062-003-092-جمعة

« Back to Glossary Index
و از این بیسوادان بسیاری دیگر نیز میباشند که هنوز به آن باسوادانِ تربیت شده، ملحق نشده اند و الله آن پر قدرت پر حکمت میباشد (حکمت و مصلحت الله بر این است که قدرتش را طوری بکار نیاندازد که همه بیسوادان فوراً تربیت شوند بلکه باید به مرور زمان آنانکه استعداد چنین هدایتی را دارند کم کم به جرگه مسلمانان حقیقی در آیند چه در زمان پیغمبر اسلام و چه بعد از پیغمبر اسلام در دوران تاریخ اسلامی چه از مردم عربستان و چه از غیر عرب در تمام ممالک عالم) (۳)

وَآخَرِينَ مِنهُم لَمّا يَلحَقُوا بِهِم ۚ وَهُوَ العَزِيزُ الحَكِيمُ

جملات:

  1. وَآخَرِينَ مِنهُم لَمّا يَلحَقُوا بِهِم
  • ترجمه فارسی: و دیگران از آنها که هنوز به آنها نپیوسته‌اند
  • نوع واژه‌ها و توضیحات تفسیری، ریشه، وزن و باب (هر کدام در یک سطر):
    • وَ: حرف عطف (حرف) — معنی تفسیری: «و» برای اتصال عبارت‌ها. ریشه: (ندارد). وزن/باب: (ندارد).
    • آخَرِينَ: اسم (اسم جمع مذکر مکسر یا مثنی بسته به سیاق) — معنی تفسیری: «دیگران»؛ اشاره به کسانی که پس از گروه اول می‌آیند. ریشه: أ خ ر. وزن: فَعَل (با افزودهٔ پسوند جمع). باب: اسم.
    • مِنهُم: جار ومجرور ترکیبی (حرف + ضمیر) — معنی تفسیری: «از میان آنها/از ایشان». ریشه: ه م. وزن: (ندارد). باب: ضمیر متصل به اسم اشاره.
    • لَمّا: اسم یا حرف نفی و وقف (حرف زمان) — معنی تفسیری: «هنگامی که/چون» در اینجا بمعنای «هنگامی که هنوز … نکرده بودند»؛ ریشه: ل م م. وزن: (ندارد). باب: حرف مبهم زمانی.
    • يَلحَقُوا: فعل مضارع (جمع مذکر سوم نفر) — معنی تفسیری: «به آنها ملحق شوند/دنبال کنند»؛ در این آیه اغلب به معنی «نرسیدند/نپیوستند» در ترکیب با لَمّا بکار رفته است. ریشه: ل ح ق. وزن: يَفعَلُ (وزن ثلاثی مجرد). باب: فعل مجرد.
    • بِهِم: حرف اضافه + ضمیر (جار و مجرور) — معنی تفسیری: «به ایشان/به آنها». ریشه: ه م. وزن/باب: (ندارد).

  1. وَهُوَ العَزِيزُ الحَكِيمُ
  • ترجمه فارسی: و او (خدا) شکست‌ناپذیر و حکیم است
  • نوع واژه‌ها و توضیحات تفسیری، ریشه، وزن و باب (هر کدام در یک سطر):
    • وَ: حرف عطف — معنی تفسیری: «و» برای افزودن صفت به جملهٔ قبل. ریشه: (ندارد). وزن/باب: (ندارد).
    • هُوَ: ضمیر خبر (ضمیر تکراری برای تاکید) — معنی تفسیری: «او». ریشه: (ندارد). وزن/باب: ضمیر منفصل.
    • العَزِيزُ: اسم مفعول/اسم صفت (اسم منقَص یا صفت) — معنی تفسیری: «شکست‌ناپذیر، توانمند، عزیز»؛ اشاره به صفت قدرت و نفوذ الهی. ریشه: ع ز ز. وزن: فَعيل (اسم تفضیل/صفت). باب: اسم.
    • الحَكِيمُ: اسم (صفت) — معنی تفسیری: «حکیم»؛ صفتی بر حکمت و تدبیر الهی. ریشه: ح ك م. وزن: فَعيل یا فَعّال (در قالب اسم صفت). باب: اسم.

ترجمهٔ کامل آیه: و دیگرانی از میان آنان که هنوز به ایشان نپیوسته‌اند، و او شکست‌ناپذیر و حکیم است.

Nach oben scrollen