002-217-091-بقرة

« Back to Glossary Index
از تو می پرسند، جنگ کردن در ماه حرام چگونه است ،بگو در آن، جنگ بسیار بد میباشد و باعثِ بازداشتن از راه الله است و کفرانی است به او و همچنین جنگ و خونریزی در مسجد الحرام بد است و بیرون راندن اهل آنجا از آن نزد الله بدتر است و آشوبگری از کشتن بدتر خواهد بود و دشمنان شما همیشه میخواهند با شما بجنگند تا اینکه شاید بتوانند شما را از دین تان برگردانند و بدانید هر کس از شما از دینش برگردد و موقعی که میمیرد کافر مرده باشد، هر کار خوبی هم که کرده باشد، هم در دنیا پوچ میگردد و هم در آخرت (پوچ شدن کارهای خوب اینگونه اشخاص در دنیا از آنروست که بنام کفران کننده و غرض ران معروف میشوند و مردم دنیا آنها را ریا کار خواهند شناخت، مخصوصا اگر این مردم طرفدار دین حق باشند، و این بد نامی بزودی برای مرده هائی که با کفر مردند در مردم عربستان از پس مرگ ایشان به اوج خود رسید زیرا حکومت بدست طرفداران حق افتاد) و اینگونه اشخاص یاران آن آتش سوزان خواهند بود که همیشه در آن خواهند ماند (۲۱۷)

جمله ۱: يَسأَلونَكَ عَنِ الشَّهرِ الحَرامِ قِتالٍ فيهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: از تو دربارهٔ ماهِ حرام، [در بارهٔ] جنگی در آن، می‌پرسند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • يَسأَلونَكَ: فعل مضارع مرفوع (علامت: ثبوت نون)، فاعل: واو جمع (آنها)، کاف: مفعول‌به (تو). ریشه: س-أ-ل (سأل).
    • عَن: حرف جر.
    • الشَّهرِ: اسم مجرور به‌سبب عن. ریشه: ش-ه-ر. نقش: مجرور.
    • الحَرامِ: صفت برای الشَّهر، مجرور تبعاً. ریشه: ح-ر-م.
    • قِتالٍ: اسم مجرور به تقدیر «عن» دوم یا بدل/بیان از مسئلهٔ سؤال، نکره. ریشه: ق-ت-ل. نقش: مجرورِ بیانی (بیان موضوع سؤال).
    • فيهِ: جار و مجرور (فی + ضمیر هاء به ماهِ حرام برمی‌گردد). نقش: قید مکان/ظرف.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری (گزارش از سؤال مردم).
    • نکته: محور سؤال، حکمِ جنگ در ماه‌های حرام است.

جمله ۲: قُل قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: بگو: جنگ در آن، بزرگ (گناهِ بزرگ) است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • قُل: فعل امر، مخاطب: پیامبر. ریشه: ق-و-ل.
    • قِتالٌ: مبتدا مرفوع (نکرهٔ موصوف به خبر بعدی). ریشه: ق-ت-ل.
    • فيهِ: جار و مجرور متعلق به خبر یا به قتال، برای تخصیص «در آن [ماه]».
    • كَبيرٌ: خبرِ مبتدا (به معنای «گناهِ بزرگ»).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر (خطاب به پیامبر) + خبری در نقل قول.
    • نکته: اصلِ اولیه این است که جنگ در ماه حرام، گناهی بزرگ است.

جمله ۳: وَصَدٌّ عَن سَبيلِ اللَّهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و [لی] بازداشتن از راهِ خدا
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • صَدٌّ: مبتدا/معطوف بر «قتالٌ» در حکم بزرگ‌شماری. ریشه: ص-د-د.
    • عَن: حرف جر.
    • سَبيلِ: اسم مجرور. ریشه: س-ب-ل.
    • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ پیوسته به جملهٔ قبل (ادامهٔ بیان احکام و ارزش‌گذاری).
    • نکته: «صدّ عن سبیل‌الله» نیز در شمار گناهان سنگین است و در ادامه با «وَكُفرٌ… وَإِخراجُ… أَكبَرُ» سنجیده می‌شود.

