسئولیت یا کار.
  • شما برگشتید و روی گرداندید (در بافت نکوهشی): ترک همراهی، بی‌اعتنایی.

توضیح معنایی:

  • ریشه «وَلِيَ» دلالت بر قرب، پیوستگی و پی‌درپی بودن دارد؛ از همین رو «وِلاية» (سرپرستی/دوستی) و نیز «تَوَلِّي» هم می‌تواند به معنی پذیرفتن سرپرستی یا دوستی باشد و در بافت دیگر، «تَوَلِّي عن» به معنای روی‌گردانی و کناره‌گیری می‌آید. تشخیص معنا کاملاً وابسته به حرف اضافه و سیاق است.

۲) کاربرد واژه در زبان عربی

  • با «عن»: تَوَلَّى عَنِ الأَمرِ/عَنِ القومِ = روی گرداند، کناره گرفت، پشت کرد. مثال قرآنی: ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ (بقره/۸۳) = سپس شما (از فرمان) روی گرداندید جز اندکی از شما.
  • با مفعول یا «أمر/شأن»: تَوَلَّى الأَمرَ = عهده‌دار شد، به دست گرفت.
  • با «ـه/عنْه»: تَوَلَّيْتُهُ = سرپرستی‌اش را بر عهده گرفتم؛ تَوَلَّيْتُ عَنْهُ = از او روی گرداندم.
  • با «ولاية/وَلِيّ»: تَوَلَّى فُلانًا = او را ولیّ/دوست و حامی خود گرفت.
  • سبکی و بافت:
    • دینی/قرآنی: غالباً در نکوهش روی‌گردانی از اطاعت، یا در بیان اتخاذِ ولیّ و نصیر.
    • اداری/حقوقی: «تولّی المنصب/تولّی المسؤولية» = بر عهده گرفتن منصب/مسئولیت.
    • اجتماعی: «تولّی شؤون الأسرة» = رسیدگی/سرپرستی امور خانواده.

۳) ویژگی‌های دستوری

  • نوع: فعل ماضی مزید، باب تفعّل.
  • شخص و شمار: مخاطب جمع مذکر (أنتم).
  • لازم و متعدی: بسته به ساخت و حروف جر هر دو می‌آید.
    • لازم با «عن»: تَوَلَّى عَن = کناره گرفت/پشت کرد.
    • متعدی مستقیم: تَوَلَّى الأَمرَ = عهده‌دار شد.
  • حروف جر رایج: عن، إلى، من، لِـ (برحسب معنا).
  • اسم فاعل/مفعول از «تولّى»: مُتَوَلٍّ (عارف به اداره‌کننده/متکفّل)، اسم مصدر: تَوَلٍّ/تَوَلِّي.
  • مصدر نوعی: تَوَلِّيًا، تَوَلِّي الأمور/تَوَلِّي عن الأمر.

۴) اطلاعات ریشه‌شناختی (اتیمولوژی)

  • ریشه سامی مشترک W-L-Y با هسته معنایی «قرب، پیوستگی، دنبال هم آمدن». از همین ریشه:
    • وَلِيَ (نزدیک/پیرو شد)، وَلِيّ (دوست/یاور/سرپرست)، وِلاية/وَلاية (حکمرانی/سرپرستی)، مَوْلًى (مولی؛ سرور/آزادکننده/آزادشده بسته به سیاق)، مُوَالاة (دوستی/هم‌پیمانی).
  • در عربی کلاسیک، «تولّی» هم بار مثبت دارد (قبول سرپرستی) و هم منفی (اعراض و پشت‌کردن)، که از دو مسیر معنایی «ولایت/پذیرفتن» و «اعراض/انصراف» شکل گرفته است. معنای دوم معمولاً با «عن» تثبیت می‌شود.

۵) ظرایف معنایی و تفاوت‌های سیاقی

  • بدون حرف اضافه و با مفعول: غالباً «عهده‌داری» و «قبول مسئولیت».
  • با «عن»: کناره‌گیری/اعراض.
  • با مفعول انسانی: «اتخاذ ولیّ/یاور» یا «سرپرستی شخص».
  • در متون دینی: «تولّیتم» اغلب نکوهشِ روی‌گردانی از فرمان الهی یا پیامبر/کتاب است، مگر اینکه قرینه بر «پذیرفتن ولایت» باشد.

