047-010-093-محمد

« Back to Glossary Index
پس آیا آنان در زمین گردش و کاوش نکرده اند تا ببینند عاقبت امثال ایشان که پیش از ایشان بودند چه شد؟ آرى الله ایشان را هلاک کرد و این کفران کنندگان نیز دچار سرنوشتی مانند آنان میشوند (۱۰)

آیه: أَفَلَم يَسيروا فِي الأَرضِ فَيَنظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِن قَبلِهِم ۚ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيهِم ۖ وَلِلكافِرينَ أَمثالُها

ترجمهٔ فارسی کل آیه (یک‌باره): آیا در زمین سیر نکرده‌اند تا بنگرند سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بود؟ خدا بر آنان نابودی را فرو ریخت؛ و برای کافران نیز همانندِ آن‌هاست.

— — — — — — — — — — — — — — — — — —

جمله ۱: أَفَلَم يَسيروا فِي الأَرضِ

ترجمهٔ فارسی: آیا در زمین سیر نکرده‌اند؟

نقش گرامری و ریشهٔ واژه‌ها:

  • أَ: حرف استفهام و تنبیه/انکار.
  • فَ: حرف عطف/تفریع (پیوند معنایی با قبل).
  • لَمْ: حرف نفی و جزمِ فعل مضارع (گذشتهٔ منفی می‌سازد).
  • يَسيروا: فعل مضارع مجزوم به «لم»، صیغهٔ جمع غایب؛ ریشه: س ي ر (سارَ–یَسیرُ: رفتن/سیر کردن).
  • فِي: حرف جر (در).
  • الأَرضِ: اسم مجرور به «فی»، مفرد مؤنث؛ ریشه: أ ر ض (زمین).

————————————

جمله ۲: فَيَنظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِن قَبلِهِم

ترجمهٔ فارسی: تا بنگرند که سرانجامِ کسانی که پیش از آنان بودند چگونه بوده است.

نقش گرامری و ریشهٔ واژه‌ها:

  • فَ: حرف تفریع (نتیجه/غایت از سیر).
  • يَنظُروا: فعل مضارع منصوب/مجزوم به سبب سیاق (در پی «لم» و «فَ»؛ معنایی: غایت سیر)، صیغهٔ جمع غایب؛ ریشه: ن ظ ر (نگاه/اعتبار).
  • كَيفَ: اسم استفهام/حال (چگونه).
  • كانَ: فعل ناقص ماضی؛ ریشه: ك و ن (بودن).
  • عاقِبَةُ: اسم مرفوع (خبرِ «کان» یا مبتدا در ترکیب خبری)، مؤنث؛ ریشه: ع ق ب (عاقبت/پایان کار).
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ ریشه: — (موصول).
  • مِن: حرف جر (از).
  • قَبلِ: اسم مجرور (پیش/قبل)، ریشه: ق ب ل.
  • هِم: ضمیر متصل مجرور (ایشان، جمع غایب).

————————————

جمله ۳: دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيهِم

ترجمهٔ فارسی: خدا آنان را نابود کرد.

نقش گرامری و ریشهٔ واژه‌ها:

  • دَمَّرَ: فعل ماضی، معلوم؛ ریشه: د م ر (ویران کردن/نابود ساختن).
  • اللَّهُ: فاعل مرفوع (خداوند).
  • عَلَيهِم: جار و مجرور + ضمیر متصل جمع غایب (بر ایشان/بر آنان).

————————————

جمله ۴: وَلِلكافِرينَ أَمثالُها

ترجمهٔ فارسی: و برای کافران نیز همانندِ آن (عاقبت‌ها) است.

نقش گرامری و ریشهٔ واژه‌ها:

  • وَ: حرف عطف (و).
  • لِلكافِرينَ: جار و مجرور (برای کافران)، «الكافرين» جمع مذکر سالم؛ ریشه: ك ف ر (پوشاندن/کفر).
  • أَمثالُها: مبتدا یا خبر مقدم بر حسب تقدیم/تأخیر در اسلوب؛ «أمثال» جمع «مثل»، مرفوع؛ ریشه: م ث ل (همانند). «ها» ضمیر مؤنث مفرد (بازگشت به «عاقبة» به‌عنوان مرجع مؤنث).
Nach oben scrollen