جمله ۱: وَمَثَلُ الَّذينَ يُنفِقونَ أَموالَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللَّهِ وَتَثبيتًا مِن أَنفُسِهِم - ترجمهٔ تحتاللفظی: و مَثلِ کسانی که اموالشان را خرج میکنند برای طلبِ خشنودیِ خدا و برای استواریای از جانبِ خودشان
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- وَ: حرف عطف.
- مَثَلُ: اسم، مفرد، مرفوع بهعنوان مبتدا؛ ریشه: م-ث-ل؛ معنا: نمونه/داستان/وصف.
- الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر؛ در محل جرّ مضافٌالیه برای «مثل» (مَثَلُ الَّذينَ = وصفِ کسانی).
- يُنفِقونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع؛ ریشه: ن-ف-ق؛ معنا: خرج میکنند؛ فاعلِ آن ضمیر «هم» مستتر تقدیری «هم» (بازگشت به «الَّذينَ»).
- أَموالَهُمُ: اسم جمع، مفعولٌبه منصوب؛ ریشه: م-و-ل؛ معنا: اموالشان؛ «هم» ضمیر متصل مضافٌالیه.
- ابتِغاءَ: مصدر منصوب (مفعولٌله = علت و غرضِ انفاق)؛ ریشه: ب-غ-ي؛ معنا: طلب/جستوجو.
- مَرضاتِ: اسم، مجرور بهسبب اضافه به «ابتغاء»؛ ریشه: ر-ض-و/ر-ض-ي؛ معنا: خشنودی/رضایت.
- اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به اضافه؛ معنا: خدا.
- وَ: حرف عطف.
- تَثبيتًا: مصدر منصوب (مفعولٌله دوم؛ منظور از «تثبیت» استواری دل و نیت است)؛ ریشه: ث-ب-ت؛ معنا: استوار کردن/ثباتبخشی.
- مِن: حرف جر.
- أَنفُسِهِم: اسم مجرور به «من»؛ ریشه: ن-ف-س؛ معنا: خودشان؛ «هم» ضمیر مضافٌالیه.
نقشهای اصلی جمله: «مَثَلُ» مبتدا و «الذين…» مضافٌالیه؛ خبرِ مبتدا در ادامهٔ آیه میآید (بعد از «كمثلِ جنة…»). - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری توصیفی (مقدمهٔ تشبیه).
- نکته: نیتِ پاک دوگانه بیان شده است: طلب رضایت خدا و استواری درونی؛ یعنی انفاق با اخلاص و ثبات قلبی.
جمله ۲: كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبوَةٍ - ترجمهٔ تحتاللفظی: چون نمونهٔ باغی بر تپهبلندی
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- كَ: حرف تشبیه (حرف جر).
- مَثَلِ: اسم مجرور به «کاف»؛ ریشه: م-ث-ل؛ معنا: مانند/همانند.
- جَنَّةٍ: اسم مجرور بهعنوان مضافٌالیه برای «مَثَلِ»؛ ریشه: ج-ن-ن؛ معنا: باغِ پوشیده/پر درخت.
- بِ: حرف جر.
- رَبوَةٍ: اسم مجرور، جار و مجرور در مقام صفت/حال برای «جنة»؛ ریشه: ر-ب-و/ر-ب-ي؛ معنا: بلندی/تپه.
نقشهای اصلی: «كَمَثَلِ…» خبرِ «مَثَلُ» در جملهٔ قبل؛ «جنة» مضافٌالیه «مَثَلِ»؛ «برَبوَةٍ» قید مکان برای «جنة». - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری تشبیهی.
- نکته: باغِ روی بلندی بارش را بهتر میگیرد و آبگرفتگی ندارد؛ تمثیلی برای انفاقِ همراه با اخلاص که بیشترین بهره را میدهد.
جمله ۳: أَصابَها وابِلٌ فَآتَت أُكُلَها ضِعفَينِ - ترجمهٔ تحتاللفظی: بارانِ درشتقطرهای به آن رسید، پس میوه/ثمرهاش را دو برابر آورد
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- أَصابَ: فعل ماضی؛ ریشه: ص-و-ب؛ معنا: رسیدن/فرو آمدن/اصابت کرد.
