002-159-091-بقرة

« Back to Glossary Index
کسانیکه کتمان میکنند چیزهائی را که ما از دلایل روشن و راهنمائیها فرو فرستاده ایم بخصوص بعد از اینکه آنها را برای مردم در کتاب واضح نمودیم، این کتمان کنندگان را هم الله از خود میراند و هم تمام آنهائی که باید اینان را از خود برانند (از خود راندن ترجمه لعن کردن است و کتمان کنندگان حقایق را هم الله از خود میراند و کمک نمی کند و هم ماموران غیبی او و هم تمام انسانهائیکه حق جو و حق گو هستند و اینکه بعضی ها با زبان خود این و آنرا لعن میکنند از نادانی آنهاست که لعن کردن را بصورت ناسزا گوئی در آورده اند) (۱۵۹)

آیه: إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما أَنزَلنا مِنَ البَيِّناتِ وَالهُدىٰ مِن بَعدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِي الكِتابِ ۙ أُولٰئِكَ يَلعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلعَنُهُمُ اللّاعِنونَ

ترجمهٔ تحت‌اللفظی (زیر هر بخش):

  • إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ: به‌راستی کسانی که پنهان می‌کنند
  • ما أَنزَلنا: آنچه را فرو فرستادیم
  • مِنَ البَيِّناتِ وَالهُدىٰ: از دلایلِ روشن و هدایت
  • مِن بَعدِ ما بَيَّنّاهُ: پس از آن‌که آن را روشن ساختیم
  • لِلنّاسِ: برای مردم
  • فِي الكِتابِ: در کتاب
  • أُولٰئِكَ: آنان
  • يَلعَنُهُمُ اللَّهُ: خدا آنان را لعنت می‌کند
  • وَيَلعَنُهُمُ اللّاعِنونَ: و لعنت‌کنندگان هم آنان را لعنت می‌کنند

ترجمهٔ روانِ نزدیک به لفظ: به‌راستی کسانی که آنچه را از دلایلِ روشن و هدایت نازل کردیم پنهان می‌کنند، پس از آن‌که آن را برای مردم در کتاب آشکار ساختیم، آنانند که خدا لعنتشان می‌کند و لعنت‌کنندگان نیز لعنتشان می‌کنند.

تحلیل واژگان، نقش‌ها، ریشه‌ها:

  • إِنَّ: حرف مشبه بالفعل برای تأکید و نصب اسم و رفع خبر.
  • الَّذينَ: اسم موصول، جمع مذکر عاقل؛ در محلّ نصب، اسمِ إِنَّ.
  • يَكتُمونَ: فعل مضارع مرفوع با واو جماعت (علامت رفع: ثبوت نون). ریشه: ک ت م (کتم) به‌معنای پنهان کردن. فاعل: واو جماعت، و مرجعش «الذین».
  • ما: اسم موصول (یا مصدریّه، اما اینجا موصوله مناسب‌تر) مفعولِ «یکتمون».
  • أَنزَلنا: فعل ماضی، متکلم مع الغیر. ریشه: ن ز ل (نزل) باب إفعال (أنزل). فاعل: ضمیر «نا».
  • مِنَ البَيِّناتِ: جار و مجرور بیان برخی از «ما» (تبعیضیه). «البينات»: جمع «بیّنة»، صیغهٔ مبالغه از «ب ی ن» به‌معنای دلیل روشن.
  • وَالهُدىٰ: معطوف به «البینات». «الهدى»: مصدر به‌معنای هدایت. ریشه: ه د ی.
  • مِن بَعدِ: جار و مجرور (ظرف زمان) متعلق به جملهٔ «یکتمون» یا حال از فاعل. «بعد»: ظرف، مضاف؛ «من» ابتدائیه.
  • ما بَيَّنّاهُ: «ما» اسم موصول؛ «بیّنّاه»: فعل ماضی، ریشه: ب ی ن (بیّن) باب تفعیل، با نون تأکید نیست، بلکه تشدید ناشی از باب تفعیل است؛ فاعل: «نا»؛ مفعول: «ه» (ضمیر به «ما» برمی‌گردد).
  • لِلنّاسِ: جار و مجرور، مفعول‌له/متعلّق به «بیّنّاه» (یعنی برای مردم روشن کردیم). ریشهٔ «ناس»: أُنس (أ ن س).
  • فِي الكِتابِ: جار و مجرور، متعلّق به «بیّنّاه» (روشن ساختیم در کتاب). «الکتاب» غالباً قرآن. ریشه: ک ت ب (نوشتن/کتابت).
  • أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای دور؛ مبتدا یا خبرِ مقدّم برای جملهٔ بعد. در این ساختار، مبتدای جملهٔ اسمیّهٔ تازه است.
  • يَلعَنُهُمُ: فعل مضارع مرفوع؛ ریشه: ل ع ن (لعن) به‌معنای دور کردن از رحمت. فاعل پس از آن می‌آید. «هم»: ضمیر مفعولی متّصل، مفعول اول.
  • اللَّهُ: فاعلِ «یلعنهم».
  • وَيَلعَنُهُمُ: فعل مضارع معطوف؛ همان ریشه و ساخت. فاعل بعداً می‌آید.
  • اللّاعِنونَ: اسم فاعل جمع سالم مذکر از «لعن»، فاعل «یَلْعَنُهُم». نقش: فاعل مرفوع با علامت واو (جمع سالم مذکر).