جمله ۴: وَكُفرٌ بِهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و کفر به او [به خدا]
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • كُفرٌ: مبتدا/معطوف. ریشه: ك-ف-ر.
    • بِهِ: جار و مجرور (باء + ضمیر به خدا برمی‌گردد)، متعلق به کفر.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ معطوف.
    • نکته: کفر به خدا نیز در فهرست اعمال نکوهیدهٔ بزرگ قرار دارد.

جمله ۵: وَالمَسجِدِ الحَرامِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و [کفر به] مسجدالحرام
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • المَسجِدِ: اسم مجرور به عطف بر ضمیر مجرور در «بِهِ» یا بر «سبیلِ الله» در تقدیر «و بالكفر بالمسجد الحرام». ریشه: س-ج-د.
    • الحَرامِ: صفت برای المسجد، مجرور تبعاً. ریشه: ح-ر-م.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ معطوف، در تقدیر اضافه به کفر/صدّ.
    • نکته: بی‌حرمتی و کفرورزی نسبت به حرمت مسجدالحرام نیز منظور است.

جمله ۶: وَإِخراجُ أَهلِهِ مِنهُ أَكبَرُ عِندَ اللَّهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بیرون راندن اهلِ آن از آن، بزرگ‌تر نزدِ خداست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • إِخراجُ: مصدر مرفوع به عنوان مبتدا. ریشه: خ-ر-ج (أخرج).
    • أَهلِهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور + ضمیر «هِ» به مسجدالحرام برمی‌گردد.
    • مِنهُ: جار و مجرور (از آن؛ ضمیر به مسجدالحرام).
    • أَكبَرُ: خبرِ مبتدا، صیغهٔ تفضیل.
    • عِندَ: ظرف مکان مجازی (نزدِ، در پیشِ).
    • اللَّهِ: مضافٌ‌إلیه مجرور.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: با وجود بزرگیِ قتال در ماهِ حرام، اخراج اهلِ مسجدالحرام از آن، نزد خدا بزرگ‌تر است.

جمله ۷: وَالفِتنَةُ أَكبَرُ مِنَ القَتلِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فتنه، بزرگ‌تر از کُشتن است.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • الفِتنَةُ: مبتدا مرفوع. ریشه: ف-ت-ن.
    • أَكبَرُ: خبرِ مبتدا، تفضیل.
    • مِنَ: حرف جر (برای بیان مقایسه).
    • القَتلِ: اسم مجرور بعد از «من» (کُشتن). ریشه: ق-ت-ل.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ تفضیلی.
    • نکته: «فتنه» (آزار، بازداشتن از دین، ایجاد آشوب در دین) از خودِ کشتن بزرگ‌تر است.

جمله ۸: وَلا يَزالونَ يُقاتِلونَكُم حَتّىٰ يَرُدّوكُم عَن دينِكُم إِنِ استَطاعوا

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • لا يَزالونَ: فعل ناقص مضارع + واو فاعل؛ معنی استمرار «پیوسته/همچنان». ریشه: ز-و-ل (زال).
    • يُقاتِلونَكُم: فعل مضارع مرفوع؛ واو فاعل «آنها»، کاف و میم: مفعول‌به «شما». ریشه: ق-ت-ل (قاتل).
    • حَتّىٰ: حرف غایت/تعلیل، داخل بر فعل مضارع بعدی.
    • يَرُدّوكُم: فعل مضارع منصوب بعد از حتی؛ واو فاعل، کاف و میم: مفعول «شما»؛ تشدید دال برای تضعیف. ریشه: ر-د-د.
    • عَن: حرف جر.
    • دينِكُم: اسم مجرور + ضمیر «کُم» مضافٌ‌إلیه.
    • إِنِ: حرف شرط جازم (اینجا شرطیهٔ مخففه از «إنْ»).
    • استَطاعوا: فعل ماضی جمع (در جواب شرط یا قید شرط برای «يردوكم»)، ریشه: ط-و-ع (استطاع).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ هشداردهنده.
    • نکته: دشمن خصومت را ادامه می‌دهد با هدف برگرداندن مؤمنان از دین، مشروط به توانستن.

