002-234-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و کسانی از شما مردان مسلمان که میمیرند و همسرانی باقی میگذارند آن همسران چهار ماه و ده روز خود را باید از انتخاب همسری دیگر نگهدارند پس اگر این مدت به سر آمد عیبی بر شما مردان مسلمان نیست که به اختیار این زنان آنچه را شایسته است انجام دهید و الله بدانچه میکنید آگاه است (یعنی شما مردان مسلمان نیز در این مدت چهار ماه و ده روز دنبال زناشوئی با ایشان نروید و بگذارید این مدت که مربوط به احترام نسبت به شوهر فوت شده ایشانست تمام شود) (234)

آیه شامل چند بخش خبری است که با «واو» عطف به هم متصل شده‌اند. در ادامه هر بخش/جمله را جدا می‌آورم و زیر هر کدام: 1) ترجمهٔ تحت‌اللفظی همان بخش، 2) تجزیهٔ صرفی-نحوی ساده، 3) نوع جمله و نکتهٔ کوتاه معنایی.

  1. والَّذينَ يُتَوَفَّونَ مِنكُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و کسانی که از شما وفات داده می‌شوند
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر، محلّاً مرفوع (نقش: مبتدا/موصول برای جملهٔ صله).
    • يُتَوَفَّونَ: فعل مضارع مجهول، باب تفعّل (توفّى)، ریشه: و-ف-ى؛ علامت جمع مذکر سالم در آخر (واو+nون). معنا: «وفات داده می‌شوند/می‌میرانندشان».
    • مِنكُم: «مِن» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل (خطاب به جمع). جار و مجرور متعلق به «يُتَوَفَّونَ»؛ یعنی کسانی از میان شما.
  • نوع جمله و نکته: خبری. نکته: آغاز حکم دربارهٔ مردانی از جامعهٔ مخاطب که می‌میرند.
  1. ويَذَرونَ أَزواجًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و همسرانی بر جای می‌گذارند
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • وَ: عطف بر جملهٔ قبل (از صلاتِ الموصول).
    • يَذَرونَ: فعل مضارع معلوم، ریشه: و-ذ-ر (گذاشتن/ترک کردن)، فاعل: «الذين» (ضمیرشان در فعل مستتر است).
    • أَزواجًا: مفعولٌ‌به منصوب، جمع «زوج» (همسر).
  • نوع جمله و نکته: خبری، در حکم صلهٔ «الذين». نکته: قید می‌کند که میّت، همسرانی باقی می‌گذارد.
  1. يَتَرَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَربَعَةَ أَشهُرٍ وَعَشرًا
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: [آن‌ها] با جان‌هایشان (برای خود) چهار ماه و ده [روز] انتظار می‌کشند
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • يَتَرَبَّصنَ: فعل مضارع معلوم، باب تفعّل، ریشه: ر-ب-ص (انتظار کشیدن/درنگ کردن). نونِ نسوه برای فاعل جمع مؤنث (ضمیر: همسرانِ مذکور).
    • بِأَنفُسِهِنَّ: «بِ» حرف جر، «أَنفُس» اسم مجرور جمع «نفس»، «هِنَّ» ضمیر جمع مؤنث مضافٌ‌الیه. معنا: «برای خودشان/با خودشان»؛ افادهٔ التزام/نگه‌داری نفس.
    • أَربَعَةَ: عدد منصوب به عنوان مفعول‌فیه/تمييز زمان (دیدگاه مشهور: ظرفِ مدتِ تربص). به‌سبب پیوستگی با «أشهر».
    • أَشهُرٍ: تَمييزِ «أربعة»، جمع «شهر»، مجرور لفظاً به‌اعتبار قواعد اعداد 3–10؟ توضیح: در ترکیب قرآنی، «أربعةَ أشهرٍ» رایج است؛ «أشهرٍ» تمييزِ مجرور به اضافهٔ عدد (قاعدهٔ عدد 3–10: تمييز جمع مجرور).
    • وَ: عطف.
    • عَشرًا: عدد منصوب (عطف بر «أربعةَ»)، تمييزش محذوف: «أيامًا» مقدّر است؛ یعنی «ده روز».
