002-280-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و اگر سرمایه گیرنده در پس دادن سرمایه تنگدست بود صاحب سرمایه به او مهلتی دهد تا زمانی که بتواند سرمایه را بر گرداند و اگر سرمایه خود را از تنگدست بحساب صدقه محسوب دارید و به او ببخشید برای شما بهتر است و اگر دانا باشید خودتان این بهتری را می فهمید (۲۸۰)

آیه: وَإِن كانَ ذو عُسرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيسَرَةٍ ۚ وَأَن تَصَدَّقوا خَيرٌ لَكُم ۖ إِن كُنتُم تَعلَمونَ

۱) جمله: وَإِن كانَ ذو عُسرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىٰ مَيسَرَةٍ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اگر صاحبِ تنگ‌دستی باشد، پس مهلتی [بدهید] تا گشایش.
  • تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف؛ معنی: «و».
    • إِن: حرف شرط (اگر).
    • كانَ: فعل ماضی ناقص (کانَ یَکونُ)؛ ریشه: ک-و-ن؛ نقش: فعلِ شرط؛ معنی: «بود/باشد».
    • ذو: اسم (ملحق به اسماء خمسه، به معنی «صاحبِ»)، مرفوع به‌عنوان اسمِ کانَ؛ ریشه: ذ-و-و/ذ-و؛ معنی: «صاحب».
    • عُسرَةٍ: اسم مجرور مضافٌ‌إلیه برای «ذو»؛ ریشه: ع-س-ر؛ معنی: «سختی/تنگدستی».
    • فَ: فاءِ جوابِ شرط.
    • نَظِرَةٌ: اسم مفرد مؤنث، مرفوع به‌عنوان مبتدا محذوف‌الخبر تقدیرش «واجبةٌ/ثابتةٌ» یا خبر مبتدای محذوف؛ در این ساخت یعنی «پس مهلتی [لازم است]». ریشه: ن-ظ-ر (در باب «أنظَرَ» به معنی مهلت دادن، «نَظِرَة» یعنی «مهلت»).
    • إِلىٰ: حرف جر؛ «تا/به سوی».
    • مَيسَرَةٍ: اسم مجرور، متعلق به «نَظِرَةٌ»؛ ریشه: ی-س-ر؛ معنی: «گشایش/توانایی پرداخت».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیهٔ خبری با دلالت الزام/تکلیف (حکم شرعی در قالب خبر).
    • نکته: اگر بدهکار در تنگناست، طلبکار باید مهلت بدهد تا زمانی که توانگر شود؛ «نَظِرَةٌ» با ساخت خبری، معنای الزامِ اخلاقی/شرعی را می‌رساند.

۲) جمله: وَأَن تَصَدَّقوا خَيرٌ لَكُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اینکه صدقه دهید [از طلب صرف‌نظر کنید] برای شما بهتر است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژه‌ها:
    • وَ: حرف عطف؛ «و».
    • أَن: «أن» مصدریه؛ جملهٔ فعلیهٔ بعد را به مصدر تبدیل می‌کند.
    • تَصَدَّقوا: فعل مضارع مخاطب جمع؛ باب تفعّل از ریشه: ص-د-ق (تصدّقَ یتصدّقُ: صدقه دادن/بخشیدن)، فاعل: واو جماعت (شما). در سیاق آیه یعنی «ببخشیدنِ بدهی».
    • خَيرٌ: خبرِ مبتدای محذوف یا خبر برای «أن تصدّقوا» که در حکم مصدر مؤوّل و در محل رفعِ مبتداست؛ معنی: «بهتر».
    • لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «خیر»؛ ضمیر خطاب جمع؛ «برای شما».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری با دلالت ارشادی/ترغیبی (تشویق به احسان).
    • نکته: بخشش بدهی بهتر از صرفِ مهلت‌دادن است؛ فضیلت گذشت بر طلبکاری.

۳) جمله: إِن كُنتُم تَعلَمونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: اگر شما می‌دانید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحویِ واژه‌ها:
    • إِن: حرف شرط.
    • كُنتُم: فعل ماضی ناقص (کان) + ضمیر فاعلی «تم» (شما)؛ نقش: فعلِ شرط؛ ریشه: ک-و-ن؛ معنی: «بودید/باشید».
    • تَعلَمونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ع-ل-م؛ فاعل: واو جماعت؛ معنی: «می‌دانید».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیهٔ خبری.
    • نکته: تأکید شرطی برای تأثیر معنوی؛ یعنی اگر حقیقتِ فضیلتِ گذشت را بدانید، به آن عمل می‌کنید. برخی آن را برای تأکیدِ «خَیرٌ لَکُم» دانسته‌اند.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و اگر (بدهکار) صاحبِ تنگ‌دستی باشد، پس مهلتی تا گشایش [بدهید]؛ و اینکه ببخشید، برای شما بهتر است، اگر بدانید.

Nach oben scrollen