- ها: ضمیر مفعولی مفرد مؤنث، اشاره به «جنة».
- وابِلٌ: اسم فاعل از «وَبَلَ» نیست، بلکه اسمِ بارانِ درشت؛ نکره، فاعلِ «أصابَ» مرفوع؛ ریشه: و-ب-ل؛ معنا: بارانِ شدید/درشتقطره.
- فَ: حرف عطف تفریع (نتیجه).
- آتَت: فعل ماضی، مؤنث مفرد؛ ریشه: أ-ت-ي؛ معنا: داد/آورد.
- أُكُلَها: اسم مفرد، مفعولٌبه منصوب؛ ریشه: أ-ك-ل؛ معنا: ثمر/محصول؛ «ها» ضمیر مضافٌالیه (باغش).
- ضِعفَينِ: تَمییز منصوب به یاءِ تثنیه؛ ریشه: ض-ع-ف؛ معنا: دو برابر.
نقشهای اصلی: «أصابها وابلٌ» جملهٔ وصفی/حالی برای «جنة»؛ «فآتت…» نتیجهٔ آن بارش. - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری نتیجهای.
- نکته: بارشِ مناسب بر زمینِ آماده، بازده را دو چندان میکند؛ کنایه از پاداش افزونِ انفاقِ خالص.
جمله ۴: فَإِن لَم يُصِبها وابِلٌ فَطَلٌّ - ترجمهٔ تحتاللفظی: پس اگر بارانِ درشتقطره به آن نرسد، پس شبنم/بارانِ ریز است
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- فَ: حرف استیناف/تفریع.
- إِن: حرف شرط.
- لَم: حرف جزم نافیه (منفیکنندهٔ مضارع).
- يُصِبها: فعل مضارع مجزوم به «لم» (یُصِبْ) + «ها» مفعول؛ ریشه: ص-و-ب؛ معنا: نرسد/اصابت نکند.
- وابِلٌ: فاعلِ محذوف فعل «يصب» از نظر معنا، در لفظ مؤخر و مرفوع؛ معنا: بارانِ درشت.
- فَ: فاءِ جوابِ شرط.
- طَلٌّ: اسم مفرد مرفوع، خبر مبتدای محذوف؛ تقدیر: فَهُوَ طَلٌّ؛ ریشه: ط-ل-ل؛ معنا: رِیزبار/شبنمِ بارانی.
نقشهای اصلی: جملهٔ شرطیه؛ فعل شرط «لم يُصِبْها»، فاعل «وابلٌ»، جواب شرط «فطلٌّ» (جملهٔ اسمیه مقدّر). - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری شرطی.
- نکته: حتی اگر باران شدید نباشد، بارشِ سبک هم برای چنین باغی مفید است؛ اشاره به اینکه کمترین انفاقِ خالص نیز بیثمر نمیماند.
جمله ۵: وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا به آنچه میکنید بیناست
- تجزیهٔ صرفی و نحوی واژهها:
- وَ: حرف عطف.
- اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
- بِما: جار و مجرور؛ «بِ» حرف جر + «ما» اسم موصول/مصدرية؛ معنا: به آنچه/به کارهایی که.
- تَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع، جمع؛ ریشه: ع-م-ل؛ معنا: انجام میدهید؛ فاعل: واو جمع (شما).
- بَصيرٌ: خبر مبتدا مرفوع؛ ریشه: ب-ص-ر؛ معنا: بینا/بسیار بینا.
نقشهای اصلی: جملهٔ اسمیه مؤکد با جار و مجرور «بما تعملون» بهعنوان متعلقِ «بصیر». - نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری تأکیدی.
- نکته: نظارت الهی بر نیت و عمل؛ تضمین پاداش متناسب با اخلاص و کار.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: و نمونهٔ کسانی که اموالشان را برای طلبِ خشنودیِ خدا و برای استواریای از جانبِ خودشان خرج میکنند، همچون نمونهٔ باغی بر تپهبلندی است: بارانِ درشتقطره به آن برسد، ثمرهاش را دو برابر میدهد؛ و اگر بارانِ درشت به آن نرسد، بارانریز/شبنم (هم) هست. و خدا به آنچه میکنید بیناست. |