047-020-093-محمد

« Back to Glossary Index
و کسانی که ایمان آورده اند میگویند: چرا مطلب مشخصی برای جنگ با کافران نازل نشده پس حال که مطلب مشخص و محکمی نازل شد و در آن جنگ کردن یاد آوری گردید، دیدی کسانیکه در دلهاشان مرضی است بسوی تو نگاه میکنند، چون نگاه کردن کسی که در اثر مرگ دچار بیهوشی شده و سزاوار اینان همین میباشد (این مطالب مشخص هم در سوره بقره باعث شد که مؤمنان خود را برای جنگ بدر آماده کنند ولی عده بسیاری از مؤمنان که بیماری دنیا خواهی در دل ایشان بود، چون از جنگ میترسیدند، میگفتند: چرا این زمان نامناسب مطلبی درباره حرکت ها بسوی جنگ بدر نازل شده، شاید این دستور روی رضای الله نباشد) (۲۰)

متن عربی: وَيَقولُ الَّذينَ آمَنوا لَولا نُزِّلَت سورَةٌ ۖ فَإِذا أُنزِلَت سورَةٌ مُحكَمَةٌ وَذُكِرَ فيهَا القِتالُ ۙ رَأَيتَ الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ يَنظُرونَ إِلَيكَ نَظَرَ المَغشِيِّ عَلَيهِ مِنَ المَوتِ ۖ فَأَولىٰ لَهُم

ترجمهٔ فارسی: و مؤمنان می‌گویند: چرا سوره‌ای نازل نشده است؟ پس چون سوره‌ای استوار نازل شود و در آن از جنگ یاد شود، می‌بینی کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است، به تو می‌نگرند همانند نگاهِ کسی که از هولِ مرگ از حال رفته است؛ پس این برایشان سزاوارتر است.

———

جملهٔ ۱: وَيَقولُ الَّذينَ آمَنوا لَولا نُزِّلَت سورَةٌ

ترجمهٔ فارسی: و کسانی که ایمان آورده‌اند می‌گویند: چرا سوره‌ای نازل نشده است؟

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ معنی «و».
  • يَقولُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه «ق-و-ل»؛ معنی «می‌گوید/می‌گویند».
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ معنی «کسانی که».
  • آمَنوا: فعل ماضی جمع؛ ریشه «أ-م-ن»؛ معنی «ایمان آوردند».
  • لَولا: حرف تحضیض/امتناع؛ در اینجا معنی «چرا (تا کنون) … نشده؟».
  • نُزِّلَت: فعل ماضی مجهول مؤنث مفرد؛ ریشه «ن-ز-ل»؛ معنی «نازل شد/فرود آورده شد».
  • سُورةٌ: اسم مؤنث مفرد نکره مرفوع؛ معنی «سوره».

———

جملهٔ ۲: فَإِذا أُنزِلَت سورَةٌ مُحكَمَةٌ

ترجمهٔ فارسی: پس هنگامی که سوره‌ای استوار نازل شود،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَـ: حرف عطف/تفریع؛ معنی «پس».
  • إِذا: ظرف زمان، شرطیه غیر جازمه؛ معنی «هنگامی که».
  • أُنزِلَت: فعل ماضی مجهول مؤنث مفرد؛ ریشه «ن-ز-ل»؛ معنی «نازل شد».
  • سُورةٌ: اسم مؤنث مفرد نکره مرفوع؛ فاعلِ لفظی برای فعل مجهول؛ معنی «سوره».
  • مُحكَمَةٌ: صفت مؤنث مفرد برای «سورة»؛ ریشه «ح-ك-م»؛ معنی «استوار/محکم/دارای احکام روشن».

