002-263-091-بقرة

« Back to Glossary Index
سخن شایسته که همراه با چشم پوشی از دادن کمک در راه الله باشد بهتر از کمک دادنی است که در دنبال آن اذیتی باشد و الله از چنین کسی بی نیاز و صبور است (263)

قولٌ مَعروفٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: سخنی پسندیده.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی واژه‌ها:
    • قولٌ: اسم، مفرد، نکره، مرفوع با تنوین (خبرِ مقدّم). ریشه: ق-و-ل. معنا: گفتار/سخن.
    • معروفٌ: اسم مفعول از ثلاثی مزید (عَرَّفَ/عَرَفَ → معروف)، مفرد، نکره، مرفوع صفت برای «قول». ریشه: ع-ر-ف. معنا: شناخته‌شده/نیک/پسندیده.
  • نوع جمله و نکته: خبری اسمیه (مبتدا محذوف تقدیر می‌شود: «هو» یا خبر مقدّم). نکته: تأکید بر ارزش «سخن نیک» به‌عنوان موضوع اصلی جمله.

وَ مَغفِرَةٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و گذشت.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • مغفرةٌ: اسم، مفرد، نکره، مرفوع معطوف بر «قولٌ». ریشه: غ-ف-ر. معنا: آمرزش/چشم‌پوشی/گذشت.
  • نوع جمله و نکته: ادامهٔ خبر اسمیه با عطف؛ کنار «قول معروف» دوگانه‌ی گفتارِ خوش و گذشت را می‌سازد.

خَيرٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بهتر است.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی:
    • خيرٌ: اسم تفضیل، مفرد، مرفوع؛ خبر برای «قول معروف و مغفرة» یا خبر مؤخر. ریشه: خ-ي-ر. معنا: بهتر/نیکوتر.
  • نوع جمله و نکته: خبری؛ حکم ارزشی می‌دهد که این دو (سخن نیک و گذشت) «بهترند».

مِن صَدَقَةٍ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: از صدقه‌ای.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی:
    • مِن: حرف جر (برای بیان مقایسه در تفضیل).
    • صدقةٍ: اسم، مفرد، نکره، مجرور به «من». ریشه: ص-د-ق. معنا: صدقه/بخشش مالی.
  • نوع جمله و نکته: ادامهٔ ساختار تفضیل «خیرٌ مِن…»؛ مقایسه با صدقه‌ای که در ادامه وصف می‌شود.

يَتبَعُها أَذىً

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: آزاری پیِ آن می‌آید.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی:
    • يَتبعُ: فعل مضارع مرفوع (علامت: ضمه)، باب ثلاثی مجرد. فاعل مؤخر «أذىٌ» است. ریشه: ت-ب-ع. معنا: دنبال کردن/پی‌گرفتن.
    • ها: ضمیر متصل مفعولی مفرد مؤنث، مرجعش «صدقةٌ».
    • أذًى: اسم، مفرد، نکره؛ در اصل مرفوع به‌عنوان فاعلِ «يتبعُ» (اینجا تنوین فتحهٔ تقدیری/مبنی‌بر اعراب تقدیری در رسم عثمانی دیده می‌شود). ریشه: أ-ذ-ي. معنا: آزار/رنج.
  • نوع جمله و نکته: جملهٔ فعلیه وصفیّه، در مقام صفت برای «صدقةٍ» (یعنی «صدقه‌ای که آزار به‌دنبالش باشد»). نکته: نیکیِ ظاهری با آزار پس‌ازآن بی‌ارزش می‌شود.

وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خداوند بی‌نیاز و بردبار است.
  • تجزیهٔ صرفی‌ـ‌نحوی:
    • وَ: حرف عطف استینافی (شروع جملهٔ جدید).
    • اللهُ: اسم جلاله، علم، مرفوع به‌عنوان مبتدا.
    • غنيٌّ: خبر اولِ مبتدا، مفرد، مرفوع. ریشه: غ-ن-ي. معنا: بی‌نیاز.
    • حليمٌ: خبر دومِ مبتدا، مفرد، مرفوع، معطوف بی‌حرف (خبر ثانی). ریشه: ح-ل-م. معنا: بردبار/شکیبا.
  • نوع جمله و نکته: خبری اسمیه. نکته: تأکید بر اینکه خدا از صدقهٔ آمیخته با منت و آزار بی‌نیاز است و با وجود خطاها بردبار است؛ پس نیت و ادب در انفاق مهم‌تر از مقدار آن است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: سخنی پسندیده و گذشت، بهتر است از صدقه‌ای که آزاری به‌دنبالش آید؛ و خدا بی‌نیازِ بردبار است.

Nach oben scrollen