آیه: وَإِذا تَوَلّىٰ سَعىٰ فِي الأَرضِ لِيُفسِدَ فيها وَيُهلِكَ الحَرثَ وَالنَّسلَ ۗ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الفَسادَ - جمله: وَإِذا تَوَلّىٰ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و چون پشت کرد/برگشت.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: حرف عطف.
- إِذا: ظرف زمان شرطی (وقتی که).
- تَوَلّىٰ: فعل ماضی، باب تفعّل از ریشهٔ ثلاثی و-ل-ي (وَلِيَ/تَوَلّى)، فاعل مستتر «هو». معنا: رویگردان شد، به پشت کرد.
- نقش جمله: جملهٔ شرطیهٔ خبری (نیممصراعِ شرط).
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری شرطی.
- نکته: «تولّی» در سیاق آیات منافقان به معنای پشتکردن از حق/نصیحت و رفتن به سوی فساد است، نه صرفاً ترکِ مکان.
- جمله: سَعىٰ فِي الأَرضِ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: میکوشد در زمین.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- سَعىٰ: فعل ماضی (در این سیاق بهصورت خبریِ پیدرپی برای عادت/حال تکراری به کار رفته)، ریشهٔ س-ع-ي، فاعل مستتر «هو». معنا: شتافت/به تلاش افتاد.
- فِي: حرف جر (در).
- الأَرضِ: اسم مجرور به «فی»، ریشهٔ أ-ر-ض.
- جایگاه نحوی: جوابِ شرطِ محذوفعلامت (در ادامه متعلقاتش میآید). عطفهای بعدی به آن وصلاند.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری توصیفی از رفتارِ شرطشده.
- نکته: «سعی» بار معناییِ تلاشِ جدّی دارد، نه حرکتِ معمولی.
- جمله: لِيُفسِدَ فيها
- ترجمهٔ تحتاللفظی: تا تباه کند در آن (زمین).
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- لِـ: لام تعلیل (برای اینکه/تا).
- يُفسِدَ: فعل مضارع منصوب به «لام تعلیل»، باب إفعال از ریشهٔ ف-س-د، فاعل مستتر «هو». معنا: فاسد کند.
- فِيها: «في» حرف جر + «ها» ضمیر مؤنث غایب (به زمین برمیگردد)؛ جار و مجرور، متعلق به «يُفسِدَ».
- جایگاه: غایت و هدفِ «سعى».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری هدفدار (بیان نیت).
- نکته: آوردن «لام تعلیل» نیتِ خرابکارانه را تصریح میکند، نه نتیجهٔ ناخواسته.
- جمله: وَيُهلِكَ الحَرثَ وَالنَّسلَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و تباه میسازد کشت و نسل را.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: حرف عطف (بر عطف به «يُفسِدَ»).
- يُهلِكَ: فعل مضارع مرفوع، باب إفعال از ریشهٔ ه-ل-ك، فاعل مستتر «هو». معنا: نابود میکند.
- الحَرثَ: مفعولٌبه منصوب، ریشهٔ ح-ر-ث (کشت و زرع).
- وَالنَّسلَ: معطوف بر «الحرثَ»، منصوب؛ ریشهٔ ن-س-ل (فرزندان/زادوولد/جانوران).
- جایگاه: ادامهٔ اهداف و آثار «سعی» او.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکته: «حرث و نسل» دو رکن بقا و عمراناند؛ ذکرِ این دو کنایه از نابودی اقتصاد و اجتماع (طبیعت و آدمیان/دامها) است.
- جمله: وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الفَسادَ
- ترجمهٔ تحتاللفظی: و خدا دوست نمیدارد فساد را.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: حرف عطف استینافی (آغاز جملهٔ مستقل).
- اللَّهُ: اسم جلاله، مبتدا مرفوع.
- لا: حرف نفی.
- يُحِبُّ: فعل مضارع مرفوع، ریشهٔ ح-ب-ب (دوست دارد)، فاعلش «اللَّهُ».
- الفَسادَ: مفعولٌبه منصوب، ریشهٔ ف-س-د.
- ساختار: جملهٔ اسمیه با خبر فعلی («يحبّ»)؛ خبر دربارهٔ مبتدا.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری.
- نکته: قاعدهٔ کلی میدهد که معیار ارزشیِ الهی را بیان میکند؛ این جمله نتیجهٔ ارزشیِ قاطع است که پیشین را محکوم میسازد.
ترجمهٔ تحتاللفظیِ کل آیه: و چون برمیگردد، در زمین میکوشد تا در آن تباه سازد و کِشت و نسل را نابود کند، و خدا فساد را دوست نمیدارد. |