———

جملهٔ ۳: وَذُكِرَ فيهَا القِتالُ

ترجمهٔ فارسی: و در آن از جنگ یاد شود،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • وَ: حرف عطف؛ معنی «و».
  • ذُكِرَ: فعل ماضی مجهول؛ ریشه «ذ-ك-ر»؛ معنی «یاد شد/ذکر گردید».
  • فيهَا: جار و مجرور + ضمیر مؤنث مفرد (ها)؛ معنی «در آن».
  • القِتالُ: اسم معرفه مرفوع؛ نایب فاعل در ساخت مجهول؛ ریشه «ق-ت-ل»؛ معنی «جنگ/پیکار».

———

جملهٔ ۴: رَأَيتَ الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ

ترجمهٔ فارسی: می‌بینی کسانی را که در دل‌هایشان بیماری است،

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • رَأَيتَ: فعل ماضی + ضمیر فاعلی خطاب مفرد؛ ریشه «ر-أ-ي»؛ معنی «دیدی/می‌بینی» (در سبک قرآنی برای خطاب پیامبر).
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مفعول اول برای «رأيت».
  • في: حرف جر؛ معنی «در».
  • قُلوبِهِم: اسم مجرور جمع «قلب» + ضمیر جمع «هم»؛ معنی «دل‌هایشان».
  • مَرَضٌ: اسم مفرد نکره مرفوع؛ خبر برای مبتدا محذوف در صلهٔ موصول، یا بدل/خبر در ترکیب «في قلوبهم مرضٌ»؛ ریشه «م-ر-ض»؛ معنی «بیماری».

———

جملهٔ ۵: يَنظُرونَ إِلَيكَ نَظَرَ المَغشِيِّ عَلَيهِ مِنَ المَوتِ

ترجمهٔ فارسی: به تو می‌نگرند با نگاهی مانند نگاهِ کسی که از هولِ مرگ از حال رفته است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • يَنظُرونَ: فعل مضارع مرفوع جمع؛ ریشه «ن-ظ-ر»؛ معنی «می‌نگرند».
  • إِلَيكَ: جار و مجرور + ضمیر مخاطب مفرد؛ معنی «به سوی تو».
  • نَظَرَ: مفعول مطلق/بیان نوع نگاه؛ ریشه «ن-ظ-ر»؛ معنی «نگاهِ (گونهٔ نگاه)».
  • المَغشِيِّ: اسم مفعول معرفه مجرور (مضاف‌الیه برای «نظرَ» با تقدیر «نَظَرَ نظرِ المغشيّ»)؛ ریشه «غ-ش-ي»؛ معنی «از حال‌رفته/بیهوش‌شده».
  • عَلَيهِ: جار و مجرور + ضمیر مفرد؛ معنی «بر او».
  • مِنَ: حرف جر؛ معنی «به‌سببِ/از».
  • المَوتِ: اسم مجرور؛ ریشه «م-و-ت»؛ معنی «مرگ».

نکتهٔ نحوی: «نَظَرَ المَغشِيِّ عَلَيهِ» ترکیب تشبیهی است؛ نگاهِ آنان تشبیه شده به نگاهِ کسی که بر او بیهوشیِ ناشی از مرگ چیره شده است. «من الموت» سببِ غشی را بیان می‌کند.

———

جملهٔ ۶: فَأَولىٰ لَهُم

ترجمهٔ فارسی: پس این برایشان سزاوارتر است.

تحلیل واژگان و نقش‌ها:

  • فَـ: حرف تفریع؛ معنی «پس».
  • أَولىٰ: اسم تفضیل/خبر؛ ریشه «و-ل-ي»؛ معنی «سزاوارتر/بهتر».
  • لَهُم: جار و مجرور + ضمیر جمع؛ معنی «برای آنان».

نکتهٔ معنایی: در سیاق تهدید/انذار است؛ یعنی آنچه در پی می‌آید یا آنچه ذکر شد، برایشان سزاوارتر (یا نزدیک‌تر به هلاکت/عقوبت) است. برخی مفسران «فأولى لهم» را عبارت تهدیدی دانسته‌اند.

Nach oben scrollen