آیه: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُم أَن تَكونَ لَهُ جَنَّةٌ مِن نَخيلٍ وَأَعنابٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ لَهُ فيها مِن كُلِّ الثَّمَراتِ وَأَصابَهُ الكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعصارٌ فيهِ نارٌ فَاحتَرَقَت ۗ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآياتِ لَعَلَّكُم تَتَفَكَّرونَ» - جمله ۱: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُم»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: آیا دوست میدارد یکی از شما؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- أَ: همزهٔ استفهام، حرف سؤال (برای پرسشِ انکاری/تنبیهی).
- يَوَدُّ: فعل مضارع، ریشه «وَدَد»، باب ثلاثی مجرد، صیغهٔ مفرد غایب (او دوست میدارد). معنا: دوست داشتن/میل داشتن.
- أَحَدُكُم: ترکیب مضافومضافالیه. «أحدُ» فاعلِ مرفوعِ «يودّ» با ضمه، معنا: یکی. «كم» ضمیر جمع مخاطب، مضافالیه.
- نوع جمله و نکته: جملهٔ استفهامیِ انکاری برای توبیخِ اخلاقی. نکته: مقدمهٔ تمثیل برای برانگیختن فکر.
- جمله ۲: «أَن تَكونَ لَهُ جَنَّةٌ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: که باشد برای او باغی.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- أَن: حرف مصدری و ناصبِ فعل مضارع؛ کل عبارت «أن تكون…» مفعولِ «يودّ».
- تَكونَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، ریشه «كان»، معنا: باشد/قرار گیرد. فاعل مؤخر: «جَنّة».
- لَهُ: جار و مجرور (لامِ اختصاص/ملک) متعلق به «تكون».
- جَنَّةٌ: اسم مفرد مؤنث، نکره، فاعلِ «تكون» مرفوع با تنوین. معنا: باغ.
- نوع جمله و نکته: مصدریهٔ مقصودی (موضوعِ میل). نکته: بیان آرزوی مالکیت باغ.
- جمله ۳: «مِن نَخيلٍ وَأَعنابٍ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: از نخلها و انگورها.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- مِن: حرف جر، برای بیان جنس/ترکیب.
- نَخيلٍ: اسم جمع/اسم جنس، مجرور به «من»، معنا: خرما/درخت خرما.
- وَ: عاطف.
- أَعنابٍ: جمع «عِنَب»، مجرور به عطف بر «نخیل»، معنا: انگورها.
- تعلق: جار و مجرور «من نخيل وأعناب» صفت/بیان برای «جنة».
- نوع جمله و نکته: عبارت وصفی. نکته: ذکر دو محصول برترِ عربی برای ارزش باغ.
- جمله ۴: «تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: جریان مییابند از زیرِ آن نهرها.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- تَجري: فعل مضارع مرفوع، ریشه «جَرَي»، صیغهٔ مفرد مؤنث (مطابقت با «الأنهار» چون جمع غیرعاقل به صورت مفرد مؤنث میآید).
- مِن: حرف جر.
- تَحتِها: «تحت» اسم مجرور مضاف، «ها» ضمیر مؤنث مفرد، عائد به «جنة». معنا: زیرِ آن.
- الأَنهارُ: فاعلِ مؤخرِ «تجري»، مرفوع. معنا: نهرها.
- نوع جمله و نکته: خبری وصفی. نکته: تصویر رفاه کامل؛ آب جاری نشانهٔ سرسبزی دائم.
- جمله ۵: «لَهُ فيها مِن كُلِّ الثَّمَراتِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: برای او در آن [باغ] از هر میوهای [هست].
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- لَهُ: جار و مجرورِ خبر مقدّمِ محذوفالخبر تقدیراً (یُوجَدُ/كائنٌ له…)، معنا: از آنِ اوست/برای اوست.
- فيها: جار و مجرور، متعلق به همان خبر مقدر؛ «ها» به «جنة» برمیگردد.
- مِن: برای تبعیض/بیان نوع.
- كُلِّ: اسم مجرور مضاف، معنا: هر/همه.
- الثَّمَراتِ: اسم جمع مؤنث سالم، مجرور مضافالیه «كلّ»، معنا: میوهها.
- نوع جمله و نکته: خبری تکمیلی. نکته: کاملترین نعمتها در باغ مهیا است.
- جمله ۶: «وَأَصابَهُ الكِبَرُ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و او را پیری فرا گرفت.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: عاطف.
- أَصابَ: فعل ماضی، ریشه «صَوْب/أصاب»، معنا: رسید/دچار کرد.
