002-198-091-بقرة

« Back to Glossary Index
بر شما مسلمانان باکی نیست که در روزهای حج در جستجوی فضلی از پروردگارتان باشید (یعنی تجارت و خرید و فروش در ایام حج برای حاجیان عیبی ندارد) پس وقتی از عرفات کوچ کردید در نزدیک مشعر الحرام، الله را بیاد آورید و او را به همانطور که شما را راهنمایی کرده بیاد آورید اگر چه قبل از راهنمائی های او بوسیله قرآن، از گمراهان بودید (اصل اعمال حج از بعد از عرفات است که معمولا حاجیان باید ظهر روز نهم ذی حجه را به عرفات رسیده باشند اگر ترسند حداقل باید قبل از طلوع فجر روز دهم خود را به انتهای بیابان عرفات که بنام مزدلفه معروف است به حاجیان رسانند و مزدلفه نزدیک مشعر الحرام است که در آیه بالا از آن یاد شده و در اینجا حاجیان شب را تا صبح بیدار هستند و باید الله را روی قواعد توحيد اسلام یاد کنند و دانایان به نادانان یاد دهند که فرق بت پرستان و آنانکه دینها و مذهبهای منحرف دارند با مذهب و دین صحیح الله چیست و هدایتهای قرآن با هدایتهای فرقه های مختلف چه فرقی دارد و مسلمانان چگونه از اسلام اصلی منحرف شده اند اما افسوس که فعلا این حقایق در برنامه حج کمتر به چشم میخورد و مسلمانان همانطور که نماز را بدون توجه به معنای آن میخوانند و خیال میکنند نماز خوانده اند تشریفات خشکی را هم بنام حج انجام میدهند بدون توجه به حقایق آنها) (۱۹۸)

۱) جمله: «لَيسَ عَلَيكُم جُناحٌ أَن تَبتَغوا فَضلًا مِن رَبِّكُم»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: گناهی بر شما نیست که فضلی/بهره‌ای از پروردگارتان بجویید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • لَيسَ: فعل ماضی ناقص (از باب کان و اخواتها)، ناسخ نفی‌کننده؛ ریشه: ليس (غیر ثلاثی قیاسی؛ هم‌معنای «نیست»).
    • عَلَيكُم: جار و مجرور (علی + ضمیر «کم»)، شبه‌جمله؛ خبرِ مقدّمِ «ليس».
    • جُناحٌ: اسم نکره مفرد، مرفوع با تنوین، اسمِ «ليس» مؤخر؛ ریشه ثلاثی: ج ن ح (به معنی میل/کژی؛ در اصطلاح: گناه/حرج).
    • أَن: حرف مصدریه ناصبه؛ مصدرساز برای فعل بعد.
    • تَبتَغوا: فعل مضارع منصوب به «أن»، علامت نصب حذف نون (چون از افعال پنج‌گانه)، فاعل: واو جمع (شما)؛ ریشه: ب غ ي (ابتغی یبتغی: طلب کردن/جستن).
    • فَضلًا: مفعولٌ‌به منصوب برای «تبتغوا»؛ ریشه: ف ض ل (برتری/بخشش/بهره).
    • مِن رَبِّكُم: «مِن» حرف جر + «ربّ» اسم مجرور مضاف + «کم» ضمیر مضاف‌الیه؛ جار و مجرور متعلق به «فضلًا» (یعنی فضلی از جانب پروردگارتان).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ نفیِ حرج (حکم اباحه).
    • نکته: رفع نگرانی زائران درباره طلب روزی/معیشت در موسم حج؛ «فضل» اعم از روزی مادی و معنوی است.

۲) جمله: «فَإِذا أَفَضتُم مِن عَرَفاتٍ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هنگامی که سرازیر شدید از عرفات.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: حرف عطف/تفریع (پیوند با حکم قبل).
    • إِذا: ظرف زمان شرطی (غیر جازم) به معنای «هنگامی که».
    • أَفَضتُم: فعل ماضی، فاعل: تاء فاعل جمع (شما)، ریشه: ف ي ض (افاض یفیض: سرازیر شدن/روانه شدن انبوه). فعلِ شرط برای «إذا».
    • مِن عَرَفاتٍ: «من» حرف جر + «عرفات» اسم عَلَمِ مکانِ مناسک حج، مجرور لفظاً (غالباً ممنوع‌من‌الصرف است ولی با تنوین در قرائت آمده)؛ جار و مجرور متعلق به «أفضتم».
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: شرطیه ظرفیه (خبریِ زمانی).
    • نکته: اشاره به حرکت جمعیتی از عرفات به مشعر (مزدلفه) پس از وقوف عرفه.

