002-273-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و فقیرانی که در راه الله گرفتار شده اند (مقصود راه زندگی است که آن نیز قانون الله است) و نمی توانند راهی برای نجات خود در زمین پیدا کنند و چون میخواهند آبروی خود را حفظ کنند، مردم جاهل گمان میکنند ایشان بی نیازند ولی تو ایشان را روی علاماتی که دارند میشناسی و ایشان حاضر نیستند که بصورت درماندگی از مردم تقاضا نمایند برای اینگونه مستمندان هر مالی انفاق کنید، الله بدان دانا خواهد بود (این آیه میرساند که حتی المقدور مسلمان باید درباره محتاجان کنجکاو باشد تا حقیقتا به مستحق حقیقی کمک کند و کاری نکند که باعث گداپروری شود و یا به مستحقان حقیقی که به اصطلاح با سیلی صورت خود را سرخ نشان میدهند کمک نکند و بهترین کمک ایجاد کار برای مستحقانی است که می توانند کار بکنند) (۲۷۳)

لِلفُقَراءِ الَّذينَ أُحصِروا في سَبيلِ اللَّهِ لا يَستَطيعونَ ضَربًا فِي الأَرضِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • برای فقرایى که در راهِ خدا محصور شده‌اند، (که) توانِ رفت‌وآمد در زمین ندارند.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
  • لِـ: حرف جرّ؛ «برای».
  • الفُقَراءِ: جمع فقیر، اسم مجرور به لام؛ نقش: جار و مجرور متعلق به خبرِ محذوف یا مبتدا محذوف تقدیری (یعنی: الصدقات/النفقة لِلفقراء)؛ معنا: تهیدستان.
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، بدل یا صفت برای «الفقراء»؛ نقش: موصول و آنچه پس از آن می‌آید صلة الموصول.
  • أُحصِروا: فعل ماضی مجهول، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ح ص ر؛ معنا: بازداشته/محصور شدند؛ نقش: فعل صلهٔ «الذين».
  • في: حرف جرّ؛ «در».
  • سبيلِ: اسم مجرور به «في»، مضاف؛ ریشه: س ب ل؛ معنا: راه.
  • اللهِ: لفظ جلاله، مضاف‌الیه مجرور.
  • لا: حرف نفی.
  • يستطيعونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع مذکر غایب؛ ریشه: ط و ع؛ معنا: توانایی دارند → با «لا» یعنی «توانایی ندارند».
  • ضربًا: مفعولٌ‌به یا مفعول مطلق نوعی برای «يَضرِبون» مقدّر؛ مصدر از ریشه: ض ر ب؛ در تعبیر «ضربًا في الأرض» یعنی سفر و حرکت برای کسب‌وکار.
  • في: حرف جرّ.
  • الأرضِ: اسم مجرور؛ ریشه: أ ر ض؛ معنا: زمین. نکتهٔ نحوی: ترکیب «لِلفقراء» معمولاً خبر مقدّم و مبتدا محذوف است (یعنی: النفقة/الصدقات للفقراء). جملهٔ موصولی «الذين أُحصِروا…» صفت فقرای مورد نظر را توضیح می‌دهد. «لا يستطيعون ضربًا في الأرض» جمله حالیه برای «الذين» است.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری توصیفی.
  • نکته: فقرای «راه خدا» به علت مشغولیت یا بازداشتگی در امور الهی/جهادی/هجری از کسب معاش بازمانده‌اند؛ «ضربًا في الأرض» کنایه از سفر برای کسب‌وکار است.

يَحسَبُهُمُ الجاهِلُ أَغنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • نادان، آنان را از سرِ خویشتن‌داری، توانگر می‌پندارد.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
  • يَحسَبُهُمُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ح س ب؛ معنا: می‌پندارد. «هم» ضمیر مفعول: آنان را.
  • الجاهِلُ: فاعل مرفوع؛ ریشه: ج ه ل؛ معنا: نادان.
  • أَغنياءَ: مفعولٌ‌به دومِ «يحسب» (افعال قلوب دو مفعول می‌گیرند) منصوب؛ ریشه: غ ن ي؛ جمعِ غنی؛ معنا: بی‌نیاز/توانگر.
  • مِنَ: حرف جرّ؛ «از/به سببِ».
  • التَّعَفُّفِ: اسم مجرور؛ ریشه: ع ف ف؛ مصدر «تعفّف» یعنی خویشتن‌داری/آبرو‌داری؛ معنا: آبروداری. نکتهٔ نحوی: «يحسب» از افعال ظنّ و قلب است با دو مفعول: «هم» و «أغنياءَ». جار و مجرور «من التعفف» بیان علت پندار نادرست است.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری.
  • نکته: ظاهر آبرومندانهٔ ایشان باعث می‌شود افراد ناآگاه فقرشان را نبینند.