- هُ: ضمیر مفعول به متصل (مذکر مفرد)، مرجع: صاحب باغ.
- الكِبَرُ: فاعل مرفوعِ «أصاب»، معنا: پیری/سالخوردگی.
- نوع جمله و نکته: خبری. نکته: زمان ناتوانی صاحب باغ را ترسیم میکند.
- جمله ۷: «وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و برای او فرزندانی ناتوان [هست].
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: عاطف.
- لَهُ: جار و مجرورِ شبهجمله در مقام خبر مقدّم.
- ذُرِّيَّةٌ: مبتدا مؤخّر، مفرد در لفظ ولی معنا جمع، مرفوع. ریشه اشتقاقی از «ذَرَأَ/ذُرّ».
- ضُعَفاءُ: خبر دوم برای «ذُرِّیّة» یا صفت برای «ذرّیة» بر وجه معنایی، مرفوع جمع. ریشه «ضَعُف».
- نوع جمله و نکته: خبری. نکته: تأکید بر وابستگی خانوادگی و نیازمندی.
- جمله ۸: «فَأَصابَها إِعصارٌ فيهِ نارٌ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس تندبادی که در آن آتشی بود به آن [باغ] رسید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- فَ: فاء تفریع/تعقیب (نتیجهٔ شرایط پیشگفته).
- أَصابَها: فعل ماضی + ضمیر مفعول «ها» (بازگشت به «جنة»). ریشه «أصاب».
- إِعصارٌ: فاعل مرفوع. معنا: گردباد/توفان پیچانِ خشک.
- فيهِ: جار و مجرور، خبر مقدّم برای «نار».
- نارٌ: مبتدا مؤخر مرفوع؛ جملهٔ اسمیه «فيه نار» صفت برای «إعصار».
- نوع جمله و نکته: خبری تصویری. نکته: شدت بلا؛ گردبادِ گرم و آتشزا که همهچیز را میسوزاند.
- جمله ۹: «فَاحتَرَقَت»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس سوخت.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- فَ: فاء تعقیب (پیامد مستقیم).
- احتَرَقَت: فعل ماضی مزید باب افتعال، ریشه «حَرَق»، صیغهٔ مؤنث مفرد (فاعل: «الجنة» مقدّر). معنا: سوخت/یکسره آتش گرفت.
- نوع جمله و نکته: خبری نتیجهای. نکته: نابودی کاملِ سرمایه در حساسترین زمان.
- جمله ۱۰: «كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآياتِ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: اینچنین خدا برای شما آیات را روشن میکند.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- كَذٰلِكَ: اسم اشاره برای دور در حکم حال/تشبیه، معنا: چنین/بدینگونه.
- يُبَيِّنُ: فعل مضارع مرفوع، باب تفعیل، ریشه «ب ي ن»، معنا: روشن میسازد/بیان میکند.
- اللَّهُ: فاعل مرفوع.
- لَكُم: جار و مجرور، متعلق به «يبين» (جهتِ نفع/مخاطب).
- الآياتِ: مفعولبه منصوب (در رسمالخط با کسره بهسبب جمع مؤنث سالم در حالت جر/نصب ظاهر میشود؛ اعراب: منصوب).
- نوع جمله و نکته: خبری تعلیمی. نکته: هدفِ تمثیل، روشنگری برای عبرتگیری است.
- جمله ۱۱: «لَعَلَّكُم تَتَفَكَّرونَ»
- ترجمهٔ تحتاللفظی: باشد که شما بیندیشید.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- لَعَلَّ: حرف ترجّی/تعلیل، عملکننده بر اسم و خبر.
- كُم: ضمیر متصل، اسم «لعلّ».
- تَتَفَكَّرونَ: فعل مضارع مرفوع، باب تفعّل، ریشه «ف ك ر»، صیغهٔ جمع مخاطب؛ خبر «لعلّ». معنا: میاندیشید.
- نوع جمله و نکته: ترجّی/تشویقی. نکته: دعوت به تفکر در پیام اخلاقی و اخروی مثال.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: آیا دوست میدارد یکی از شما که باشد برای او باغی از نخلها و انگورها، که جاری میشوند از زیرِ آن نهرها، برای او در آن از هر میوهای [هست]، و او را پیری فرا گرفت و برای او فرزندانی ناتوان [بود]، پس به آن گردبادی که در آن آتشی است رسید، پس [باغ] سوخت؛ چنین خدا برای شما آیات را روشن میکند، باشد که بیندیشید. |