002-162-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و در چنین لعنتی همیشه خواهند ماند (ملک و فرشته یعنی مورد تملک و مامور و فرستاده و مقصود از تمامی مردم ارواح مردمی هستند که مرده اند و در عالم برزخ و آخرت روح کافران مرده را از خود میرانند) و از ایشان عذاب عالم برزخ و آخرت تخفیف نمی شود و مهلتی هم به ایشان در آنجا نخواهند داد (162)

آیه: خالِدينَ فيها ۖ لا يُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ وَلا هُم يُنظَرونَ

  • ترجمه تحت‌اللفظی (تقریباً کلمه‌به‌کلمه) به فارسی:
  • «در آن جاودانه‌اند؛ عذاب از ایشان سبک نمی‌شود و نه آنان مهلت داده می‌شوند/مورد مهلت قرار می‌گیرند.»

توضیحات ترجمه:

  • «خالِدينَ فيها»: «در آن [دوزخ] جاودانه‌اند/همیشه ماندگارند».
  • «لا يُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ»: «عذاب از ایشان تخفیف داده نمی‌شود/سبک نمی‌گردد».
  • «وَلا هُم يُنظَرونَ»: «و نه آنان مهلت داده می‌شوند/مورد چشم‌پوشی و تأخیر قرار می‌گیرند».

تحلیل صرفی، نحوی و ریشه‌شناسی واژگان:

  • خالِدينَ
    • ساخت: اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب/مجرور با علامت «ینَ» (در اینجا خبرِ کانَ مقدّر یا در حکم خبر مبتدا).
    • از ریشه: خ ل د (خلد) به‌معنای ماندگاری و جاودانگی.
    • نقش: خبر (برای مبتدای محذوف «هُم») یا خبرِ جمله اسمیه. معنای: «جاودانه/همیشگی‌مان».
  • فيها
    • فی (حرف جر) + ها (ضمیر متصل غایب مونث مفرد؛ مرجع: جهنم).
    • نقش: جار و مجرور متعلق به «خالِدينَ».
    • معنا: «در آن».
  • لا
    • نفی، لا نافیة.
  • يُخَفَّفُ
    • فعل مضارع مجهول، باب تفعیل (خَفَّفَ یُخَفِّفُ؛ مجهول: یُخَفَّفُ).
    • صیغه: مضارع مرفوع، شخص سوم مفرد مذکر مجهول.
    • ریشه: خ ف ف (سبکی، کاهش).
    • معنا: «سبک می‌شود/تخفیف داده می‌شود».
  • عَنهُمُ
    • عن (حرف جر) + هم (ضمیر متصل جمع غایب مذکر).
    • نقش: جار و مجرور، متعلق به «يُخَفَّفُ».
    • معنا: «از آنان/از ایشان».
  • العَذابُ
    • اسم معرفه با «ال»، مرفوع (نایب فاعلِ فعل مجهول «يُخَفَّفُ»).
    • ریشه: ع ذ ب (سختی/رنج).
    • معنا: «عذاب».
  • وَ
    • حرف عطف.
  • لا
    • نفی، لا نافیة.
  • هُم
    • ضمیر منفصل، مبتدا.
  • يُنظَرونَ
    • فعل مضارع مجهول، باب افعال از «أَنْظَرَ يُنْظِرُ» یا ثلاثی مجرد «نَظَرَ»؟ در این کاربرد قرآنی «أُنظِرَ/يُنظَر» به‌معنای «مهلت دادن/مُمهَل کردن» است؛ لذا فعل مجهول مضارع، صیغه جمع مذکر: «آنان مهلت داده می‌شوند».
    • ریشه: ن ظ ر (نگاه/انتظار/مهاهله). در باب افعال «أنظر» معنای «مهلت دادن» می‌دهد.
    • اعراب: مضارع مرفوع با ثبوت نون جمع مذکر سالم در مجهول.
    • نقش: خبر جمله فعلیه واقع‌شده به‌عنوان خبر برای مبتدا «هم».

ساختار جمله و نوع آن:

  • جمله مرکب از دو بخش، با واو عطف:
    1. «خالِدينَ فيها» — جمله اسمیه اختصاری (مبتدا محذوف «هم» + خبر «خالِدينَ فيها»). بیان حالت دائمی در آخرت.
    2. «لا يُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ» — جمله فعلیه مجهول، نفی کاهش عذاب.
    3. «ولا هُم يُنظَرونَ» — جمله اسمیه با مبتدا «هم» و خبر جمله فعلیه مجهول «يُنظَرونَ»، نفی اعطاى مهلت/تأخیر در عذاب.
  • نوع معنا: خبری-انکاری. بیان حکم قطعی درباره کافرانِ مستحق عذاب: ماندگاری در دوزخ، بدون تخفیف عذاب و بدون مهلت.

نکات معنایی و بلاغی:

  • جمع بین «خلود»، «عدم تخفیف»، و «عدم امهال» شدت عذاب و قطع امید از رهایی را می‌رساند.
  • به‌کارگیری مجهول در «يُخَفَّفُ» و «يُنظَرونَ» تمرکز را بر وقوع فعل (عدم کاهش و عدم مهلت) می‌گذارد نه بر فاعل.
  • «العذابُ» به‌عنوان نایب فاعل مرفوع پس از فعل مجهول آمده که از نظر تأکید، عینِ عذاب را محور قرار می‌دهد.

ترجمه روان پیشنهادی:

  • «برای همیشه در آن می‌مانند؛ عذاب‌شان کم نمی‌شود و به آنان مهلتی داده نمی‌شود.»
Nach oben scrollen