۶) هم‌خانواده‌ها و مشتقات

  • وَلِيّ، مَوْلًى، وِلاية/وَلاية، وَلاء/وَلاءٌ، مُوالاة، أَوْلِياء، مَوالٍ/مَوالِي، وَلِيَ، يَلِي، تَالٍ/يَتْلُو (از ریشه متفاوت «ت ل و» است؛ با «و ل ي» اشتباه نشود).

۷) نقش‌های نحوی نمونه

  • تَوَلَّيْتُم الأَمْرَ: فعل+فاعل مستتر در «تُم»، مفعول «الأمرَ».
  • تَوَلَّيْتُمْ عَنِّي: فعل + جار و مجرور «عَنِّي» = کناره‌گیری از من.
  • لَقَدْ تَوَلَّيْتُمْ وَلَمْ تَسْمَعُوا: پیوست با «واو حالیه»/عطف.

۸) مثال‌های کاربردی (با ترجمه فارسی)

  • ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ = سپس شما روی گرداندید، جز اندکی از شما.
  • تَوَلَّيْتُمْ الأَمْرَ بَعدَ الأَزْمَةِ = شما کار را پس از بحران بر عهده گرفتید.
  • لِمَ تَوَلَّيْتُمْ عَنِ النَّصِيحَةِ؟ = چرا از اندرز روی برتافتید؟
  • تَوَلَّيْتُمْ خِدْمَتَهُ = سرپرستی او را پذیرفتید.
  • بَلْ تَوَلَّيْتُمْ وَاْستَغْنَيْتُمْ = بلکه روی برتافتید و بی‌نیاز نمودید (اظهار بی‌نیازی کردید).

۹) مترادف‌ها و متضادها

الف) عربی

  • در معنی «پشت کردن/اعراض»:
    • مترادف: أَعْرَضْتُمْ، اِنْصَرَفْتُمْ، رَغِبْتُمْ عَنْهُ، أَدْبَرْتُمْ.
    • متضاد: أَقْبَلْتُمْ، اِسْتَجَبْتُمْ، اْمْتَثَلْتُمْ، تَمَسَّكْتُمْ، تَعَلَّقْتُمْ.
  • در معنی «عهده‌دار شدن/سرپرستی»:
    • مترادف: تَكفَّلْتُمْ، تَحَمَّلْتُم، تَسَلَّمْتُمْ، تَقَلَّدْتُمْ، تَوَلَّيْتُم الإِشْرَافَ (خودِ فعل با مفعول متفاوت).
    • متضاد: تَخَلَّيْتُمْ، تَرَكْتُمْ، أَعْفَيْتُمْ أَنْفُسَكُمْ، عَزَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ.
  • در معنی «دوستی/ولایت گرفتن»:
    • مترادف: وَالَيْتُمْ، نَاصَرْتُمْ، اتَّخَذْتُمْ فُلَانًا وَلِيًّا.
    • متضاد: عَادَيْتُمْ، بَارَأْتُمْ، تَبَرَّأْتُمْ.

ب) فارسی

  • برای «پشت کردن/اعراض»: روی‌گردان شدید، اعراض کردید، برگشتید، کناره گرفتید، دل بریدید.
    • متضاد: رو آوردید، پذیرفتید، استقبال کردید، لبیک گفتید، تمکین کردید.
  • برای «عهده‌دار شدن»: بر عهده گرفتید، متکفل شدید، مدیریت را پذیرفتید، مسؤولیت گرفتید.
    • متضاد: شانه خالی کردید، واگذاشتید، کناره‌گیری کردید، استعفا دادید.
  • برای «دوستی/ولایت گرفتن»: دوست و حامی گرفتید، ولایت پذیرفتید، جانب‌داری کردید.
    • متضاد: دشمنی گرفتید، برائت جستید، قطع حمایت کردید.