تَعرِفُهُم بِسيماهُم

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • آنان را از نشانه‌شان می‌شناسی.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
  • تَعرِفُهُم: فعل مضارع مخاطب مفرد؛ ریشه: ع ر ف؛ معنا: می‌شناسی. «هم» مفعول.
  • بِـ: حرف جرّ؛ «به/از طریقِ».
  • سيماهُم: «سيمى» اسم، با ضمیر «هم» مضاف‌الیه؛ مجرور به باء؛ ریشه: س و م (گفته‌اند از «وسم/سِمة» نشانه)؛ معنا: نشانه/چهره/آثار. نکتهٔ نحوی: جار و مجرور «بسيماهم» متعلق به «تعرف»، ابزار شناخت را نشان می‌دهد.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ خطاب به پیامبر یا هر شنونده.
  • نکته: آثار فقرِ نجیبانه در چهره و رفتارشان پیداست، هرچند درخواست نمی‌کنند.

لا يَسأَلونَ النّاسَ إِلحافًا

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • از مردم با اصرار درخواست نمی‌کنند.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
  • لا: حرف نفی.
  • يَسأَلونَ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: س أ ل؛ معنا: درخواست/سؤال می‌کنند؛ با «لا» نفی می‌شود.
  • الناسَ: مفعول‌به منصوب؛ ریشه: أ ن س؛ مردم.
  • إلحافًا: مفعول مطلق/حال تأکیدی؛ ریشه: ل ح ف؛ معنا: اصرارِ فراوان، چسبیدن در طلب. نکتهٔ نحوی: «إلحافًا» یا مفعول مطلق بیانی برای نوع سؤال است (سؤالِ مُلحِفانه)، یا حال از ضمیر فاعلی (در حالی که اصرار نمی‌ورزند).
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری.
  • نکته: کرامت نفسانی آنان مانعِ درخواستِ پی‌درپی و اصرارآمیز است.

وَما تُنفِقوا مِن خَيرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • و هر نیکی‌ای را که انفاق کنید، همانا خدا بدان آگاه است.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی و معنا:
  • و: حرف عطف.
  • ما: اسم شرط عام (یا موصول عام)؛ معنا: هرچه.
  • تُنفِقوا: فعل مضارع مجزوم به سبب شرط، مخاطب جمع؛ ریشه: ن ف ق؛ معنا: انفاق کنید/ببخشید.
  • مِن: حرف جرّ زائد برای تبعیض/بیان جنس؛ در ترجمه: «از/هرگونه».
  • خيرٍ: اسم مجرور لفظاً به «من»، نکره در سیاق شرط برای عموم؛ ریشه: خ ي ر؛ معنا: نیکی/مال نیکو.
  • فَـ: فای جزا.
  • إِنَّ: حرف تأکید و نصب.
  • اللهَ: اسم «إنَّ» منصوب.
  • بِهِ: جار و مجرور؛ ضمیر «هِ» عائد به «ما/خير»؛ متعلق به «عَليم».
  • عَليمٌ: خبر «إنّ» مرفوع؛ ریشه: ع ل م؛ بسیار دانا. نکتهٔ نحوی: جملهٔ «فإنّ الله به عليم» جوابِ شرطِ «ما تنفقوا…» است؛ «من خير» عمومِ انواع خیر را در بر می‌گیرد.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری تأکیدی (با «إنّ»).
  • نکته: هر نوع انفاق در علم الهی محفوظ است؛ هم تشویق به انفاق و هم اطمینان‌بخشی به پنهان یا آشکار بودن آن.

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ کل آیه:

  • برای فقرایى که در راهِ خدا بازداشته شده‌اند و نمی‌توانند برای کسب‌وکار در زمین رفت‌وآمد کنند، نادان به سببِ آبروداری، آنان را توانگر می‌پندارد؛ آنان را از نشانه‌شان می‌شناسی؛ از مردم با اصرار درخواست نمی‌کنند. و هر چه از نیکی انفاق کنید، پس بی‌گمان خدا بدان آگاه است.
Nach oben scrollen