ساختار جمله و نوع آن:

  • جملهٔ نخست با «إنّ» آغاز شده و دارای صلهٔ موصول طولانی است: «الذین یکتمون … فی الکتاب». این بخش به‌منزلهٔ اسم «إنّ» است.
  • سپس جملهٔ اسمیّهٔ جدید با «أولئک» شروع می‌شود و دو جملهٔ فعلیه به‌عنوان خبرهای آن می‌آیند: «یلعنهم الله، و یلعنهم اللاعنون». پس خبرِ «أولئک» مرکّب از دو جملهٔ فعلی معطوف است.
  • نوع جمله: خبریِ تأکیدی و تهدیدی/انکاری؛ بیانِ وعید الهی برای کتمان حقیقت پس از تبیین.

نکات نحوی و بلاغی:

  • «من البینات والهدى» نشانِ تبعیض و بیان جنسِ آنچه کتمان می‌شود؛ بر شدّت جرم کتمان تأکید دارد.
  • «من بعد ما بیّنّاه للناس فی الکتاب» قید زمانی و حالی است که زشتی کتمان را افزون می‌کند: پس از ابلاغ آشکار و عمومی.
  • تقدیم «یَلعَنُهُمُ الله» سپس «یَلعَنُهُمُ اللاعنون» ترتیبِ شرافت فاعل را حفظ می‌کند: نخست لعنتِ الهی، سپس لعنتِ دیگران.
  • تکرار «یَلعَنُهُم» ایجاز در معنا و تأکید بر عمومیت و استمرار دوری از رحمت.

معنای کلی به فارسی: کسانی که بعد از روشن شدنِ دلایل و هدایت برای مردم در کتاب، آن‌ها را پنهان می‌کنند، از رحمت خدا دور می‌شوند و همهٔ لعنت‌کنندگان نیز ایشان را از رحمت دور می‌شمارند.

ریشه‌ها و باب‌های صرفی (خلاصه):

  • کتم: ک ت م، باب فَعَلَ – یَفعُلُ/یَفعَلُ (در مضارع: یَکتُم/یَکتِم؛ در این‌جا یَکتُمون).
  • أنزل: ن ز ل، باب إفعال (أَنزَلَ – یُنزِلُ).
  • بیّن: ب ی ن، باب تفعیل (بَیَّنَ – یُبَیِّنُ).
  • هُدى: ه د ی، مصدر (هَدى – یَهْدی).
  • لعن: ل ع ن، مجرد ثلاثی (لَعَنَ – یَلْعَنُ). «لاعِنون»: اسم فاعل جمع سالم.
Nach oben scrollen