002-213-091-بقرة

« Back to Glossary Index
مردم همه یک گروه هم فکر بودند، پس الله پیغمبران را برای ایشان فرستاد تا بشارت دهندگان و اعلام خطر کنندگان برای آخرت باشند و با آنان آن کتاب را همانطور که سزاوار بود نازل کرد تا آن کتاب میان مردم در آنچه در آن اختلاف کردند قضاوت نماید و در چنین کتابی اختلاف نکردند، مگر آنانکه این کتاب برای قضاوت های ایشان آمده بود و آن دلایل روشن را در آن میدیدند، و این اختلاف را برای این کردند که میخواستند، میان یکدیگر ظلم و فساد اندازند، پس الله مؤمنین حقیقی را به آنچه دیگران برای دور کردنِ مردم از حق، اختلاف کردند با اجازه خودش راهنمایی کرد و الله هر کس را میخواهد به راهی راست راهنمائی میکند (این آیه کوچک، فلسفه لزوم فرستاده شدن پیغمبران را با تعیین وظیفه ایشان و یکی بودن پیغامهای آنان شرح میدهد و اعلام میکند که انسانها در ابتدا که عده ای کم بودند اختلاف فکری نداشتند، تا اینکه کثرت جمعیت باعث برخورد منافع شد و هر کس به فکر نفع شخصی و تجاوز به دیگری افتاد و لازم شد راهنمائیهائی از الله برای ایشان آید تا آنان روی آنها قضاوت صحیحی بکنند و جلوی تجاوز به هم را بگیرند و لذا میبینید بی غرضانه ترین قانون، در کتاب های آسمانی است ولی از آنجا که بشر نفع جو و زور گوست حتی از طریق تفسیرهای غلطی که سوءاستفاده چیان مذهبی برای متن کتاب آسمانیِ جامعه خود کردند، راه را برای ایجاد اختلاف و مفت خوری و زور گوئیِ امثال خود و حکومت های ستمکار باز کردند و چیزی را که خود باعث رفع اختلاف مردم بود وسیله ایجاد اختلاف قرار دادند. و همین تفسیرهای غلط و کم و زیاد کردن ها و عوض کردن و به عبارت دیگر تحریف های کتاب آسمانی باعث شد که الله دوباره و سه باره پیغمبری را با کتابی جدید بفرستد تا دوباره مطالب اصلی کتاب قبل را زنده کند و مؤمنین را به انحرافات سوءاستفاده چیان مذهبی آشنا نماید و باز راه رفع اختلافاتشان را گوشزد کند و این مطالب میرساند که اگر زمان و موقعیت بشر بجائی برسد که دیگر متن کتاب آسمانی آخر بوسیله سوءاستفاده چیان مذهبی عوض نشود آن کتاب آخرین کتاب و آخرین پیغام و کاملترین پیغام الله خواهد بود و بر اساس همین فلسفه است که قرآن مجید آخرین پیغام الله است و بعد از پیغمبر اسلام لزومی ندارد که پیغمبر جدیدی بیاید، اگر چه سوءاستفاده چیان مذهبی در دین اسلام نیز با تفسیرهای مختلف و فتواهای فقهی گوناگون و تعبيرات صوفيانه و شاعرانه به ظاهر، دین اسلام را هم به اختلاف کشانده اند، زیرا چون متن قرآن دست نخورده مانده، جویندگانِ حقیقت که مسلمانان هدایت شده میباشند به آسانی میتوانند حقایق دین را بفهمند و به همانطور که پیغمبران با انحرافات مذهبی مبارزه کردند، اینان نیز مبارزه نمایند و حجیت قرآن و اسلام و قضاوتهای صحیح آنرا اعلام کنند و شما نمونه این مبارزات و حق گوئیها را در این تفسیر مشاهده مینمائید و اینها همه میرساند که ایجاد بد آموزیها و اختلافات مذهبی فقط بواسطه سوءاستفاده های مذهبی است نه نادانیها و نقص علمی عده ای از مفسرین و علمای مذهبی) (۲۱۳)

۱) كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: مردم، یک جامعه/امت یگانه بودند.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • كانَ: فعل ماضی ناقص (کان و اخواتها)، ریشه: ك و ن، نقش: فعل ناسخ.
    • النّاسُ: اسم كان مرفوع (فاعلِ ظاهری نیست؛ اسمِ کان است)، علامت رفع: ضمه.
    • أُمَّةً: خبر كان منصوب، نکره.
    • واحِدَةً: صفت (نعت) برای أمة، منصوب به تبع خبر كان.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری (بیان یک حالت در گذشته).
    • نکته: آغاز آیه با بیان حالت نخستین یگانگی انسانی است.

