002-272-091-بقرة

« Back to Glossary Index
ای پیغمبر هدایت شدن محتاجان بر تو نیست و الله است که هر کس را بخواهد هدایت میکند (یعنی در کمک کردن، مؤمن بودنِ فقرا شرط نیست زیرا هدایت بسته به لیاقت اشخاص است) و شما مسلمانان هر چیز خوبی را که انفاق کنید برای رستگاری خودتان کرده اید و جز برای بدست آوردن توجه الله انفاق نمیکنید (در این جملات به مسلمانان گوشزد شده که به محتاجان باید کمک کنند اگر چه بعضی از آنان به هدایت اسلام نباشند و از حیث عقیده و عمل مذهبی منحرف باشند) و هر مالی که انفاق کنید نتیجه آن بطور کامل بسوی خود شما بر میگردد و به شما ستمی نخواهد رسید (۲۷۲)

«لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • بر تو (واجب/بر عهده) نیست هدایتِ آنان.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی (ساده و روشن):
  • ليسَ: فعل ماضی ناقصِ منفی (برای نفیِ جملهٔ اسمیه)، معنی: نیست/نیستند؛ عمل می‌کند مثل «كان» و اسم و خبر می‌گیرد.
  • عَلَيْكَ: جار و مجرور + ضمیر مخاطب مفرد مذکر (کاف)، معنی: بر تو. نقش: شبه‌جمله در محلّ خبر «ليس» (خبر مقدّم).
  • هُدىٰهُم: «هُدى» مصدر (ریشه: ه د ي)، در این‌جا مضاف؛ «هُم» ضمیر متصل مضافٌ‌الیه، معنی: هدایتِ ایشان. نقش: اسم «ليس» مؤخر (مرفوع محلّاً).

نکتهٔ نحوی: در ساختار «ليس + جار و مجرور + مصدر»، غالباً جار و مجرور خبر مقدم است و مصدر اسم مؤخر. 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی:

  • نوع: خبریِ نفی.
  • نکتهٔ معنایی: مسئولیتِ هدایتِ نهاییِ مردم بر دوش پیامبر نیست؛ نفیِ تکلیفِ نتیجه‌محور از دوش مُبلّغ.

«وَلٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشاءُ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • ولی خدا راه می‌نماید هر که را بخواهد.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَلكنَّ: حرف عطف + «لكنَّ» (حرف مشبّه بالفعلِ ناسخ) برای استدراک/استثناء از معنای قبل.
  • اللَّهَ: اسمِ «لكنَّ» منصوب. معنی: خدا.
  • يَهْدِي: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ه د ي، باب: مجرد، معنی: هدایت می‌کند.
  • مَن: اسم موصول عام (برای عاقل)، نقش: مفعولٌ‌بهِ «يَهْدِي».
  • يَشاءُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ش ي ء، معنی: بخواهد. فاعلش مستتر (هو) برمی‌گردد به «اللّه».

نکتهٔ نحوی: «لكنَّ» جملهٔ اسمیه می‌سازد (اسمش «اللّهَ» و خبرش جملهٔ فعلیه «يَهْدِي…» در محلّ رفع خبر «لكنَّ»). 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی:

  • نوع: خبری تأکیدی-استدراکی.
  • نکتهٔ معنایی: هدایتِ مؤثّر و نهایی در دست خداست؛ سنّت الهی بر هدایتِ مشیت‌محور.

«وَما تُنفِقوا مِن خَيْرٍ فَلِأَنفُسِكُمْ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • و هرچه انفاق کنید از هر خیری، پس برای خودِ شماست.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: عطف.
  • ما: اسم شرط جازم (یا موصول عام؛ در این‌جا شرطی مناسب‌تر است)، معنی: هرچه.
  • تُنْفِقوا: فعل مضارع مجزوم (به سبب «ما»ی شرطی)، ریشه: ن ف ق، باب: إفعال (أنفقَ يُنْفِقُ)، معنی: انفاق کنید؛ فاعل: واو جمع (شما).
  • مِنْ: حرف جرّ بیانی/تبعیضیه.
  • خَيْرٍ: اسم مجرور به «مِن»، نکره برای عموم، معنی: خیری/مال/نیکی.
  • فَ: فای جزا (به خاطر شرط).
  • لِأَنفُسِكُمْ: جار و مجرور + ضمیر جمع مخاطب، معنی: برای خودتان. نقش: خبر مقدّم محذوف‌الخبر؟ این‌جا در تقدیر: فَهُوَ لِأَنْفُسِكُم (ضمیر شأن/هو محذوف)، یا خبر برای مبتدأ محذوف؛ مقصود: نتیجهٔ انفاق به سود خود شما برمی‌گردد.