۳) جمله: «فَاذكُرُوا اللَّهَ عِندَ المَشعَرِ الحَرامِ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس خدا را یاد کنید نزد مشعرِ حرام (مزدلفه).
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • فَ: حرف تفریع بر جملهٔ قبلی (بعد از حرکت از عرفات).
    • اذكُرُوا: فعل امر مخاطب جمع؛ ریشه: ذ ك ر (یاد کردن/نام بردن). واو جمع فاعل.
    • اللَّهَ: مفعول‌به منصوب برای «اذكروا».
    • عِندَ: ظرف مکان منصوب (مضاف)، متعلق به «اذكروا».
    • المَشعَرِ: مضاف‌الیهِ مجرور؛ ریشه: ش ع ر (شعور/نشانه؛ مشعر: محل شعائر).
    • الحَرامِ: صفتِ «المشعر» مجرور، دلالت بر حرمت/قُدسیت.
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر (عبادی).
    • نکته: دستور به ذکر و دعا در مزدلفه؛ زمان و مکان ذکر مشخص شده است.

۴) جمله: «وَاذكُروهُ كَما هَداكُم»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و او را یاد کنید همان‌گونه که شما را راه نمود.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف عطف (ادامه فرمان).
    • اذكُروهُ: فعل امر + ضمیر مفعولی «ه» (او را)؛ فاعل: واو جمع.
    • كَما: «ك» حرف تشبیه/مطابقت + «ما» اسم موصول/مصدرية (در اینجا اکثراً مصدریه ظرفیه: «چنان‌که»).
    • هَداكُم: فعل ماضی، فاعل مستتر (او = خدا)، «كم» مفعول‌به؛ ریشه: ه د ي (هدایت کردن).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: امر با قیدِ کیفیت (چگونگی ذکر).
    • نکته: یاد خدا باید متناسب با نعمت هدایت او باشد؛ اشاره به شکرگزاری و پیروی درست از سنت ابراهیمی.

۵) جمله: «وَإِن كُنتُم مِن قَبلِهِ لَمِنَ الضّالّينَ»

  • ترجمهٔ تحت‌اللفظی: و بی‌گمان شما پیش از آن، قطعاً از گمراهان بودید.
  • تجزیهٔ صرفی و نحوی:
    • وَ: حرف استیناف/عطف.
    • إِن: حرف تأکید و نصب (اما اینجا داخل بر جمله اسمیه با «كان» شده و معنای تأکید می‌دهد: به‌راستی).
    • كُنتُم: فعل ماضی ناقص (كان) + واو جمع به‌صورت «تم» برای مخاطب جمع؛ اسم کان: ضمیر مستتر «أنتم».
    • مِن قَبلِهِ: «من» حرف جر + «قبل» ظرف/اسم مجرور مضاف + «هِ» ضمیر مضاف‌الیه (پیش از آن = پیش از این هدایت/تشریع). جار و مجرور خبرِ مقدّمِ «كان».
    • لَمِنَ: «لام» ابتداء/تأکید داخل بر خبر «كان»، «من» حرف جر زائد برای تأکید بر نکره بعدی.
    • الضّالّينَ: اسم مجرور لفظاً به «من» (یا منصوب/محلّی خبرِ مؤخرِ «كان» با «لام» تأکید)، جمع مذکر سالم؛ ریشه: ض ل ل (گم شدن/گمراهی).
  • نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
    • نوع: خبریِ تأکیدی.
    • نکته: یادآوری نعمت هدایت پس از گمراهی؛ انگیزه‌ای برای اخلاص در ذکر و شکر.

ترجمهٔ تحت‌اللفظی کل آیه: گناهی بر شما نیست که بهره‌ای از پروردگارتان بجویید؛ پس چون از عرفات روان شدید، خدا را نزد مشعرِ حرام یاد کنید و او را یاد کنید چنان‌که شما را هدایت کرد، و به‌راستی شما پیش از آن، قطعاً از گمراهان بودید.

Nach oben scrollen