002-167-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و کسانی که در دین و مذهب دنباله رو این پیشوایان ستمکار بودند خواهند گفت: چه خوب بود برای ما بازگشتی به دنیا می بود تا همانطور که این پیشوایان از ما بیزاری می جویند ما هم از ایشان بیزاری می جستیم و الله به این طریق به ایشان نشان میدهد که چگونه اعمالی که به نفع پیشوایان دینی خود در دنیا انجام میدادند بر ضرر ایشان تمام میشود و جز اندوه چاره ای نخواهند داشت و از آتش دوزخ نیز خارج نخواهند شد (167)

متن آیه (عربی): وَقالَ الَّذينَ اتَّبَعوا لَو أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنهُم كَما تَبَرَّءوا مِنّا ۗ كَذٰلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعمالَهُم حَسَراتٍ عَلَيهِم ۖ وَما هُم بِخارِجينَ مِنَ النّارِ

ترجمه فارسیِ تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):

  • وَقالَ الَّذينَ اتَّبَعوا
    • و گفتند کسانی که پیروی کردند
  • لَو أَنَّ لَنا كَرَّةً
    • کاش برای ما بازگشتی (بارِ دیگر برگشتی) بود
  • فَنَتَبَرَّأَ مِنهُم
    • تا بیزاری جوییم از آنان
  • كَما تَبَرَّءوا مِنّا
    • همان‌گونه که آنان از ما بیزاری جستند
  • كَذٰلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعمالَهُم حَسَراتٍ عَلَيهِم
    • این‌چنین خدا به آنان کارهایشان را [در حالی که] حسرت‌ها بر ایشان است، نشان می‌دهد
  • وَما هُم بِخارِجينَ مِنَ النّارِ
    • و آنان بیرون‌رونده از آتش نیستند (هرگز از آتش بیرون نمی‌آیند)

تحلیل صرف و نحو (گرامر واژه‌ها و ریشه‌ها):

  • وَ: حرف عطف.
  • قالَ: فعل ماضی، ثلاثی مجرد، باب فَعَلَ، ریشه: ق-و-ل؛ صیغه مفرد مذکر غایب (او گفت).
  • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل در حالت منصوب (تابع برای «اتَّبَعوا» به اعتبار جمله موصولی).
  • اتَّبَعوا: فعل ماضی مزید فیه، باب افتعال (اتَّبَعَ)، ریشه: ت-ب-ع؛ واو در پایان علامت جمع غایب (آنها پیروی کردند).
  • لَو: حرف شرط غیرجازم برای امتناع/تمنّی (بیان آرزو یا فرض محال/دیرهنگام).
  • أَنَّ: حرف مشبه بالفعل (نصب‌دهنده اسم و رفع‌دهنده خبر)، مؤکّد.
  • لَنا: جار و مجرور؛ لِـ حرف جر + نا ضمیر متکلم مع‌الغیر (برای ما).
  • كَرَّةً: اسم منصوب (تمییز/خبر أَنَّ مؤخر به تقدیر «أنّ لنا كرّةً»)، مصدر مرّه از ریشه ک-ر-ر (بازگشت/بازگردیدن یک‌بار).
  • فَ: فاءِ سببیّه/تفریع.
  • نَتَبَرَّأَ: فعل مضارع منصوب به «فَ» سببیه بعد از تمنی، باب تفعّل (تَبَرَّأَ)، ریشه: ب-ر-أ؛ صیغه جمع متکلم (ما بیزاری جوییم).
  • مِنهُم: جار و مجرور؛ مِن حرف جر + هُم ضمیر غایب جمع (از ایشان).
  • كَما: کاف تشبیه + ما (مصدرّیه/وصلیّه)؛ «چنان‌که/همان‌گونه که».
  • تَبَرَّءوا: فعل ماضی، باب تفعّل، ریشه: ب-ر-أ؛ واو جمع (آنان بیزاری جستند).
  • مِنّا: جار و مجرور؛ مِن + نا (از ما).
  • كَذٰلِكَ: اسم اشاره مرکب برای دور («این‌چنین/آن‌گونه»)، کاف برای خطاب/تشبیه.
  • يُريهِمُ: فعل مضارع مرفوع، باب إفعال (أرى يُري)، ریشه: ر-أ-ي؛ فاعل مستتر تقدیره «هو» (اللّه)، مفعول اول: هُم (ضمیر متصل)، یعنی «به آنان نشان می‌دهد».
  • اللَّهُ: اسم جلاله، فاعل مرفوع.
  • أَعمالَهُم: مفعولٌ‌به دوم منصوب + ضمیر جمع (کارهایشان)، جمع «عَمَل»، ریشه: ع-م-ل.
  • حَسَراتٍ: تمییز/حال/مفعول‌له منصوب بر بیان حالت و پیامد؛ جمع «حسرة» (حسرت‌ها)، ریشه: ح-س-ر.
  • عَلَيهِم: جار و مجرور (بر ایشان/علیه آنان).
  • وَ: عطف.
  • ما: حرف نفی (نفیِ حال/استمرار).
  • هُم: ضمیر منفصل مبتدا (آنها).
  • بِخارِجينَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم مجرور لفظاً به سبب باء زائده برای تاکید نفی، اما محلّاً خبر «ما هُم» (نیستند بیرون‌رونده)، ریشه: خ-ر-ج.
  • مِنَ النّارِ: جار و مجرور (از آتش).

ساختار جمله و نوع آن:

  • بخش اول: «وَقالَ الَّذينَ اتَّبَعوا …» جمله خبری ماضی نقلِ قولِ پیروان در آخرت. پس از «لَو أَنَّ لَنا كَرَّةً …» جمله شرطیِ تمنّی/حسرت با «لو» امتناعی است؛ جواب شرط با فاءِ سببیه آمده: «فَنَتَبَرَّأَ …». سپس جمله تشبیهی: «كَما تَبَرَّءوا مِنّا».
  • بخش دوم: «كَذٰلِكَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعمالَهُم …» جمله خبری مضارع بیان سنت الهی در نشان دادن اعمال به صورت حسرت‌انگیز.
  • بخش سوم: «وَما هُم بِخارِجينَ مِنَ النّارِ» جمله اسمیه منفیِ مؤکد (باء زائده در خبر) برای دوام/نفی خروج.

معنا و پیام (به فارسی روان):

  • پیروانِ گمراه‌شدگان در روز حساب با حسرت می‌گویند: کاش یک بار دیگر بازگشتنی بود تا همان‌طور که آنان امروز از ما بیزاری می‌جویند، ما نیز از آنها بیزاری جوییم. خدا اعمالشان را به گونه‌ای به آنها می‌نمایاند که جز حسرت برایشان نمی‌ماند، و آنان هرگز از آتش بیرون آمدنی نیستند.

نکات معنایی و بلاغی کوتاه:

  • «لو أن لنا كرة» بیان آرزوی محال پس از روشن شدن حقیقت؛ شدت حسرت.
  • «فنتبرأ» پاسخِ آرزو با «فاء» سببیه، نشان می‌دهد هدف بازگشت، صرفاً تبرّی از پیشوایان باطل است.
  • «كذلك يُريهم الله أعمالهم حسَراتٍ عليهم» تبدیل نتیجه اعمال به حسرت؛ «حسرات» به صیغه جمع، کثرت اندوه و پیاپی بودن آن را می‌رساند.
  • «وما هم بخارجين من النار» نفی ابدیّت خروج با تاکید «باء» زائده و اسم فاعل جمع.
Nach oben scrollen