002-255-091-بقرة

« Back to Glossary Index
الله کسی است که جز او صاحب اختیاری نیست (الاه فارسی آن صاحب اختیار و خداست و الله به معنای آن یگانه صاحب اختیار معروف یعنی خالق عالم می باشد) و آن همیشه زنده و همیشه آماده اوست، نه او را چرتی گیرد و نه خوابی، هر چه در آسمانها و زمین میباشد در اختیار اوست، با این توصیف چه کسی جز به اذن خود او نزد او شفاعت کسی را خواهد کرد (اذن الله این است که در کتابهای آسمانی نوشته شده، هر کس بوسیله راهنمائیهای مبلغین حقیقی دین که فقط مردم را به متن قرآن میخوانند، از گناه خود توبه کند و به آن راهنمائیها عمل کند، هم قرآن شفيع به اذن برای اوست و هم مبلغین حقیقی واسطه و وسیله نجانند و همه باید مستقیما از الله و متن کتابش رستگاری خود را بخواهند، زیرا خالق عالم مانند فرمانروایان دنیائی نیست که گاهی در خواب و زمانی در سفر باشند و برای دسترسی به آنان مجبور باشیم نزدیکان او را وسیله و واسطه و شفيع قرار دهیم و بعلاوه خالق عالم پرونده ما را بهتر از بزرگان دین که بشر هستند، میداند و حال آنکه فرمانروایان دنیائی برای فهم هر موضوعی مجبورند برای تحقیق کردن به واسطه ها مراجعه کنند و از اطلاعات بیشتر آنان استفاده نمایند) زیرا حوادث جلو و عقب هر کس را فقط الله خوب میداند و بزرگترین شخصیت های دینی بطور کامل و وسیع چیزی از علم او را نمیدانند، مگر به اندازه ای که الله بخواهد که بدانند این اندازه برای پیغمبران عبارتست از آنچه روی قانون فراگیری علم از نظر بشری میدانند و هم آنچه از طریق وحی لازم است، بدانند و برای امامان قسمت وحی کم میشود مگر آنچه از متن وحی یعنی قرآن و یا تعلیمات دیگری که از وحی غیر مکتوب پیغمبران سرچشمه گرفته باشد استفاده مستقیم یا غیر مستقیم میکنند) کرسی یا جایگاهِ حکومتِ الله آسمانها و زمین را فرا گرفته (تمام منظومه های شمسی جهان که در آنها موجودات زنده هستند، کرسى الله اند و خورشید ها عرش او) و نگهداری آسمانها و زمین با تمام وسعتشان، بر الله سنگین نیست، و او آن بس برتر بس عظیم میباشد (۲۵۵)

اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ الحَيُّ القَيّومُ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «خدا [است]؛ معبودی جز او نیست؛ زندهٔ [همیشگی]، برپادارنده [و سرپرست] است.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی واژه‌ها:
  • اللَّهُ: ریشه خاص؛ اسم جلاله، مفرد، معرفه، مرفوع (مبتدا). معنا: خدا.
  • لا: حرف نافیۀ للجنس (لا‌ی نفی جنس). معنا: نیست.
  • إِلٰهَ: ریشه أ ل ه؛ اسم «لا»، نکره، منصوب. معنا: معبود/اله.
  • إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر/جز.
  • هُوَ: ضمیر منفصل، مبنی، بدل از «اسم لا» در سیاق استثناء منقطع یا خبر برای محذوف؛ در این جمله، تقدیر: لا إلهَ موجودٌ إلا هو (مستثنی از نفی). نقش: مستثنی مرفوع به تقدیر مبتدا. معنا: او.
  • الحَيُّ: ریشه ح ي ي؛ اسم صفت مشبّهه، معرفه با «ال»، مرفوع. نقش: خبر دوم برای «اللَّهُ» یا خبر برای مبتدای محذوف بعد از استثناء؛ مشهور: خبر برای مبتدای محذوف (=هو الحيّ). معنا: زندهٔ همیشگی.
  • القَيّومُ: ریشه ق و م (صیغه مبالغه: قیّوم)، معرفه با «ال»، مرفوع. نقش: عطف بر «الحَيُّ» به‌عنوان خبر بعدی. معنا: قیّوم/برپادارنده و نگهدارندهٔ همه.

