002-203-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و شما حج کنندگان، الله را در روزهای چندی یاد آورید (این یاد آوری عبارت است از یاد آوری هدایت الله و باید طبق آیه قبل به مانند یاد آوری پدران باشد یعنی همانطور که تحقیق میکنیم پدر و جد ما چه کسی با چه صفاتی بود باید یاد آوریم که اسلام اولیه و توحید اسلام چگونه بوده و حال چگونه خراب شده است) پس هر کس عجله ای داشت و فقط دو روز چنین کرد عیبی بر او نیست و گناهی بر کسی نیست که زیادتر از ۳ روز چنین کند به شرطی که از زیادتر ماندن یا کمتر ماندن سوءنظر نداشته باشد و از الله بترسید و بدانید که شما بسوی او جمع آوری خواهید شد (این جملات اشاره به ماندن ۳ روز در بیابان منا میباشد که این ۳ روز را روزهای تشریق میگویند یعنی روزهای روسفید شدن و روزهائیکه به رنگ آمیزی و زیبائی دین حق آراسته میشوند و خلاصه این ۳ روز، روز نتیجه گیری صحیح از حج است که از جمله کارهائیکه باید در این 3 روز یا برای عجله داران در ۲ روز بوسیله حاجیان انجام شود سنگ پراندن به ۳ علامت شیطان است، یکی شیطان بزرگی که قبلا او را سنگ زده بودند و دوم و سوم شیطان متوسط و شیطان کوچک تا حاجیان بدانند که حاضر شده اند از شیطنت کاریهای متوسط و کوچک نیز دست بردارند اگر مسلمانان چنین برنامه ای را مانند تحقیق دقيق برای شناخت پدران خود در ایام تشریق انجام میدادند، هرگز فرقه فرقه نمی شدند و هرگز تحت نفوذ اجانب قرار نمی گرفتند) (۲۰۳)

آیه: البقرة، 203

  1. وَاذكُرُوا اللَّهَ في أَيّامٍ مَعدوداتٍ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و خدا را یاد کنید در روزهایی شمارش‌شده.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • اذْكُرُوا: فعل امر، مخاطب جمع (شما)، ریشه: ذ-ك-ر. نقش: فعل جمله. وجه: امر.
    • اللَّهَ: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب، علامت نصب: فتحه.
    • في: حرف جر.
    • أَيّامٍ: اسم مجرور به «في»، جمع «يوم»، علامت جر: کسره/تنوین. نقش: متعلق به «اذكروا».
    • مَعْدوداتٍ: صفت (نعت) برای «أيام»، جمع مؤنث سالم، ریشه: ع-د-د، علامت جر: کسره/تنوین.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر.
    • نکته: دستور به ذکر خدا در «ایام معدودات» (روزهای تشریق: ۱۱ تا ۱۳ ذی‌الحجه).
  1. فَمَن تَعَجَّلَ في يَومَينِ فَلا إِثمَ عَلَيهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هر که شتاب کرد در دو روز، پس گناهی بر او نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَـ: حرف استئناف/تفریع (نتیجه بر جمله قبل).
    • مَن: اسم شرط جازم، عام برای عاقل، در محل رفع مبتدا/اسم شرط.
    • تَعَجَّلَ: فعل ماضی، مجزوم به خاطر شرط؟ خیر؛ فعل شرط است ولی ماضی مبنی است، ریشه: ع-ج-ل. فاعلش مستتر (هو) برمی‌گردد به «من».
    • في: حرف جر.
    • يَومَينِ: اسم مجرور، تثنیه «يوم»، علامت جر: یاء.
    • فَلا: فاء جواب شرط + «لا» نافیۀ للجنس؟ اینجا «لا» نافیۀ محضه (نفی حکم)، نهی نیست.
    • إِثمَ: اسم «لا»؟ در ترکیب رایج‌تر، «لا إثمَ» جمله اسمیه خبریه: «لا» نافیۀ للجنس، «إثمَ» اسم «لا» منصوب، خبر محذوف تقدیرش «ثابتٌ»؛ جار و مجرور «عليه» متعلق به خبر محذوف یا خبر دوم.
    • عَلَيهِ: جار و مجرور، ضمیر «ه» به «مَن» برمی‌گردد.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه خبریه، با جواب خبری (نفی گناه).
    • نکته: شتاب در کوچ از مِنَى پس از دو روزِ تشریق مجاز است و گناهی ندارد.
  1. وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثمَ عَلَيهِ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و هر که دیر کرد، پس گناهی بر او نیست.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • مَن: اسم شرط جازم، مبتدا/اسم شرط.
    • تَأَخَّرَ: فعل ماضی (لازم)، ریشه: أ-خ-ر. فاعل مستتر (هو) به «من» برمی‌گردد.
    • فَلا: فاء جواب شرط + «لا» نفی.
    • إِثمَ: اسم «لا» نافیۀ للجنس، منصوب.
    • عَلَيهِ: جار و مجرور، خبر محذوف یا متعلق به خبر.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه خبریه.
    • نکته: تأخیر تا روز سوم تشریق هم رواست و گناهی ندارد؛ حکم هر دو گروه مساوی است.
  1. لِمَنِ اتَّقىٰ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: برای آن‌که پرهیز کرد.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لِـ: حرف جر (برای/به).
    • مَنِ: اسم موصول مجرور به «لِـ».
    • اتَّقىٰ: فعل ماضی، باب افتعال از ریشه: و-ق-ي، فاعل مستتر (هو) برمی‌گردد به «من».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: جار و مجرورِ معترضه/تقییدی.
    • نکته: نفی گناه برای کسی است که تقوا پیشه کند؛ قید شرطی/تقییدی برای دو حکم قبل.
  1. وَاتَّقُوا اللَّهَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و پروا کنید از خدا را.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • اتَّقُوا: فعل امر، مخاطب جمع، باب افتعال از ریشه: و-ق-ي. فاعل: واو جماعت.
    • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب (در ساخت معنایی «اتقى» متعدی به مفعول می‌آید).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر.
    • نکته: تأکید دوباره بر پرهیزکاری، پیوند با «لِمَنِ اتَّقىٰ».
  1. وَاعلَموا أَنَّكُم إِلَيهِ تُحشَرونَ
  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بدانید که شما به سوی او محشور می‌شوید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف.
    • اعْلَموا: فعل امر، مخاطب جمع، ریشه: ع-ل-م. فاعل: واو جماعت.
    • أَنَّ: حرف مشبّه بالفعل ناسخ.
    • كُم: ضمیر متصل اسم «أنَّ» در محل نصب.
    • إِلَيْهِ: جار و مجرور، متعلق به «تُحْشَرونَ».
    • تُحْشَرونَ: فعل مضارع مجهول، مرفوع با ثبوت نون، ریشه: ح-ش-ر. واو جماعت: نائب فاعل.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر + خبری مؤکد به «أنَّ».
    • نکته: یادآوری معاد و حساب؛ دانستنِ بازگشت به خدا پایهٔ تقوا و التزام احکام حج است.

ترجمهٔ تحت‌اللفظیِ کل آیه: و خدا را در روزهایی شمارش‌شده یاد کنید؛ پس هر که در دو روز شتاب کرد، گناهی بر او نیست، و هر که دیر کرد، گناهی بر او نیست، برای آن‌که پرهیز کرد. و از خدا پروا کنید و بدانید که شما به سوی او برانگیخته/گرد آورده می‌شوید.

Nach oben scrollen