نکتهٔ نحوی: «ما… تُنْفِقوا» جملهٔ شرطیه است؛ جواب شرط با «فَ» آمده. 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی:

  • نوع: خبری شرطی.
  • نکتهٔ معنایی: قاعدهٔ بازگشت منفعت اعمال نیک به صاحب عمل.

«وَما تُنفِقونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • و انفاق نمی‌کنید مگر برای جُستنِ (کسبِ) رویِ خدا [رضای خدا].
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: عطف.
  • ما: نافیۀ حجازیه (برای نفی).
  • تُنْفِقونَ: فعل مضارع مرفوع (نه مجزوم، چون این‌جا «ما» نفی است، نه شرط)، ریشه: ن ف ق، باب إفعال، فاعل: واو جمع. معنی: انفاق می‌کنید.
  • إِلَّا: أداة استثناء/حصر؛ ساخت «ما… إِلّا…» افادهٔ حصر می‌کند.
  • ابْتِغاءَ: مصدر منصوب (ریشه: ب غ ي)، معنی: طلب/جستن. نقش: مفعولٌ‌له (مفعول برای بیان علت) یا مفعول مطلق نایب از فعله، بیانگر غرض از انفاق.
  • وَجْهِ: مضافٌ‌الیه مجرور (ریشه: و ج ه)، معنی: روی/کنایه از ذات/رضا.
  • اللَّهِ: مضافٌ‌الیهِ دومِ «وجه»، مجرور.

نکتهٔ نحوی: «ما… إلا…» حصر می‌سازد: نفی همهٔ اغراض جز «ابتغاء وجه الله». 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی:

  • نوع: خبریِ حصری.
  • نکتهٔ معنایی: نیت‌محوری در انفاق؛ ارزش به اخلاص است.

«وَما تُنفِقوا مِن خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی:
  • و هرچه انفاق کنید از هر خیری، به تمامی به سوی شما بازپرداخته می‌شود، و شما ستم نمی‌شوید.
  1. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: عطف.
  • ما: اسم شرط جازم، معنی: هرچه.
  • تُنْفِقوا: فعل مضارع مجزوم به «ما»، ریشه: ن ف ق، باب إفعال، فاعل: واو جمع.
  • مِنْ: حرف جرّ بیانی/تبعیضیه.
  • خَيْرٍ: اسم مجرور به «مِن».
  • يُوَفَّ: فعل مضارع مبنی للمجهول (مجهول) مرفوع؛ اصلِ معلوم: «يُوَفّيهِ/نُوَفِّهِ» از ریشه: و ف ي (وفّى–يُوَفِّي)، معنی: به کمال پرداختن/تمام دادن. نون وقایه/ضمیر در این ساخت حذف شده؛ ساخت مجهول: «يُوَفَّ» + «إليكم».
  • إِلَيْكُمْ: جار و مجرور (سمتِ بازگشت/تحویل)، معنی: به سوی شما/به شما.
  • وَأَنْتُمْ: واو حالیه + ضمیر منفصل، حال.
  • لا تُظْلَمونَ: فعل مضارع مجهول (تُظْلَمونَ)، ریشه: ظ ل م، معنی: ستم نمی‌شوید؛ مبتنی بر حال: در حالی که مورد ستم قرار نمی‌گیرید. «لا» نفیِ حال. واو جمع: شما.

نکتهٔ نحوی: «ما… تُنْفِقوا… يُوَفَّ…» جملهٔ شرطیه است؛ جواب شرط فعل مجهول «يُوَفَّ» است؛ «وأنتم لا تُظْلَمون» جملهٔ حالیّه تأکید بر عدالت در جزا. 3) نوع جمله و نکتهٔ معنایی:

  • نوع: خبری شرطی همراه با حال.
  • نکتهٔ معنایی: تضمینِ وفای کاملِ پاداش و نفی هرگونه ظلم در حسابرسی.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه:

  • بر تو نیست هدایتِ آنان، ولی خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند؛ و هرچه از خیری انفاق کنید، پس برای خودِ شماست؛ و انفاق نمی‌کنید مگر برای طلبِ رضای خدا؛ و هرچه از خیری انفاق کنید، به‌تمامی به شما بازپرداخته می‌شود، و شما ستم نخواهید شد.
Nach oben scrollen