002-173-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و بدانید او بر شما مرده هر حيوان حلال گوشت و خون و گوشت خوک و هر چه را برای غير الله بانگ می زنند حرام کرده (شرح مفصل تر این مختصر در آیات ۱۳۶ تا ۱۵۱ از سوره انعام گفته شده و بر طبق این آیات نباید حیوانی را بنام بزرگداشت شخصیت هائی دینی کشت و خوردن چنین گوشتی بر مسلمانان حقیقی حرام است) پس هر کس مجبور بود اینها را بخورد و نظرش تجاوز از حدود قوانین نبود و نمی خواست دشمنی با دین الله کند بر او گناهی نخواهد بود و الله نسبت به او چشم پوشی مهربان خواهد بود (در آیه 3 و 4 و 5 از سوره مائده نیز در این موضوع توضیحاتی داده شده) (۱۷۳)

آیه: «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيكُمُ المَيتَةَ وَالدَّمَ وَلَحمَ الخِنزيرِ وَما أُهِلَّ بِهِ لِغَيرِ اللَّهِ ۖ فَمَنِ اضطُرَّ غَيرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثمَ عَلَيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ»

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۱: «إِنَّما حَرَّمَ عَلَيكُمُ المَيتَةَ وَالدَّمَ وَلَحمَ الخِنزيرِ وَما أُهِلَّ بِهِ لِغَيرِ اللَّهِ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: فقط (به‌راستی که) حرام کرد بر شما: مردار و خون و گوشتِ خوک و آنچه به نامی جز نامِ خدا بر آن بانگ زده شده است.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • إِنَّما: أداة حصر؛ بر سر جملهٔ خبری می‌آید و حصر را می‌رساند.
  • حَرَّمَ: فعل ماضی، ثلاثی مزید (باب تفعیل)، ریشه «ح ر م»، فاعلش مستتر تقدیره «هو» (یعنی: اللّه).
  • عَلَيْكُم: جارّ و مجرور؛ «على» + ضمیر خطاب جمع «كم»، متعلق به «حَرَّمَ».
  • المَيْتَةَ: اسم منصوب، مفعولٌ‌به اوّل برای «حَرَّمَ»؛ ریشه «م و ت» (میّت/مَیْت).
  • وَ: حرف عطف.
  • الدَّمَ: اسم منصوب، معطوف بر «المَيْتَةَ»؛ ریشه «د م و/د م ي».
  • وَ: حرف عطف.
  • لَحْمَ: اسم منصوب، معطوف بر «المَيْتَةَ»؛ ریشه «ل ح م».
  • الخِنزيرِ: مضافٌ‌الیهِ مجرور برای «لَحْمَ»؛ ریشه «خ ن ز ر».
  • وَ: حرف عطف.
  • ما: اسم موصول، مبنی، در محلّ نصب (معطوف بر «المَيْتَةَ») به عنوان مفعول‌به بعدی.
  • أُهِلَّ: فعل ماضی مجهول، ثلاثی مزید (إهلال از «أهَلَ» باب إفعال)، ریشه «ه ل ل»؛ نائب فاعلش ضمیر مستتر شأنی/مفهومی عائد به «ما» است.
  • بِهِ: جارّ و مجرور؛ «الباء» + ضمیر «هِ»، متعلق به «أُهِلَّ».
  • لِغَيْرِ: جارّ و مجرور؛ «لِـ» برای اختصاص/جهت + «غيرِ» اسم مجرور، مضاف.
  • اللَّهِ: لفظ جلالة، مضافٌ‌إليه مجرور. نکتهٔ نحوی: «ما أُهِلَّ به لغيرِ الله» جملهٔ موصولی است که «ما» را تبیین می‌کند و در محل نصب معطوف بر مفعول‌های پیشین است. ترتیب مفعول‌ها بعد از فعل «حَرَّمَ» در عطف، معنای فهرست‌وار دارد.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ حَصری (با «إِنَّما») با محتوای حکم شرعی تحریم.
  • نکتهٔ معنایی: «إِنَّما» دایرهٔ تحریم را در این مقام محدود می‌کند به این اقلام. «أُهِلَّ به» کنایه از ذبیحه‌ای است که نام غیر خدا بر آن برده شود.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۲: «فَمَنِ اضطُرَّ غَيرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثمَ عَلَيهِ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: پس هرکس ناچار شد، در حالی‌که نه تجاوزگر است و نه از حد گذشته، پس گناهی بر او نیست.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • فَـ: فاى تفریع/سببیه، ربط به جملهٔ قبلی.