۲) فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ وَمُنذِرينَ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس خدا پیامبران را برانگیخت در حالِ بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: حرف عطف/تفریع (نتیجه/ترتّب بر جمله قبل).
    • بَعَثَ: فعل ماضی، ریشه: ب ع ث، فاعلش: اللَّهُ.
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
    • النَّبِيّينَ: مفعولٌ‌به اول منصوب، جمع مذکر سالم.
    • مُبَشِّرينَ: حال منصوب از «النبيّين»، ریشه: ب ش ر (وزن مُفَعِّل).
    • وَ: عطف.
    • مُنذِرينَ: معطوف بر حال اول، حال منصوب، ریشه: ن ذ ر (وزن مُفعِل).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: بیان کارکرد دوگانهٔ پیامبران: بشارت و انذار.

۳) وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ بِالحَقِّ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و فروفرستاد با آنان کتاب را به حق.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عطف.
    • أَنزَلَ: فعل ماضی، ریشه: ن ز ل (باب إفعال).
    • مَعَهُم: ظرف و جارومجرور (متعلق به «أنزل»)، ضمیر «هم» به پیامبران.
    • الكِتابَ: مفعول‌به منصوب.
    • بِالحَقِّ: جارومجرور، حال/قیدِ کیفیت برای نزول کتاب (یعنی بر پایهٔ حق).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: تأکید بر حقانیت محتوای کتاب‌های آسمانی.

۴) لِيَحكُمَ بَينَ النّاسِ فيما اختَلَفوا فيهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: تا داوری کند میان مردم در آنچه اختلاف کردند در آن.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لِـ: لام تعلیل (برای اینکه).
    • يَحكُمَ: فعل مضارع منصوب به لام تعلیل، ریشه: ح ك م.
      • فاعلِ «يَحكُم»: مرجعش «الكتاب» است (حکم کند کتاب/منهجه)، یا به تقدیر «الرسول/الحاكم بوحيه»؛ اقرب: «الكتاب».
    • بَينَ النّاسِ: ظرف مکان/جارومجرور متعلق به «يَحكُم»، «بين» مضاف و «الناس» مضافٌ‌الیه.
    • فيما: فی + ما (حرف جر + اسم موصول مصدری یا موصول عام).
    • اختَلَفوا: فعل ماضی، ریشه: خ ل ف (باب افتعال: اِختَلَفَ)، واو: فاعل (ایشان).
    • فيهِ: جارومجرور (ضمیر «ه» به «ما» برمی‌گردد).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: غرضی/تعلیلی (بیان هدف از انزال کتاب).
    • نکته: کارکرد کتاب الهی، فصل خصومت‌ها و داوری در موارد اختلاف است.

۵) وَمَا اختَلَفَ فيهِ إِلَّا الَّذينَ أوتوهُ مِن بَعدِ ما جاءَتهُمُ البَيِّناتُ بَغيًا بَينَهُم

