002-256-091-بقرة

« Back to Glossary Index
در دین حق تحمیل به زور نیست، زیرا در این دین، راه صحیح از ناصحیح با دلایل روشن واضح شده است پس هر کس با طاغوت مخالفت کند و راهنمائیهای آن یگانه صاحب اختیار را بپذیرد، به آن دست آویزی چنگ زده که گسستنی نیست، و الله شنوائی میباشد بس دانا (هر کس به نام دین و مذهبی مردم را به شفاعت غير مأذون ذکر شده در دو آیه قبل بخواند و مردم به غرض، یا نادانی از او یا آثارش اطاعت بنده وار و کورانه انجام دهند، در لغت عرب او را طاغوت میگویند) (256)
  1. لا إِكراهَ فِي الدّينِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: هیچ اجبار/اکراهی در دین نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لا: حرف نفیِ جنس (نافیِ نوع). وارد بر اسم نکره می‌شود و آن را منصوب می‌کند.
    • إِكراهَ: اسم «لا»ی نفیِ جنس، مفرد، نکره، منصوب. ریشه ثلاثی: ك-ر-ه (کَرِهَ/كَرْه). معنا: اجبار، واداشتن با ناخوشایندی.
    • في: حرف جرّ (در).
    • الدّينِ: اسم مجرور به «في»، مفرد، معرفه با «ال». ریشه: د-ي-ن. معنا: دین، آیین، شریعت.
    • ساختار: «لا النافیة للجنس + اسمها» با خبر محذوف تقدیری: «ثابتٌ/موجودٌ» یا خبر شبه‌جمله «في الدّينِ» به عنوان خبر مقدّم/موخر. رایج: «لا إكراهَ» مبتدا و خبر محذوف یا «في الدين» خبر جارومجرور.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نفی.
    • نکته: نفیِ جنس «اکراه» عمومیت و تأکید دارد؛ یعنی اصل پذیرش دین بر اختیار است، نه اجبار بیرونی.
  1. قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَيِّ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: قطعاً راهِ درست از گمراهی آشکار شده است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • قَد: حرف تحقیق/تقریب؛ با فعل ماضی برای تأکید بر تحقق.
    • تَبَيَّنَ: فعل ماضی، باب تفعّل از ریشه ب-ي-ن (بیان/بین). معنا: آشکار شد.
    • الرُّشدُ: فاعلِ مرفوعِ «تبيَّن». ریشه: ر-ش-د. معنا: هدایت، راهِ صواب.
    • مِنَ: حرف جرّ (از).
    • الغَيِّ: اسم مجرور به «من»، ریشه: غ-و-ي/غ-ي-ي. معنا: گمراهی، انحراف.
    • ساختار: فعل ماضی + فاعل + جارومجرورِ تبیینِ ممیَّز (بیان جدایی از).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ تأکیدی (به سبب «قد»).
    • نکته: تقابل معنایی «الرشد» و «الغَيّ» نشان می‌دهد معیارها روشن شده‌اند؛ نیاز به اجبار نیست چون حق از باطل جداست.
  1. فَمَن يَكفُر بِالطّاغوتِ وَيُؤمِن بِاللَّهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هرکه به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد،
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: حرف عطف/تفریع (نتیجه‌گیری از جمله‌های قبل).
    • مَن: اسم شرط جازم، عام (هرکه).
    • يَكفُر: فعل مضارع مجزوم محلّاً به شرط، ریشه: ك-ف-ر. معنا: کفر بورزد/انکار کند. اعراب: مرفوع ظاهراً با ضمه؛ در نحو شرطی، محل جزم برای ترکیب شرط-جواب لحاظ می‌شود؛ در رسم قرائت، فعل اول مرفوع است و جزم در جواب جلوه می‌کند.
    • بِالطّاغوتِ: جارومجرور. «الباء» حرف جر. «الطّاغوت»: اسم مجرور، ریشه: ط-غ-ي (طغیان). معنا: هر معبود یا سلطانِ باطل/هر چیز طغیانگر که جای خدا نشانده شود.
