047-011-093-محمد

« Back to Glossary Index
زیرا الله مولای کسانی است که ایمان آوردند و به یقین برای کفران کنندگان مولائی نیست (مولی در لغت عرب ۲۱ معنا دارد و در این جمله دو معنای آنرا شامل است یکی دوست دار حقیقی و یکی ولی که به معنای کسی است که کارهای کسی را به بهترین وجهی انجام میدهد و به معنای دوم، مسلمان حق ندارد غیر از الله کسی را مولای خود بداند و به معنای اول نیز امام و پیغمبر فقط مولای کسانی هستند که مطيع متن قرآن باشند) (۱۱)

ذٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَولَى الَّذينَ آمَنوا وَأَنَّ الكافِرينَ لا مَولىٰ لَهُم

ترجمهٔ فارسی یک‌باره: این به‌سببِ آن است که خداوند سرپرستِ مؤمنان است و کافران را هیچ سرپرستی نیست.


جملهٔ ۱: ذٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَولَى الَّذينَ آمَنوا

ترجمهٔ فارسی: این به‌سببِ آن است که خداوند سرپرستِ کسانی است که ایمان آوردند.

  • ذٰلِكَ:
    • نقش: اسم اشاره، مبتدا
    • ریشه/ساخت: اسم اشاره «ذا» با لاحقهٔ دور «لک»
    • معنا: آن؛ این (اشاره به مطلب پیش‌گفته)
  • بِأَنَّ:
    • نقش: جار و مجرور (باءِ تعلیل) + «أنّ» حرف مشبه بالفعل برای مؤکد کردن جمله اسمیه
    • ریشه/ساخت: «بِـ» حرف جر + «أنّ» حرف تأکید و نصب
    • معنا: به‌سببِ اینکه؛ به‌علتِ اینکه
  • اللَّهَ:
    • نقش: اسم «أنّ» منصوب
    • ریشه/ساخت: «الله» نام خاص ذات الهی
    • معنا: خداوند
  • مَولَى:
    • نقش: خبر «أنّ» مرفوع
    • ریشه: و-ل-ي
    • معنا: سرپرست، ولیّ، صاحب اختیار، دوست
  • الَّذينَ:
    • نقش: اسم موصول جمع مذکر
    • ریشه/ساخت: اسم موصول
    • معنا: کسانی که
  • آمَنوا:
    • نقش: صلهٔ موصول؛ فعل ماضی جمع
    • ریشه: أ-م-ن
    • معنا: ایمان آوردند
    • صرف: فعل ماضی، شخص سوم جمع مذکر

جملهٔ ۲: وَأَنَّ الكافِرينَ لا مَولىٰ لَهُم

ترجمهٔ فارسی: و اینکه کافران را هیچ سرپرستی نیست.

  • وَ:
    • نقش: حرف عطف
    • معنا: و
  • أَنَّ:
    • نقش: حرف مشبه بالفعل برای تأکید، داخل بر جمله اسمیه
    • معنا: اینکه
  • الكافِرينَ:
    • نقش: اسم «أنّ» منصوب
    • ریشه: ك-ف-ر
    • معنا: کافران؛ کسانی که کفر ورزیدند
    • صرف: جمع مذکر سالم، منصوب به یاء و نون
  • لا:
    • نقش: «لا» نفی جنس (در معنای نفی وجود)
    • معنا: نیست/هیچ … نیست
  • مَولىٰ:
    • نقش: اسم «لا» (نفی جنس) مبنی بر فتح
    • ریشه: و-ل-ي
    • معنا: سرپرست، ولیّ
  • لَهُم:
    • نقش: جار و مجرور (لـِ + ضمیر جمع)، خبرِ «لا» محذوف‌الخبر تقدیراً یا متعلق به محذوف؛ در ترکیب مشهور: جار و مجرور خبرِ مقدّر برای «لا» یا متعلق به «موجود»
    • ریشه/ساخت: «لـِ» حرف جر + «هم» ضمیر متصل جمع
    • معنا: برای آنان؛ از آنِ ایشان

معانی مختلف واژه «مولا»

معانی مختلف واژه «مولا» (مولی) را که در زبان عربی آمده است، به فارسی می‌آورم. توجه داشته باشید که معنای دقیق ممکن است بسته به سیاق جمله متفاوت باشد، اما این‌ها رایج‌ترین معانی این واژه‌اند:

  1. سرپرست
  2. صاحب
  3. مالک
  4. ارباب
  5. ولی
  6. دوست نزدیک
  7. حاکم
  8. مولی‌عهد (کسی که جانشین یا وارث است)
  9. کسی که حمایت می‌کند
  10. کسی که بر دیگری ولایت دارد
  11. کسی که به او تکیه می‌شود
  12. سرور
  13. پیشوا
  14. معاون و یا کمک‌کننده
  15. کسی که به او احترام گذاشته می‌شود
  16. کسی که اختیار دارد
  17. صاحب مال یا اموال
  18. کسی که مراقب و محافظ است
  19. کسی که ولایت شرعی دارد (مثل امام)
  20. کسی که نسبت یا وابستگی دارد (مانند مولی‌الدم یعنی خویشاوند)
  21. کسی که آزاد شده (به معنای آزاد شده از بردگی)
Nach oben scrollen