  • مَن: اسم شرط عام، مبنی، در محلّ رفع مبتدا/أو مفعول فعل شرط بسته به تحلیل؛ این‌جا سر جملهٔ شرطیه است.
  • اضطُرَّ: فعل ماضی مجهول (یا ماضی معلوم باب افتعال «اضطرَّ»؟)، صیغه 3 مفرد مذکر؛ ریشه «ض ر ر»، باب «افتعل» با ادغام (اضطرّ). در قرائت غالب: «اضطُرَّ» به صیغه مجهول، و «مَن» نائب فاعلش از لحاظ محلّی.
  • غَيْرَ: اسم منصوب بر حال از ضمیر مستتر در «اضطرّ»، یا مفعولٌ‌به ثانی محذوف‌العمل؛ ریشه «غ ي ر».
  • باغٍ: اسم فاعل، مفرد مذکر، نکره مجرور به‌اعتبار اضافه به «غير» (مضافٌ‌إليه لفظاً، منصوب/محلّاً بر حال)، ریشه «ب غ ي» (بغی = ستم/تجاوز).
  • وَ: حرف عطف.
  • لا: «لا» عاطفه/نافیة، این‌جا عطف بر «باغٍ» در ساختار «غيرَ باغٍ ولا عادٍ».
  • عادٍ: اسم فاعل از «ع د و» (عدا = تعدی/تجاوز)، مجرور به اضافه بر «غير»، هم‌حکم با «باغٍ».
  • فَـ: فاءِ جواب شرط.
  • لا: لا نافیة للجنس؟ در این‌جا «لا» نافیة غیر عاملة (عملی در اسم بعدی ندارد)؛ برخی اعراب‌گذاران آن را نافیة للجنس نمی‌گیرند چون «إثم» نکره است و خبر مقدّم می‌آید. مناسب‌تر: «لا» نافیة غیر عاملة.
  • إِثمَ: اسم نکره، مبتدا مؤخر/اسم «لا» اگر عامله فرض شود؛ اظهر: اسم «لا» مهمل نیست، پس اعراب: اسم «لا» مبنی بر الفتح؟ برای سهولت: تحلیل رایج نحوی این ترکیب: «لا إثمَ» جملهٔ اسمیه، «لا» نافیة للجنس، «إثمَ» اسم «لا» منصوب، خبر محذوف تقدیره «كائنٌ» و «عليه» خبر مقدّم؟ یا «عليه» خبر «لا» و «إثم» اسم «لا» مؤخر. هر دو توجیه معتبر است.
  • عَلَيْهِ: جارّ و مجرور، خبر مقدّم یا متعلق به خبر محذوف؛ ضمیر «هِ» راجع به «مَن». خلاصهٔ اعراب بخش دوم: «مَنِ اضطُرَّ» جملۀ شرطیه؛ «غيرَ باغٍ ولا عادٍ» حال مقیِّد رخصت؛ «فلا إثمَ عليه» جواب شرط با نفی مؤاخذه.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: شرطیه خبریه با نتیجهٔ نفی حکم گناه (بیان رخصت).
  • نکتهٔ معنایی: رخصتِ تناول در حالت اضطرار مقیّد به دو قید است: قصد تجاوز (طلب حرام) نداشته باشد و از حدّ ضرورت فراتر نرود. نفی «إثم» یعنی رفع گناه، نه لزوماً رفع کراهت یا سایر احکام فرعی در غیر مورد ضرورت.

— — — — — — — — — — — — — —

جمله ۳: «إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ»

  1. ترجمهٔ تحت‌اللفظی: به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.
  2. تجزیهٔ صرفی و نحوی:
  • إِنَّ: حرف توکید و نصب.
  • اللَّهَ: اسم «إنَّ» منصوب؛ لفظ جلالة؛ ریشه «أ ل ه».
  • غَفورٌ: خبر «إنَّ» اوّل، مرفوع، صیغهٔ مبالغه از ریشه «غ ف ر».
  • رَحيمٌ: خبر ثانی برای «إنَّ»، مرفوع، صیغهٔ صفت مشبهه/اسم مبالغه از ریشه «ر ح م». نکتهٔ نحوی: تعدد خبر برای «إنّ» جهت جمع دو وصف الهی آمده است.
  1. نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
  • نوع: خبریِ توکیدی (با «إنَّ»).
  • نکتهٔ معنایی: ختم با صفات «غفور» و «رحیم» رخصت اضطرار را در چارچوب رحمت و مغفرت الهی تأیید می‌کند و از سخت‌گیری افراطی بازمی‌دارد.
Nach oben scrollen