۱) وَإِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعوا ما أَنزَلَ اللَّهُ - ترجمهٔ تحتاللفظی: و هنگامی که به آنان گفته شود: پیروی کنید از آنچه خدا نازل کرده است،
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- وَ: حرف عطف.
- إِذا: ظرف زمان شرط غیرجازم، مضاف.
- قيلَ: فعل ماضی مجهول، ثلاثی مجرد (ق-و-ل)، مبنی للمجهول؛ نائبفاعل بعداً ضمیر مستتر «هو» یا جملهٔ «اتَّبِعوا…» به عنوان نائبفاعل مقدّر/مصدر مؤول در تقدیر. از نظر نحوی: فعل و نائبفاعل (مقدّر).
- لَهُمُ: جار و مجرور (لِ + هم ضمیر متصل مبنی)، متعلق به «قيل».
- اتَّبِعوا: فعل امر، مزید فیه (اتّبعَ، باب افتعال، ریشه: ت-ب-ع)، واو جمع ضمیر فاعل. در محل مقولِ قول.
- ما: اسم موصول، مفعولٌبهِ «اتَّبِعوا».
- أَنزَلَ: فعل ماضی، مزید (أفعل، ریشه: ن-ز-ل)، فاعل: «اللَّهُ».
- اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوعِ «أنزل».
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری شرطی (جملهٔ شرطیه ظرفی با «إذا») که درون آن امرِ نقلی آمده است.
- نکته: نقلِ گفتاری است که مخاطب را به پیروی از وحی فرا میخواند. «قيل» به صورت مجهول، عمومیت و تکرار شنیدن را میرساند.
۲) قالوا بَل نَتَّبِعُ ما أَلفَينا عَلَيهِ آباءَنا - ترجمهٔ تحتاللفظی: گفتند: بلکه پیروی میکنیم آنچه را یافتیم بر آن پدرانِ خود را.
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- قالوا: فعل ماضی، ثلاثی مجرد (ق-و-ل)، واو جمع فاعل.
- بَل: حرف اضرابِ اِبطالی؛ ردّ سخن پیشین و انتقال به ادعای مقابل.
- نَتَّبِعُ: فعل مضارع مرفوع، مزید (اتّبعَ، ریشه: ت-ب-ع)، فاعل: ضمیر مستتر «نحن».
- ما: اسم موصول، مفعولٌبهِ «نتّبع».
- أَلفَينا: فعل ماضی، مزید (أفعل، ریشه: ل-ف-ي)، فاعل: نا الفاعل؛ به معنای «یافتیم/برخوردیم».
- عَلَيهِ: جار و مجرور، ضمیر «هِ» به «ما» (موصول) یا به «ما أَلْفَيْنَا» برمیگردد؛ متعلق به «ألفينا»؛ در تقدیرِ «ألفينا آباءَنا مستقرّینَ علیه».
- آباءَنا: «آباءَ» مفعولٌبهِ اولِ «ألفينا» منصوب؛ «نا» مضافالیه.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: خبری نقلی با اضراب «بل».
- نکته: ترجیح سنّتِ نیاکان بر وحی. «بل» ردّ صریحِ دعوت به وحی است.
۳) أَوَلَو كانَ آباؤُهُم لا يَعقِلونَ شَيئًا وَلا يَهتَدونَ - ترجمهٔ تحتاللفظی: آیا هرچند پدرانشان هیچ چیزی را درنمییافتند و راه نمییافتند (هدایت نمیشدند)؟
- تجزیهٔ صرفی و نحوی:
- أَوَ: «أَ» همزهٔ استفهام انکاریِ تقدیمی + «وَ» عاطفه؛ مجموعاً برای توبیخ و انکارِ ملازمه.
- لَو: حرف شرط غیر جازم در مقامِ امتناع/تقدیر، اینجا برای تقویةِ استبعاد (ولو = حتی اگر).
- كانَ: فعل ماضی ناقص (کانَ، ریشه: ك-و-ن)، اسم و خبر لازم دارد.
- آباؤُهُم: «آباءُ» اسمِ «كانَ» مرفوع؛ «هم» ضمیر مضافالیه.
- لا يَعقِلونَ: «لا» نافیة، «يعقلون» مضارع مرفوع، ثلاثی مجرد (ع-ق-ل)، واو جمع فاعل. جملهٔ فعلیه در محل خبرِ اولِ «كانَ» یا خبرِ مفرد مقدّر با این جمله به عنوان حال/تتمّه. ظاهر عبارت دو خبر برای «كان» دارد.
- شَيئًا: تمییز/مفعولٌبه برای «يعقلون»، نکرهای برای عموم نفی، منصوب.
- وَلا يَهتَدونَ: «وَ» عاطفه، «لا» نافیة، «يهتدون» مضارع مرفوع، مزید (افتعل، اهتدى، ریشه: ه-د-ي)، واو جمع فاعل؛ به عنوان خبرِ دومِ «كانَ» یا جملهٔ معطوف بر خبرِ اول.
- نوع جمله و نکتهٔ معنایی:
- نوع: استفهام انکاری-توبیخی.
- نکته: شکستنِ حجیتِ تقليد صرف؛ حتی اگر پدران جاهل و بیهدایت باشند، تبعیت از آنان موجّه نیست. «شيئاً» برای تعمیمِ نفیِ عقلانیت آمده است. همزه با «ولو» شدتِ انکار را میرساند.
|