۱۰) نکات کاربردی

  • دقت به حرف اضافه: «عن» تقریباً همیشه معنای اعراض می‌دهد؛ بدون حرف اضافه یا با مفعول صریح، معنای پذیرش و عهده‌داری غلبه دارد.
  • تفاوت با «وَلِيَ»: «وَلِيَ» فعل ساده «پی‌درپی/نزدیک شدن/به عهده داشتن» است؛ «تولّى» غالباً وجه انعکاسی/اختیاری (خودپذیرانه یا خودکناره‌گیرانه) را می‌رساند.
  • رسم‌الخط: «تَوَلَّيْتُم» با تشدید بر «لّ» و ساکن «يْ» پیش از «تُم». در نگارش بدون اعراب معمولاً «توليتم» یا «تولَّيتم» دیده می‌شود.
  • در ترجمه متون دینی: بهتر است بر اساس قرائن قبل و بعد، بین «پشت کردید» و «عهده‌دار شدید» یکی را برگزید.

۱۱) پیوند با اصطلاحات

  • «تولّی و تبرّی» (در کلام و فقه شیعی): دو اصل ولایی؛ تولّی = دوستی و پیروی از اولیای حق، تبرّی = بیزاری از دشمنان آنان.
  • «المُتَوَلِّي» در فقه/وقف: متولیِ وقف = سرپرست/امانت‌دار اجرای شروط واقف.

خلاصه کاربرد صیغه «تَوَلَّيْتُم»

  • اگر پس از آن «عن» بیاید: شما روی گرداندید.
  • اگر با یک مفعولِ کار/امر بیاید: شما کار را بر عهده گرفتید.
  • اگر با شخص/ولیّ بیاید: شما او را ولیّ/حامی خود گرفتید.

در این آیه کدام از معانی درست است: فَهَل عَسَيتُم إِن تَوَلَّيتُم أَن تُفسِدوا فِي الأَرضِ وَتُقَطِّعوا أَرحامَكُم


برداشت درست «تَوَلَّيتُم» در آیه «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ» (محمد/۲۲) بر اساس سیاق و قرائت‌های مفسران دو احتمال دارد، اما مشهور و قوی‌تر چنین است:

۱) معنای راجح (مورد پذیرش اکثر مفسران قدیم و جدید)

  • «اگر روی برتافتید/برگشتید [از اطاعت و حق]»: یعنی «اعراض کردید»، «از فرمان خدا و پیامبر کناره گرفتید».
  • قرینه سیاقی: آمدنِ «أَنْ تُفْسِدُوا… وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ» به‌عنوان نتیجه محتملِ این «تولّی» با «عن» مقدّر در معنا (اعراض از حق)، بافت نکوهش منافقان در سوره محمد، و پیوستگی با آیات قبل و بعد که درباره اطاعت/نفاق و آثار اجتماعیِ اعراض است.
  • ترجمه پیشنهادی: «آیا بیم ندارید که اگر پشت کنید (از اطاعت)، در زمین فساد کنید و پیوندهای خویشاوندی را بگسلید؟»

۲) معنای دیگر که بعضی لغویّون و مفسران ذکر کرده‌اند (کمتر رایج)

  • «اگر به حکومت/قدرت رسیدید، کار را به دست گرفتید»: یعنی «عهده‌دار شدنِ امر» (تَوَلَّى الأَمرَ).
  • استدلال موافقان: کاربرد شناخته‌شده «تولّی» در معنای «به دست گرفتنِ امر»، و اینکه «فساد در زمین و قطع رحم» می‌تواند پیامدِ به‌قدرت‌رسیدنِ اهل نفاق باشد.
  • نقد: بافت آیات سوره محمد غالباً بر اعراض منافقان از حکم خدا و رسول و آثار آن می‌چرخد؛ بنابراین حمل بر «اعراض» طبیعی‌تر و با سیاق سازگارتر است. بسیاری از تفاسیر معتبر (طبری، زمخشری، قرطبی، ابن‌کثیر، طبرسی، فخر رازی) یا صریحاً «اعراض/ادبار» را برگزیده‌اند یا آن را اقوی دانسته‌اند؛ گرچه برخی احتمال «تولّی الأمر» را یاد کرده‌اند.

جمع‌بندی

  • معنای اصلی و مناسب در این آیه: «اعراض و پشت‌کردن از اطاعت/حق».
  • برآیند معنایی آیه: هشدار می‌دهد که پشت‌کردن از حق، به فساد اجتماعی و گسستن پیوند خویشاوندی می‌انجامد.
Nach oben scrollen