نکات نحوی ساده:

  • ساختار «لا إلهَ إلا هو» نفی مطلق معبودِ به‌حق جز خداست.
  • «الحيّ، القيّوم» صفات الهی و اخبار بعد از مبتدا هستند.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ اعتقادی (اخبار مؤکد).
  • نکتهٔ معنایی: توحید در الوهیت و بیان دو صفت اصلی خدا: حیات کامل و قیّومیّت (اداره و قوام‌بخشی همهٔ هستی).

لا تَأخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَومٌ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «خواب‌سبک او را فرانمی‌گیرد، و نه خواب [سنگین].»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • لا: حرف نفی. معنا: نه/نفی.
  • تَأخُذُهُ: ریشه أ خ ذ؛ فعل مضارع مرفوع (علامت: ضمه)، فاعل مؤخر «سِنةٌ/نومٌ»، ضمیر «ه» مفعول به (او را). معنا: می‌گیرد/فرا می‌گیرد.
  • هُ: ضمیر متصل، مفعول به. معنا: او را (خدا).
  • سِنَةٌ: ریشه س ن و/س ن ء؛ اسم، مفرد، مرفوع (فاعل برای «تأخذ»). معنا: چُرت/خواب سبک.
  • وَلا: واو عاطفه + «لا» نفی. معنا: و نه.
  • نَومٌ: ریشه ن و م؛ اسم، مفرد، مرفوع (فاعل برای فعل مقدر «تأخذ» دوم). معنا: خواب.

نکات نحوی ساده:

  • فعل «تأخذه» با فاعل مؤخر آمده؛ ضمیر مفعول مقدم شده برای تأکید بر «او».
  • در «ولا نومٌ» فعل «تأخذه» به تقدیر تکرار می‌شود.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ تنزیهی.
  • نکتهٔ معنایی: نفی هر گونه ضعف و نیاز از خدا؛ حتی لحظه‌ای چُرت یا خواب.

لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرضِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «از آنِ اوست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • لَهُ: لامِ اختصاص/ملک + ضمیر «هو». جار و مجرور خبر مقدم. معنا: برای او/مال اوست.
  • ما: اسم موصول عام (برای غیرعاقل)، مبنی، مبتدای مؤخر یا اسم موصول در محل رفع مبتدا. معنا: هر آنچه.
  • فِي: حرف جر. معنا: در.
  • السَّماواتِ: ریشه س م و؛ اسم جمع مؤنث سالم، مجرور به «في» (علامت: کسره). معنا: آسمان‌ها.
  • وَما: واو عطف + «ما» اسم موصول دوم (معطوف بر «ما» اول). معنا: و هر آنچه.
  • فِي الأَرضِ: «في» حرف جر + «الأرضِ» اسم مجرور. ریشه أ ر ض. معنا: زمین.

نکات نحوی ساده:

  • تقدیم جار و مجرور «له» برای حصر و تأکید مالکیت است.
  • دو «ما» شامل همهٔ موجودات آسمان‌ها و زمین می‌شود.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری با دلالت حصر.
  • نکتهٔ معنایی: مالکیت و سلطهٔ مطلق خدا بر همهٔ هستی.

مَن ذَا الَّذي يَشفَعُ عِندَهُ إِلّا بِإِذنِهِ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «کیست آن‌که شفاعت کند نزد او، جز با اجازهٔ او؟»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • مَن: اسم استفهام، مبنی، مبتدا یا فاعل برای فعل بعد. معنا: چه کسی؟
  • ذَا: اسم اشاره یا زائدهٔ تقویتی بعد از «من» در ترکیب استفهامی «من ذا». اینجا پیونددهنده با «الذي». معنا: این/آن (در این ساختار بیشتر برای تأکید).
  • الَّذي: اسم موصول مفرد مذکر، خبر برای «من» یا بدل از «ذا». معنا: آن‌که.
  • يَشفَعُ: ریشه ش ف ع؛ فعل مضارع مرفوع، فاعلش «مَن». معنا: شفاعت می‌کند.
  • عِندَهُ: ظرف مکان «عند» + ضمیر، متعلق به «يشفع». معنا: نزد او.
  • إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر/جز.
  • بِإِذنِهِ: باء حرف جر + «إذن» ریشه أ ذ ن، مجرور + ضمیر. معنا: به اجازهٔ او.

