آیه: بقره، 232 - وَإِذا طَلَّقتُمُ النِّساءَ فَبَلَغنَ أَجَلَهُنَّ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و هنگامیکه زنان را طلاق دادید، پس مهلتشان را به پایان رساندند.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- وَ: عطف.
- إِذا: ظرف زمان شرطی (وقتی که).
- طَلَّقتُمُ: فعل ماضی، مخاطب جمع؛ ریشه: ط-ل-ق؛ فاعل: ضمیر «تم» (شما). معنی: طلاق دادید.
- النِّساءَ: مفعولٌبه منصوب؛ اسم جمع مؤنث؛ ریشه: ن-س-و/ن-س-ء.
- فَ: فاء تفریع/جواب مقدّم برای جملهٔ بعدی.
- بَلَغنَ: فعل ماضی، جمع مؤنث غایب؛ ریشه: ب-ل-غ؛ فاعل: ضمیر «هنّ» مستتر تقدیراً عائد به «النساء».
- أَجَلَهُنَّ: مفعولٌبه منصوب + ضمیر «هنّ» مضافٌالیه؛ ریشهٔ «أجل»: أ-ج-ل (مدت مهلت).
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: شرط خبری (شرطِ زمانی).
- نکته: «بلغن أجلهنّ» یعنی عدّه به پایان رسیده است، نه آغاز آن.
- فَلا تَعضُلوهُنَّ أَن يَنكِحنَ أَزواجَهُنَّ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: پس آنها را بازندارید از اینکه با همسرانشان نکاح کنند.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- فَ: فاء تفریع/جواب شرط.
- لا تَعضُلوهُنَّ: «لا» نهی؛ «تعضلوا» فعل مضارع مجزوم به «لا» نهی، مخاطب جمع؛ ریشه: ع-ض-ل (سخت گرفتن/مانع شدن). «هنّ» مفعولٌبه (زنان را). نون تأکید ثقیله برای تأکید نهی.
- أَن يَنكِحنَ: «أن» مصدریّه؛ «ينكحن» مضارع منصوب به «أن»، جمع مؤنث؛ ریشه: ن-ك-ح (ازدواج کردن). کل عبارت «أن ينكحن» مفعولٌبه ثانی یا مفعولله برای «تعضلوا» به معنای: از ازدواج کردنشان.
- أَزواجَهُنَّ: مفعول «ينكحنَ» (با مفعول به معنای «شوهرانشان» در نکاح عربی متداول است)؛ «أزواج» جمع «زوج»؛ منصوب + «هنّ» مضافٌالیه.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: نهی صریح.
- نکته: نهی متوجه اولیا/سرپرستان یا شوهران سابق و حتی جامعه است که مانع بازگشت نکاح شرعی نَشوند، بهویژه پس از عدّهٔ طلاق رجعی در صورت رضایت طرفین.
- إِذا تَراضَوا بَينَهُم بِالمَعروفِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: زمانی که میان خودشان بهنیکی و بهطور شایسته رضایت دادند.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- إِذا: ظرف زمان (قید) برای تحقق شرط در جملهٔ نهی (قید حال/قید شرطی).
- تَراضَوا: فعل ماضی جمع مذکر؛ باب تفاعُل از ریشه: ر-ض-و/ر-ض-ي (رضایت دوطرفه). واو: فاعل (طرفین: زن و مرد).
- بَينَهُم: ظرف/جار و مجرور + ضمیر جمع؛ متعلق به «تراضوا» (میان خودشان).
- بِالمَعروفِ: جار و مجرور، حال/قید کیفیت؛ «معروف» از ریشه: ع-ر-ف (کار پسندیده و شناختهشده شرعاً و عرفاً).
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: قید شرط/حال برای نهی پیشین.
- نکته: معیار بازگشت، رضایت متقابل در چارچوب «معروف» است؛ نه اجبار و نه شرطهای ناروا.
- ذٰلِكَ يوعَظُ بِهِ مَن كانَ مِنكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: این [دستور] پند داده میشود بدان [دستور] کسی که از شما به خدا و روز واپسین ایمان دارد.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- ذٰلِكَ: اسم اشاره مفرد مذکر برای مضمونِ پیشگفته (همان حکم).
- يوعَظُ: فعل مضارع مجهول (اندیشهٔ پند داده میشود)؛ ریشه: و-ع-ظ (اندرز دادن).
- بِهِ: جار و مجرور؛ ضمیر «ه» راجع به «ذلك» (به آن فرمان/حکم).
- مَن: اسم موصول، عام برای عاقل (کسی که).
- كانَ: فعل ماضی ناقص؛ ریشه: ك-و-ن؛ اسم «كان» ضمیر مستتر تقدیره «هو» عائد به «مَن».
- مِنكُم: جار و مجرور، صفت/بیان برای «مَن» (از شما).
- يُؤمِنُ: فعل مضارع، خبر «كان»؛ ریشه: أ-م-ن (ایمان آوردن) باب إفعال.
- بِاللَّهِ: جار و مجرور متعلق به «يؤمن».
- وَاليَومِ الآخِرِ: معطوف به «بالله» با حرف عطف «وَ»؛ «اليوم» اسم مجرور + «الآخِر» صفت مجرور.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری ارشادی.
- نکته: پذیرش این اندرز علامت ایمان راستین است؛ «موعظه» جنبهٔ تربیتی دارد، نه صرفاً حکم خشک.
- ذٰلِكُم أَزكىٰ لَكُم وَأَطهَرُ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: این برای شما پاکیزهتر و پاکتر است.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- ذٰلِكُم: اسم اشاره همراه ضمیر خطاب جمع (آن، برای شما).
- أَزكىٰ: خبر مقدّم مرفوع؛ صیغهٔ تفضیل از ریشه: ز-ك-و/ز-ك-ي (پاکیزگی/رشد).
- لَكُم: جار و مجرور متعلق به خبر یا تأکید بر نفعِ حکم برای شما.
- وَأَطهَرُ: معطوف بر «أزكىٰ»؛ تفضیل از ریشه: ط-ه-ر (پاکی).
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری تأکیدی/ترغیبی.
- نکته: عمل به این دستور باعث پاکیزگی اخلاقی و اجتماعی و رفع بدگمانیها میشود.
- وَاللَّهُ يَعلَمُ وَأَنتُم لا تَعلَمونَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا میداند و شما نمیدانید.
- تجزیه صرفی و نحوی:
- وَ: عطف.
- اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
- يَعلَمُ: خبر مضارع مرفوع؛ ریشه: ع-ل-م (دانستن).
- وَأَنتُم: عطف مبتدا (ضمیر منفصل مبتدا).
- لا تَعلَمونَ: خبرِ «أنتم»؛ فعل مضارع منفی؛ ریشه: ع-ل-م؛ واو جمع: فاعل.
- نوع جمله و نکته معنایی:
- نوع: خبری با لحن تعلیمی.
- نکته: یادآوری محدودیت آگاهی انسان؛ معیار نهایی حکم، علم الهی است.
ترجمهٔ تحتاللفظی کل آیه: و چون زنان را طلاق دادید و عدّهشان به پایان رسید، پس آنان را بازندارید از اینکه با شوهرانشان ازدواج کنند، هرگاه میان خودشان بهنیکی رضایت کردند. این [حکم] پند داده میشود کسی را از شما که به خدا و روز واپسین ایمان دارد. این برای شما پاکیزهتر و پاکتر است، و خدا میداند و شما نمیدانید. |