    • وَ: حرف عطف.
    • يُؤمِن: فعل مضارع معطوف بر «يكفر»، ریشه: أ-م-ن (باب إفعال: آمنَ يُؤمن). معنا: ایمان بیاورد.
    • بِاللَّهِ: جارومجرور. «الله» اسم جلاله، مجرور به «باء».
    • ساختار: جملة شرطیه؛ «مَن» شرط، افعال مضارع به عنوان فعل شرط مرکب «يكفر… ويؤمن».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه.
    • نکته: دو رکن هدایتِ عملی را باهم می‌آورد: «برائت از باطل» (کفر به طاغوت) و «ولایتِ حق» (ایمان به خدا). هر دو لازم‌اند.
  1. فَقَدِ استَمسَكَ بِالعُروَةِ الوُثقىٰ لَا انفِصامَ لَها
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس به‌راستی چنگ زده است به دستاویزِ استوار، که گسستنی برای آن نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: فای جوابِ شرط (پیامد شرط).
    • قَد: حرف تحقیق برای تأکید بر تحقق در فعل ماضی.
    • استَمسَكَ: فعل ماضی، باب استفعال از ریشه م-س-ك. معنا: محکم گرفتن/چنگ زدن. فاعلش: «من» شرط، مستتر (او).
    • بِالعُروَةِ: جارومجرور. «الباء» حرف جر. «العروة»: اسم مجرور، مفرد، مؤنث. ریشه: ع-ر-و (عُرْوَة: حلقه/دسته). معنا: دست‌آویز/حلقه.
    • الوُثقىٰ: صفت برای «العروة»، مؤنثِ «الأوثق» (افعل تفضیل) یا صفت مشبهه از ریشه و-ث-ق (وثاقة: استحکام). معنا: بسیار استوار/محکم‌ترین.
    • لا: «لا» نافیِ جنس در جمله بعد.
    • انفِصامَ: اسم «لا»ی نفیِ جنس، مفرد، منصوب. ریشه: ف-ص-م. معنا: گسست، شکاف برداشتن.
    • لَها: جارومجرور به منزلهٔ خبر «لا» (برای آن). ضمیر «ها» به «العروة الوثقى» برمی‌گردد.
    • ساختار: «فقد استمسك…» جملهٔ جواب شرط. سپس جملهٔ اسمیهٔ مستقل: «لا انفصام لها» برای توضیح حال «العروة».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ تأکیدی (در بخش «فقد استمسك…») و خبریِ نفیِ جنس («لا انفصام لها»).
    • نکته: تصویر «چنگ زدن به دستاویز محکم» استعاره از تمسک به ایمان راستین است که گسست‌پذیر نیست؛ پایداری و اطمینان را می‌رساند.
  1. وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا شنوا و داناست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف/استیناف.
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع، اسم جلاله.
    • سَميعٌ: خبر اول مرفوع، ریشه: س-م-ع. معنا: بسیار شنوا.
    • عَليمٌ: خبر دوم مرفوع (یا صفت برای خبر اول به قصد تعدد خبر)، ریشه: ع-ل-م. معنا: بسیار دانا.
    • ساختار: جملهٔ اسمیه با دو خبر برای تاکید بر احاطهٔ علمی و سمعی.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: ختم آیه با دو صفت الهی، هم به آزادیِ ایمان معنا می‌دهد (خدا از نیت‌ها و گفتارها آگاه است) و هم هشدار است که همه چیز تحت شنود و علم الهی است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: هیچ اکراهی در دین نیست؛ قطعاً راهِ درست از گمراهی آشکار شده است. پس هرکه به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به‌راستی به دستاویزِ استوار چنگ زده است که گسستنی برای آن نیست؛ و خدا شنوا و داناست.

Nach oben scrollen