جمله ۹: وَمَن يَرتَدِد مِنكُم عَن دينِهِ فَيَمُت وَهُوَ كافِرٌ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هر کس از شما از دینش برگردد، سپس بمیرد در حالی که کافر است،
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف استینافی.
    • مَن: اسم شرط جازم (هر کس).
    • يَرتَدِد: فعل مضارع مجزوم به سبب شرط (علامت: سکون یا حذف حرکت)، ریشه: ر-د-د (ارتدّ).
    • مِنكُم: جار و مجرور (از شما) مربوط به «من» برای تخصیص.
    • عَن: حرف جر.
    • دينِهِ: اسم مجرور + ضمیر «هِ» (دینِ او).
    • فَيَمُت: فاء جزا + فعل مضارع مجزوم به حذف حرف علت (اصل: یموت)، ریشه: م-و-ت.
    • وَهُوَ: واو حالیه + ضمیر مبتدا.
    • كافِرٌ: خبر برای «هو»، حال از فاعل «یمت» نیز فهمیده می‌شود.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیِ خبری با بیان حال.
    • نکته: حکمِ کسی که مرتد شده و در همان حالت بمیرد، در ادامه می‌آید.

جمله ۱۰: فَأُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس آنانند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • فَ: فاء تفریع/نتیجه بر شرط قبل.
    • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع، مبتدا.
    • حَبِطَت: فعل ماضی مؤنث مفرد برای مطابقت با «أعمال» (جمع غیرعاقل حکم مفرد مؤنث). ریشه: ح-ب-ط.
    • أَعمالُهُم: فاعلِ «حَبِطَت» مرفوع + ضمیر «هم» مضافٌ‌إلیه. ریشه: ع-م-ل.
    • فِي: حرف جر.
    • الدُّنيا: اسم مجرور. ریشه: د-ن-و (دنُوّ).
    • وَ: عطف.
    • الآخِرَةِ: اسم مجرور. ریشه: أ-خ-ر.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نتیجه‌گیر.
    • نکته: تباهی اعمال هم در حوزهٔ دنیوی و هم اخروی اعلام می‌شود.

جمله ۱۱: وَأُولٰئِكَ أَصحابُ النّارِ هُم فيها خالِدونَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و آنان یارانِ آتش‌اند؛ ایشان در آن جاودانه‌اند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی ساده:
    • وَ: عطف.
    • أُولٰئِكَ: اسم اشاره، مبتدا.
    • أَصحابُ: خبر مبتدا، مضاف. ریشه: ص-ح-ب.
    • النّارِ: مضافٌ‌إلیه مجرور. ریشه: ن-و-ر/ن-ر (نار).
    • هُم: ضمیر فصل/ضمیر تأکید و نیز مبتدای دوم در تحلیل دیگر.
    • فيها: جار و مجرور (در آن)؛ ضمیر به «النار» برمی‌گردد.
    • خالِدونَ: خبر برای «هم» یا خبر دوم برای «أولئک»، جمع مذکر سالم. ریشه: خ-ل-د.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری با تأکید.
    • نکته: بیان سرنوشت نهایی: خلود در آتش برای کسانی که در کفر بمیرند.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: از تو دربارهٔ ماهِ حرام [و] جنگ در آن می‌پرسند. بگو: جنگ در آن گناهی بزرگ است، ولی بازداشتن از راهِ خدا و کفر به او و [بی‌حرمتی نسبت به] مسجدالحرام و بیرون راندن اهلِ آن از آن، نزد خدا بزرگ‌تر است، و فتنه از کشتن بزرگ‌تر است. و آنان پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند. و هر کس از شما از دینش برگردد، سپس در حالی که کافر است بمیرد، پس آنانند که اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شد، و آنان یارانِ آتش‌اند؛ ایشان در آن جاودانه‌اند.

Nach oben scrollen