  • نوع جمله و نکته: خبریِ انشایی (بیان حکم الزامی). نکته: مدت عدهٔ وفات را دقیق تعیین می‌کند: چهار ماه و ده روز.
  1. فَإِذا بَلَغنَ أَجَلَهُنَّ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس چون به پایان مهلتشان رسیدند
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • فَ: حرف تفریع/نتیجه.
    • إِذا: ظرف زمان شرطیه (وقتی که).
    • بَلَغنَ: فعل ماضی، ریشه: ب-ل-غ (رسیدن)، نونِ نسوه برای فاعل جمع مؤنث (همان همسران).
    • أَجَلَهُنَّ: مفعول‌به منصوب؛ «أَجَل» مضاف، «هُنَّ» ضمیر مضافٌ‌الیه جمع مؤنث. معنا: مدت/پایان عدهٔ آنان.
  • نوع جمله و نکته: شرطیهٔ زمانی. نکته: مرحلهٔ پس از پایان عده را هدف می‌گیرد.
  1. فَلا جُناحَ عَلَيكُم
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس گناه/تنگی‌ای بر شما نیست
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • فَ: تفریع بر شرط.
    • لا: لأ نافیة للجنس.
    • جُناحَ: اسم «لا» مبنی بر فتح در محل نصب؛ معنا: گناه/حرج.
    • عَلَيكُم: جار و مجرور متعلق به خبر محذوف «لا» یا بدل از خبر؛ معنا: بر شما (خطاب به اولیای امر/مؤمنان).
  • نوع جمله و نکته: خبری نفیِ حرج، کارکرد فقهی-اجازه. نکته: برداشتن مانع شرعی پس از عده.
  1. فيما فَعَلنَ في أَنفُسِهِنَّ بِالمَعروفِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: در آنچه به شیوهٔ پسندیده برای خودشان انجام دهند
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • في ما: «في» حرف جر + «ما» اسم موصول/مصدرية؛ معنا: «در آنچه/در اینکه».
    • فَعَلنَ: فعل ماضی، ریشه: ف-ع-ل (انجام دادن)، نونِ نسوه: فاعل جمع مؤنث (همان زنان).
    • في أَنفُسِهِنَّ: جار و مجرور؛ «أَنفُس» اسم مجرور + «هِنَّ» مضافٌ‌الیه؛ معنا: دربارهٔ خودشان/برای خودشان.
    • بِالمَعروفِ: «بِ» حرف جر + «المعروف» اسم مجرور، معنای «به شیوهٔ متعارف و پسندیدهٔ شرعی/عرفی».
  • نوع جمله و نکته: خبریِ توضیحی (تحدید دایرهٔ اجازه). نکته: معیار «معروف» چارچوب رفتار پس از عده است (مثل خواستگاری غیرصریح، آراستگی معمول، ازدواج).
  1. وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ خَبيرٌ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است
  • تجزیهٔ صرفی-نحوی:
    • وَ: عطف استینافیه (شروع جملهٔ جدید).
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
    • بِما: «بِ» حرف جر + «ما» اسم موصول/مصدرية؛ «به آنچه».
    • تَعمَلونَ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ع-م-ل (کردن/عمل کردن)، واو جمع: فاعل (خطاب به جمع مؤمنان).
    • خَبيرٌ: خبر مرفوع برای مبتدا، صفت مشبهه به معنی «بسیار آگاه».
  • نوع جمله و نکته: خبری. نکته: ختم آیه با مراقبت الهی؛ انگیزهٔ رعایت حد و مرز «معروف».

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: و کسانی از شما که وفات داده می‌شوند و همسرانی بر جای می‌گذارند، [آن همسران] برای خود، چهار ماه و ده [روز] انتظار می‌کشند؛ پس چون به پایان مهلتشان رسیدند، بر شما در آنچه آنان به شیوهٔ پسندیده دربارهٔ خود انجام دهند، گناهی نیست؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.

Nach oben scrollen