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و اختلاف نکردند در آن مگر آنان که آن را داده شدند، پس از آنکه دلایل روشن به ایشان آمد، از سرِ ستم/تعدی میانشان.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: عطف/استیناف.
    • ما: ادات نفی (ما النافیة).
    • اختَلَفَ: فعل ماضی، ریشه: خ ل ف.
    • فيهِ: جارومجرور، مرجع «ه» به «ما»ی پیشین/حق.
    • إِلَّا: اداة استثناء.
    • الَّذينَ: اسم موصول منصوب/مرفوع؟ نقش: فاعلِ «اختَلَفَ» بعد از «إلا» (مستثنى منه محذوف، فاعل در محل رفع؛ از جهت اعراب لفظی منصوب نیست، در قرائت مشهور مرفوع مقدّر؛ در نحو: «ما» نافی و «إلا» أداة حصر، «الذین» فاعل مرفوع على محل).
    • أوتوهُ: فعل ماضی مجهول «أُوتُوا» + ضمیر مفعول «ه»، ریشه: أ ت ي (إیتاء). «واو» فاعل نائب (جمع).
    • مِن بَعدِ: جارومجرور (زمان).
    • ما: اسم موصول/مصدرية، «آنچه/اینکه».
    • جاءَتهُم: فعل ماضی، ریشه: ج ي ء، «ت» تأنیث برای «البينات»، «هم» مفعول‌به.
    • البَيِّناتُ: فاعل «جاءت»، جمع مؤنث سالم، مرفوع.
    • بَغيًا: مفعولٌ‌له (مفعول برای بیان علت)، یا حال مصدرى؛ منصوب.
    • بَينَهُم: جارومجرور (متعلق به «بغیًا» برای توضیح محل/علت: تجاوز در میان خودشان).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری همراه با حصر (نفی و استثناء).
    • نکته: ریشهٔ اختلاف، نه فقدان دلیل، بلکه روحیهٔ تجاوز و رقابت ناسالم پس از آمدن دلایل روشن است.

۶) فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا لِما اختَلَفوا فيهِ مِنَ الحَقِّ بِإِذنِهِ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس خدا راه نمود مؤمنان را به سوی آنچه در آن اختلاف کردند از حق، به اذنِ او.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: تفریع بر آنچه گذشت (نتیجه).
    • هَدَى: فعل ماضی، ریشه: ه د ي.
    • اللَّهُ: فاعل مرفوع.
    • الَّذينَ: مفعول‌به اول (موصول)، مرفوع ظاهراً نیست؛ در محل نصب به عنوان مفعول «هدى».
    • آمَنوا: صلهٔ موصول، فعل ماضی، ریشه: أ م ن، «واو» فاعل.
    • لِما: لام تعدیه/اختصاص + «ما» موصوله؛ یعنی به سوی آنچه.
    • اختَلَفوا: فعل ماضی، ریشه: خ ل ف، «واو» فاعل.
    • فيهِ: جارومجرور، ضمیر به «ما» برمی‌گردد.
    • مِنَ الحَقِّ: بیان تبعیض/تبیین؛ «من» بیانیه (یعنی آن بخشِ حق).
    • بِإِذْنِهِ: جارومجرور؛ مراد: به توفیق و مشیت او.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری.
    • نکته: هدایت ویژهٔ الهی شامل مؤمنان می‌شود تا در موارد اختلاف، سویهٔ حق را بیابند.

۷) وَاللَّهُ يَهدي مَن يَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا راه می‌نماید هر که را بخواهد، به سوی راهی راست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: استیناف/عطف.
    • اللَّهُ: مبتدا مرفوع.
    • يَهدي: خبر مضارع مرفوع، ریشه: ه د ي.
    • مَن: اسم موصول/شرطیه موصول المعنى، مفعول‌به «يَهدي».
    • يَشاءُ: فعل مضارع مرفوع، ریشه: ش ي أ، فاعل مستتر (هو) به خدا برمی‌گردد؛ «من يشاء» یعنی «هر که را اراده کند».
    • إِلىٰ: حرف جر.
    • صِراطٍ: اسم مجرور، نکره برای تعظیم/نوع.
    • مُستَقيمٍ: صفتِ «صراط»، مجرور به تبع.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبری همراه با سنّت الهی.
    • نکته: هدایت نهایی از جانب خدا و به مشیت اوست؛ «صراط مستقیم» مسیر حق و تعادل است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: مردم [در آغاز] یک امت یگانه بودند؛ پس خدا پیامبران را برانگیخت، مژده‌دهنده و بیم‌دهنده، و با آنان کتاب را به حق فروفرستاد تا میان مردم در آنچه در آن اختلاف کردند داوری کند؛ و در آن اختلاف نکردند مگر کسانی که آن را دریافتند، پس از آنکه دلایل روشن به آنان آمد، از سرِ ستم میان خودشان؛ پس خدا مؤمنان را، به اذنِ خود، به سوی آن بخشِ حق در آنچه اختلاف کردند، راه نمود؛ و خدا هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.

Nach oben scrollen