نکات نحوی ساده:

  • استفهام در «من ذا الذي…» نفی و تحدّی را می‌رساند (یعنی هیچ‌کس جز با اذن او).
  • «إلا بإذنه» قید شرط/استثناء برای امکان شفاعت است.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: استفهام انکاری.
  • نکتهٔ معنایی: نفی استقلال شفاعت؛ شفاعت فقط با اذن خدا معتبر است.

يَعلَمُ ما بَينَ أَيديهِم وَما خَلفَهُم

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «می‌داند آنچه پیش رویشان است و آنچه پشت سرشان است.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • يَعلَمُ: ریشه ع ل م؛ فعل مضارع مرفوع، فاعل مستتر «هو» (برمی‌گردد به خدا). معنا: می‌داند.
  • ما: اسم موصول عام، مفعول به برای «يعلم». معنا: هر چه/آنچه.
  • بَينَ: ظرف مکان، مضاف. معنا: میان/پیشِ.
  • أَيديهِم: «أيدي» جمع «يد»، مضاف‌الیه مجرور + «هم» ضمیر. معنا: دست‌هایشان؛ در تعبیر، پیش رویشان/آینده نزدیک.
  • وَما: واو عطف + «ما» اسم موصول دوم، معطوف بر مفعول اول. معنا: و آنچه.
  • خَلفَهُم: «خلف» ظرف مکان، مضاف + «هم» ضمیر؛ متعلق به موصول دوم. معنا: پشت سرشان/پساتر.

نکات نحوی ساده:

  • دو مفعول موصولیِ معطوف برای «يعلم» آمده‌اند.
  • «بين أيديهم/خلفهم» کنایه از آینده و گذشته یا ظاهر و باطن کارهاست.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری.
  • نکتهٔ معنایی: احاطهٔ علمی خدا به همهٔ ابعاد امور بندگان (پیش‌رو و پشت‌سر/ظاهر و باطن/گذشته و آینده).

وَلا يُحيطونَ بِشَيءٍ مِن عِلمِهِ إِلّا بِما شاءَ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «و فرا نمی‌گیرند به چیزی از دانش او، مگر به آنچه بخواهد.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَلا: واو عاطفه + «لا» نفی. معنا: و نه.
  • يُحيطونَ: ریشه ح و ط؛ فعل مضارع مرفوع، علامت رفع: ثبوت نون، فاعل: واو جمع (ایشان). معنا: احاطه می‌کنند/فرا می‌گیرند.
  • بِشَيءٍ: باء حرف جر + «شيء» نکره، مجرور و تنوین برای عموم. معنا: به هیچ چیز.
  • مِن عِلمِهِ: «من» بیانیه/تبعیضیه (اینجا تبعیضیه: حتی بخشی)، «علم» مجرور + ضمیر. معنا: از دانش او.
  • إِلّا: حرف استثناء. معنا: مگر.
  • بِما: باء جر + «ما» موصول، مجرور. معنا: به آنچه.
  • شاءَ: ریشه ش ي ء؛ فعل ماضی، فاعل مستتر «هو» (خدا). معنا: خواست/بخواست.

نکات نحوی ساده:

  • «من علمه» بیان می‌کند که حتی جزئی از علم الهی بدون مشیت او قابل دسترسی نیست.
  • «إلا بما شاء» استثناء از نفی، یعنی فقط در حدّ مشیت او دانشی می‌یابند.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ تنزیهی.
  • نکتهٔ معنایی: محدودیت ذاتی دانش مخلوقات و وابستگی آن به ارادهٔ خدا.

