002-166-091-بقرة

« Back to Glossary Index
در آن زمان این پیشوا شدگان از پیروان خود بیزاری خواهند جست و هر کسی به سهم خود آن عذاب را خواهد دید و تمام امیدهائی که بواسطه شدن آنان داشتند قطع خواهد شد (166)

آیه: إِذ تَبَرَّأَ الَّذينَ اتُّبِعوا مِنَ الَّذينَ اتَّبَعوا وَرَأَوُا العَذابَ وَتَقَطَّعَت بِهِمُ الأَسبابُ

ترجمه‌ی تحت‌اللفظی (زیر هر بخش از جمله):

  • إِذْ تَبَرَّأَ الَّذینَ اتُّبِعوا
    • آنگاه/وقتی که بیزاری جُستند کسانی که پیروی شدند (رهبران/پیشوایان)
  • مِنَ الَّذینَ اتَّبَعوا
    • از کسانی که پیروی کردند (پیروان)
  • وَرَأَوُا العَذابَ
    • و دیدند عذاب را
  • وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ
    • و گسسته شد برایشان راه‌ها/پیوندها/وسیله‌ها

ترجمه‌ی نزدیک به متن (روان اما وفادار به ساختار): وقتی که آنان که از ایشان پیروی شده بود، از پیروانشان بیزاری می‌جویند، و عذاب را می‌بینند، و همه پیوندها و راه‌های (رهایی) برایشان گسسته می‌گردد.

تحلیل دستوری و ریشه‌شناسی واژه‌ها:

  • إِذْ: ظرف زمان، به معنی «وقتی که/آنگاه که». غالباً جمله‌ی بعد از خود را مقیّد به زمان گذشته می‌کند یا در سیاق حکایت روز قیامت می‌آید.
  • تَبَرَّأَ: فعل ماضی، باب تفعّل، ثلاثی مزید از ریشه ب-ر-أ (براءة: بیزاری جستن). صیغه: مفرد مذکر غایب. معنی: بیزاری جست.
  • الَّذینَ: اسم موصول جمع مذکر عاقل، «کسانی که».
  • اتُّبِعوا: فعل ماضی مجهول، باب افتعال از ریشه ت-ب-ع (تبع: پیروی کردن). اصلش «اُتْتُبِعوا» با ادغام و اعلال به «اتُّبِعوا» تبدیل شده. صیغه: جمع مذکر غایب. معنی: از آنان پیروی شد/پیروی شدند (منصوب‌الیه، «کسانی که از ایشان پیروی شد» یعنی پیشوایان).
  • مِنْ: حرف جر، «از».
  • الَّذینَ: اسم موصول، همان توضیح بالا.
  • اتَّبَعوا: فعل ماضی معلوم، باب افتعال از ریشه ت-ب-ع. صیغه: جمع مذکر غایب. معنی: پیروی کردند (پیروان).
  • وَ: حرف عطف.
  • رَأَوُا: فعل ماضی، ثلاثی مجرد از ریشه ر-أ-ی (دیدن). صیغه: جمع مذکر غایب. معنی: دیدند. ضمه روی واو برای وصل ضمیر جمع است.
  • العَذابَ: اسم، مفرد، منصوب به‌عنوان مفعول‌به فعل «رأوا». معنی: عذاب.
  • وَ: حرف عطف.
  • تَقَطَّعَتْ: فعل ماضی، باب تفعّل از ریشه ق-ط-ع (بریدن، قطع شدن). صیغه: مؤنث مفرد غایب؛ مؤنث بودن به‌خاطر فاعل مؤنث مجازی بعدی «الأسباب».
  • بِهِمْ: جار و مجرور؛ «برای آنان/به‌سوی آنان/از دست آنان»؛ در این‌جا «بهم» متعلق به فعل و افاده‌ی این معنا می‌کند که قطع شدن دامن‌گیر ایشان شد و به ضررشان بود.
  • الأَسْبابُ: جمع «سَبَب» به‌معنای ریسمان، وسیله، پیوند، رابطه، راه دست‌یابی؛ فاعلِ مرفوعِ «تقطّعت». در سیاق قرآنی کنایه از هر وسیله‌ی نجات، پیوند، و روابط دنیوی است.

ساختار نحوی و نوع جمله:

  • جمله‌ی خبری توصیفی از یک صحنه‌ی قیامت/کیفر: «إِذْ» به‌عنوان ظرف زمان جمله‌ی اصلی را مقیّد می‌کند. سه گزاره با عطف «و» پشت سر هم آمده‌اند:
    1. تبرّی رهبران از پیروان (فعل لازم با جار و مجرور «مِن»).
    2. دیدن عذاب (فعل متعدی با مفعول «العذاب»).
    3. گسسته شدن اسباب (فعل لازم باب تفعّل با فاعل «الأسباب» و جار و مجرور «بهم» بیانگر متعلَّق و اثر بر ایشان).
  • از نظر بلاغی، ترتیب افعال شدت فاجعه را نشان می‌دهد: نخست بیزاری، سپس مشاهده‌ی عذاب، و نهایتاً قطع کامل همه‌ی راه‌های نجات.

معنای کلی در فارسی: این آیه صحنه‌ای از روز کیفر را بیان می‌کند: وقتی رهبرانی که در دنیا پیروی می‌شدند، از پیروان خود بیزاری می‌جویند، عذاب را می‌بینند، و هرگونه وسیله و پیوند و راه رهایی از آنان بریده می‌شود؛ یعنی همه اتکاهای دنیوی و روابط به کارشان نمی‌آید.

نکات تکمیلی:

  • تقابل «اتُّبِعوا» (پیروی‌شدگان) و «اتَّبَعوا» (پیروان) از لطایف لفظی و معنایی آیه است.
  • «الأسباب» در فرهنگ عربی کلاسیک از «سبب» به معنی طناب/وسیله است و در تعبیر قرآنی شامل هر نوع سبب عادی، رابطه‌ی حمایتی، شفاعت‌های ادعایی باطل، و راه‌های چاره‌ی دنیوی می‌شود.
  • کاربرد صیغه‌ی مجهول در «اتُّبِعوا» مقام و برجسته‌سازی مفعول‌عنه (رهبران) را نشان می‌دهد، بی‌آنکه پیروان در آن بخش موضوعیت فاعلی بیابند؛ سپس در «اتَّبَعوا» فاعلِ پیروی آشکار می‌شود تا دو گروه متمایز شوند.
Nach oben scrollen