047-021-093-محمد

« Back to Glossary Index
و سزاوار مؤمن حقیقی اطاعت کامل و گفتن سخن شایسته است پس وقتی آن کار تصمیم گرفته شد بجای چنین مخالفتی اگر به الله راست میگفتند برای ایشان بهتر بود (اگر به دروغ نمی گفتند ایمان آورده ایم برای ایشان بهتر از این بود که بگویند ایمان آورده ایم و با بهانه هائی مخالفت با دستور الله برای رفتن به جنگ بدر کنند و دوروئی خود را به مؤمنان حقیقی بشناسانند) (۲۱)
طاعَةٌ وَقَولٌ مَعروفٌ ۚ فَإِذا عَزَمَ الأَمرُ فَلَو صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيرًا لَهُم

ترجمه‌ی یک‌باره به فارسی: اطاعت و سخن پسندیده (لازم است). پس هنگامی که کار قطعی شد، اگر با خدا راست می‌گفتند، برایشان بهتر بود.


جمله ۱: طاعَةٌ وَقَولٌ مَعروفٌ

ترجمه: اطاعت و سخنِ پسندیده.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • طاعَةٌ: اسم مؤنث، نکره، مفرد؛ ریشه: ط-و-ع؛ معنا: اطاعت، فرمان‌بری.
  • وَ: حرف عطف؛ معنا: «و».
  • قَولٌ: اسم، نکره، مفرد؛ ریشه: ق-و-ل؛ معنا: گفتار، سخن.
  • مَعروفٌ: صفت برای «قول»، نکره، مفرد؛ ریشه: ع-ر-ف؛ معنا: شناخته، نیکو، پسندیده.

نکته نحوی: این بخش به صورت خبریِ اسمی آمده و به معنای «اطاعت و گفتار پسندیده (واجب/شایسته) است»؛ فعل محذوف تقدیری می‌تواند باشد (مثل «هُوَ واجبٌ/مطلوبٌ»)، یا جمله در مقام امر ارشادی است.


جمله ۲: فَإِذا عَزَمَ الأَمرُ

ترجمه: پس وقتی کار عزم و قطعیت یافت.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • فَ: حرف استیناف/تفریع؛ معنا: پس/بنابراین.
  • إِذا: ظرف زمان شرطی؛ معنا: هنگامی که.
  • عَزَمَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ریشه: ع-ز-م؛ معنا: عزم کرد، قطعی شد.
  • الأَمرُ: اسم معرفه با الف و لام، فاعلِ فعل «عزم»؛ ریشه: أ-م-ر؛ معنا: کار، امر، فرمان، موضوع.

نکته نحوی: «إذا» جمله‌ی شرطی زمانی می‌سازد؛ «عزم الأمر» تعبیر کنایی از «کار جدی و قطعی شد» است.


جمله ۳: فَلَو صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيرًا لَهُم

ترجمه: پس اگر با خدا راست می‌گفتند، برایشان بهتر بود.

تحلیل واژگانی و نقش‌ها:

  • فَ: حرف تفریع؛ معنا: پس.
  • لَو: حرف شرط امتناعی/فرضی؛ معنا: اگر (اما در گذشته رخ نداده/فرضی).
  • صَدَقُوا: فعل ماضی، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ص-د-ق؛ معنا: راست گفتند، صادق بودند. ضمیر «واو» فاعل جمع.
  • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب برای «صدقوا» در تعبیر «صدقوا الله» به‌معنای «با خدا راست بودند/در برابر او صداقت داشتند».
  • لَكانَ: «لام» موطئه‌ی جوابِ شرط + فعل ماضی «کانَ»، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: می‌بود.
  • خَيرًا: خبرِ «کانَ» به صورت منصوب؛ معنا: بهتر، نیکوتر.
  • لَهُم: جار و مجرور (لام + ضمیر جمع)، متعلق به «خیرًا» یا «کان»، معنا: برای ایشان.

نکته نحوی: «لو» شرطیِ امتناعی است؛ جواب شرط با «لام» تأکید آمده است. معنای کلّی: «اگر راست می‌گفتند، نتیجه‌ی بهتر نصیبشان می‌شد.»

Nach oben scrollen