وَسِعَ كُرسِيُّهُ السَّماواتِ وَالأَرضَ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «فرا گرفت کرسیِ او آسمان‌ها و زمین را.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: واو استیناف/عطف.
  • سِعَ: ریشه و س ع؛ فعل ماضی (قرائت مشهور: «وَسِعَ»)، فاعل: «كرسيه». معنا: در برگرفت/گنجایش یافت.
  • كُرسِيُّهُ: «كرسيّ» اسم مفرد مرفوع (فاعل) + ضمیر «ه». ریشه ک ر س و/ي. معنا: کرسی او (جایگاه فرمان/سطح علم و سلطنت؛ تفسیرها مختلف).
  • السَّماواتِ: مفعول‌به اول، جمع مؤنث سالم، منصوب به یاء تقدیری؟ در اعراب عملی منصوب است (علامت فتحة)، ولی رسم‌الخط با کسره در جمع سالم مؤنث نیست؛ اینجا منصوب با فتحه: السمواتَ (در رسم مصحف املایی). معنا: آسمان‌ها.
  • وَالأَرضَ: معطوف بر مفعول اول، منصوب. ریشه أ ر ض. معنا: زمین.

نکات نحوی ساده:

  • فعل «وسع» متعدی به دو مفعول می‌آید یا یک مفعول؛ اینجا «السموات والأرض» در قلمرو گنجایش «کرسی» قرار گرفته‌اند.
  • «کرسی» در تفاسیر: یا مقام علم و سلطنت، یا موجودی عظیم غیر از «عرش».
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبری.
  • نکتهٔ معنایی: عظمت و گسترهٔ سلطنت/علم الهی که همهٔ آسمان‌ها و زمین را در بر می‌گیرد.

وَلا يَئودُهُ حِفظُهُما

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «و نگاهبانیِ آن دو (آسمان‌ها و زمین) او را سنگین نمی‌آورد [به زحمت نمی‌اندازد].»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَلا: واو عطف + «لا» نفی. معنا: و نه.
  • يَئودُهُ: ریشه أ و د؛ فعل مضارع مرفوع. «ه» مفعول به مقدّم (او را). معنا: به زحمت می‌اندازد/سنگین می‌آید.
  • حِفظُهُما: «حفظ» مصدر، مفرد، مرفوع به‌عنوان فاعل برای «يئوده»، مضاف + «هما» ضمیر تثنیه (آن دو: آسمان‌ها و زمین به‌عنوان مجموع). معنا: نگهداریِ آن‌ها.
  • نکتهٔ اعرابی: تقدیم ضمیر مفعول «ه» برای تأکید بر نفی تأثیر بر ذات الهی.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ تنزیهی.
  • نکتهٔ معنایی: ادارهٔ جهان برای خدا هیچ رنج و سنگینی ندارد؛ کمال قدرت و بی‌نیازی او.

وَهُوَ العَلِيُّ العَظيمُ

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: «و اوست بلندمرتبه، بزرگ.»
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • وَ: واو عطف/استیناف.
  • هُوَ: ضمیر منفصل، مبتدا. معنا: او.
  • العَلِيُّ: ریشه ع ل و؛ صفت مشبّه، معرفه، خبر اول، مرفوع. معنا: بسیار بلندمرتبه.
  • العَظيمُ: ریشه ع ظ م؛ صفت مشبهه، خبر دوم، مرفوع. معنا: بسیار بزرگ/با عظمت.

نکات نحوی ساده:

  • دو خبر برای «هو» آمده که صفات کمالی‌اند.
  • تعریف با «ال» بر حصر دلالت ضمنی می‌کند.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ ثنای الهی.
  • نکتهٔ معنایی: جمع میان علوّ (برتری مطلق) و عظمت (بزرگی مطلق)؛ ختم آیه با دو صفت جامع کمال.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: «خداست؛ معبودی جز او نیست؛ زندهٔ همیشگی، برپادارنده [همه]. خواب‌سبک او را فرا نمی‌گیرد و نه خواب. از آنِ اوست هر چه در آسمان‌ها و هر چه در زمین است. کیست آن‌که شفاعت کند نزد او جز با اجازهٔ او؟ می‌داند آنچه پیشِ رویشان و آنچه پشتِ سرشان است، و فرا نمی‌گیرند به هیچ چیز از دانش او مگر به آنچه بخواهد. کرسیِ او آسمان‌ها و زمین را دربرگرفته، و نگهداریِ آن دو او را به زحمت نمی‌افکند. و اوست بلندمرتبه، بزرگ.»

Nach oben scrollen