002-154-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و برای کسی که در راه الله کشته میشود نگوئید آنان مردگانی هستند بلکه آنان زنده هائی میباشند ولی شما زنده بودن آنها را درک نمی کنید (154)

آیه: وَلا تَقولوا لِمَن يُقتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتٌ ۚ بَل أَحياءٌ وَلٰكِن لا تَشعُرونَ

ترجمه‌ی واژه‌به‌واژه (زیر هر بخش):

  • وَلا تَقولوا
    • و: و
    • لا تقولوا: نگویید (نهیِ جمع)
  • لِمَن يُقتَلُ
    • لِـ: درباره‌ی/در موردِ
    • مَن: آن‌که/کسی‌که
    • يُقتَلُ: کشته می‌شود (مجهول مضارع)
  • في سَبيلِ اللَّهِ
    • في: در
    • سبيلِ: راهِ
    • اللَّهِ: خدا
  • أَمواتٌ
    • امواتٌ: مردگان/مرده‌اند
  • بَل
    • بَل: بلکه
  • أَحياءٌ
    • أحياءٌ: زنده‌اند
  • وَلٰكِن لا تَشعُرونَ
    • ولكن: اما/ولی
    • لا تشعرون: شما احساس/ادراک نمی‌کنید (نمی‌یابید)

ترجمه‌ی تحت‌اللفظیِ پیوسته: و نگویید درباره‌ی کسی که در راهِ خدا کشته می‌شود «[آن‌ها] مرده‌اند»؛ بلکه زنده‌اند، ولی شما ادراک نمی‌کنید.

ترجمه‌ی روان فارسی: به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید؛ آنان زنده‌اند، اما شما درک نمی‌کنید.

بررسی واژگان، صرف و ریشه:

  • وَ: حرف عطف.
  • لا تَقولوا: فعل مضارع مخاطب جمع، صیغه 2 جمع مذکر، باب ثلاثی مجرد (قالَ–یَقولُ). با «لا»ی نهی: نهی. ریشه: ق-و-ل (قول).
  • لِـ: حرف جر (برای، درباره‌ی).
  • مَن: اسم موصول عام (کسی که/هر که).
  • يُقتَلُ: مضارع مجهول، غایب مفرد مذکر، باب ثلاثی مجرد (قَتَلَ–یَقتُلُ). ریشه: ق-ت-ل. ساختار مجهول مضارع: یُفعَلُ → یُقتَلُ.
  • في: حرف جر (در).
  • سَبیلِ: اسم، مضاف‌الیه در حالت مجرور (علامت کسره). مفرد. ریشه: س-ب-ل. معنای لغوی: راه/سبیل.
  • اللَّهِ: اسم جلاله، مجرور به‌سبب اضافه به «سبیل». رسم‌الخط عثمانی با تشدید لام.
  • أَمواتٌ: جمع «مَیِّت/مَیت» یا «مَیْت» بر وزن أفعال (أموات). نکره مرفوع (ضمه تنوین)، خبر مقدر برای «هم» در تقدیر جمله مقول‌القول. ریشه: م-و-ت (موت).
  • بَل: حرف اضراب و انتقال، ابطال حکم پیشین و اثباتِ حکمِ جدید.
  • أَحياءٌ: جمع «حَيّ» بر وزن أفعال (أحياء). نکره مرفوع (ضمه تنوین)، خبر در مقابل «أموات». ریشه: ح-ی-ی (حیاة).
  • وَلٰكِن: «واو» عطف + «لکن» (حرف استدراک). در رسم عثمانی «ولكن».
  • لا تَشعُرونَ: مضارع منفی، 2 جمع، ثلاثی مجرد (شَعَرَ–یَشْعُرُ: ادراک حسی/احساسی). ریشه: ش-ع-ر (شعور). نون جمع ثبوتی.

تحلیل نحوی و ساختار جمله:

  • «ولا تقولوا»: جمله نهیّه (امرِ منفی) خطاب به جمع.
  • «لمن یقتل في سبیل الله»: جار و مجرور + اسم موصول با صله (یقتل) و شبه جمله‌ی «في سبیل الله» به‌عنوان قیدِ صله. این مجموع، متعلق به «تقولوا» است (نگویید درباره‌ی کسی که…).
  • «أمواتٌ»: مقولُ‌القول به صورت اسمیه مقدر: یعنی: «هم أمواتٌ»؛ خبر برای مبتدای محذوف (هم).
  • «بل أحياءٌ»: اضراب از حکم قبلی؛ تقدیر: «بل هم أحياءٌ».
  • «ولکن لا تشعرون»: جمله معترضه/استدراکی، بیان محدودیت ادراک مخاطبان.

نوع جمله:

  • جمله‌ی نهی و خبری توأمان: نهی اولیه + خبر تصحیحی («بل أحياءٌ») + استدراک («ولکن لا تشعرون»).

نکات معنایی:

  • «في سبيل الله»: قصد خلوص و جهت‌گیری الهی را می‌رساند؛ کشته‌شدن در مسیرِ اطاعت و دفاع از دین و حق.
  • «أحياء»: حیات برزخی/نوعی زندگی نزد خدا، نه لزوماً حیاتِ دنیوی محسوس؛ لذا «لا تشعرون» یعنی این نوع زندگی از حوزه‌ی ادراک حسی شما بیرون است.
  • تقابل «أموات»/«أحياء» با «بل» نشان می‌دهد حکمِ «مرده‌اند» مردود است و حقیقت برعکس آن است.

جمع‌بندی معنایی به فارسی: به شهیدانِ راه خدا «مرده» نگویید؛ حقیقت این است که آنان نزد خدا از حیاتی برخوردارند که شما آن را با ادراک معمولی نمی‌یابید.

Nach oben scrollen