002-150-091-بقرة

« Back to Glossary Index
آری از هر جا خارج شدی روی خودت را بطرف مسجدالحرام متوجه ساز و شما مسلمانان نیز هر کجا بودید روی خود را بطرف آن برگردانید تا برای مردم بر علیه شما دستاویزی نباشد مگر برای کسانی از ایشان که ستم کرده اند شما از اینگونه اشخاص نترسید بلکه از من بترسید و اینکار برای این است که من نعمت خودم را بر شما تمام کنم تا شما به راه لازم، راه یابید (۱۵۰)

آیه: «وَمِن حَيثُ خَرَجتَ فَوَلِّ وَجهَكَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرامِ ۚ وَحَيثُ ما كُنتُم فَوَلّوا وُجوهَكُم شَطرَهُ لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَيكُم حُجَّةٌ إِلَّا الَّذينَ ظَلَموا مِنهُم فَلا تَخشَوهُم وَاخشَوني وَلِأُتِمَّ نِعمَتي عَلَيكُم وَلَعَلَّكُم تَهتَدونَ»

منبع: سوره بقره، آیه 150.

  • جمله 1: «وَمِن حَيثُ خَرَجتَ فَوَلِّ وَجهَكَ شَطرَ المَسجِدِ الحَرامِ»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: و از هر جا که خارج شدی، پس بگردان رویت را به‌سوی مسجدالحرام.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • وَ: حرف عطف.
      • مِن: حرف جر، «از».
      • حَيثُ: ظرف مکان، «هر جا».
      • خَرَجتَ: فعل ماضی، مخاطب مفرد مذکر، از ریشه «خ ر ج» به‌معنای «بیرون رفتن».
      • فَـ: فای تفریع/سبب.
      • وَلِّ: فعل امر از باب تفعیل «ولّى»، ریشه «و ل ي»، به‌معنای «روی گرداندن/متوجه کردن».
      • وَجهَكَ: مفعول، «رویِ تو»، «وجه» ریشه «و ج ه» + ضمیر خطاب «کَ».
      • شَطرَ: مفعول‌فیه/جهت، «سوی/سمت»، ریشه «ش ط ر».
      • المَسجِدِ الحَرامِ: مضاف‌الیه و صفت، «مسجدالحرام»، «مسجد» ریشه «س ج د»، «حرام» از «ح ر م».
    • نوع جمله و معنا: جمله امری خطاب به پیامبر برای تعیین جهت قبله به سوی مسجدالحرام.
  • جمله 2: «وَحَيثُ ما كُنتُم فَوَلّوا وُجوهَكُم شَطرَهُ»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: و هر جا که باشید، پس بگردانید روی‌های خود را به سوی آن.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • وَ: عطف.
      • حَيثُ ما: ترکیب شرطیه/عموم مکانی «هر کجا که».
      • كُنتُم: فعل ماضی ناقص (کانَ) جمع مخاطب، «بودید/باشید» از «ك و ن».
      • فَوَلّوا: فاء تفریع + فعل امر جمع از «ولّى» (باب تفعیل) ریشه «و ل ي».
      • وُجوهَكُم: مفعول، «صورت‌های شما»، ریشه «و ج ه» + ضمیر «کم».
      • شَطرَهُ: «سویِ آن»، ضمیر «هُ» به «المسجد الحرام» برمی‌گردد.
    • نوع جمله و معنا: امر عمومی به همه مؤمنان برای رو کردن به قبله در هر مکان.
  • جمله 3: «لِئَلّا يَكونَ لِلنّاسِ عَلَيكُم حُجَّةٌ»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: تا این‌که برای مردم بر شما دلیلی (بهانه‌ای) نباشد.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • لِئَلّا: لامِ تعلیل + «ألا» نفی و تأکید، «تا این‌که نباشد».
      • يَكونَ: مضارع منصوب (به‌سبب لام)، از «كانَ/يكونُ» ریشه «ك و ن».
      • لِلنّاسِ: جار و مجرور، «برای مردم»، «ناس» از ریشه «أ ن س/ن و س» (در کاربرد قرآنی اسم جمع).
      • عَلَيكُم: جار و مجرور، «بر شما».
      • حُجَّةٌ: اسم نکره، «حجت/بهانه»، ریشه «ح ج ج».
    • نوع جمله و معنا: جمله‌ی تعلیلی غایی (بیان علتِ حکم قبله): هدف، رفع بهانه‌جویی مردم است.
  • جمله 4: «إِلَّا الَّذينَ ظَلَموا مِنهُم»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: مگر کسانی از ایشان که ستم کردند.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • إِلَّا: اداة استثناء.
      • الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر.
      • ظَلَموا: فعل ماضی جمع، از ریشه «ظ ل م»، «ستم کردند/بدرفتاری کردند».
      • مِنهُم: جار و مجرور + ضمیر جمع «ایشان»، «از آنان».
    • نوع جمله و معنا: استثناء منقطع یا متصل بر حسب تفسیر؛ یعنی بهانه از عموم مردم برداشته می‌شود، اما ستمگران همچنان بهانه‌جویی می‌کنند.
  • جمله 5: «فَلا تَخشَوهُم وَاخشَوني»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: پس از آنان نترسید و از من بترسید.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • فَـ: فای تفریع نتیجه.
      • لا تَخشَوهُم: «لا» ناهی + مضارع مجزوم از «خشِيَ» ریشه «خ ش ي» + ضمیر «هم».
      • وَاخشَوني: عطف + فعل امر از همان ریشه «خ ش ي» + ضمیر متکلم «ني».
    • نوع جمله و معنا: نهی و امر؛ تغییر جهت تقوا و مهابت از مردم به سوی خدا.
  • جمله 6: «وَلِأُتِمَّ نِعمَتي عَلَيكُم»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: و تا نعمت خود را بر شما کامل کنم.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • وَ: عطف بر غایت‌های حکم قبله.
      • لِأُتِمَّ: لام تعلیل + فعل مضارع متکلم منصوب/مسبوق به لام، از «أتمّ» باب إفعال، ریشه «ت م م».
      • نِعمَتي: مفعول + مضاف‌الیه ضمیری «نعمتِ من».
      • عَلَيكُم: جار و مجرور، «بر شما».
    • نوع جمله و معنا: غایت دیگر حکم قبله؛ کمال‌بخشی نعمت هدایت و شریعت.
  • جمله 7: «وَلَعَلَّكُم تَهتَدونَ»
    • ترجمه واژه‌به‌واژه: و باشد که شما هدایت یابید.
    • دستور و ریشه‌ها:
      • وَ: عطف.
      • لَعَلَّ: حرف ترجّی/ترجّح.
      • كُم: ضمیر خطاب جمع متصل به «لعلّ».
      • تَهتَدونَ: مضارع مرفوع از «اهتدى» باب افتعال، ریشه «ه د ي»، «هدایت می‌یابید/راهنمایی می‌شوید».
    • نوع جمله و معنا: بیان امید/هدف نهایی از حکم قبله: دستیابی به هدایت.

خلاصه معنایی منسجم (فارسی روان و نزدیک به متن):

  • از هر جا بیرون شدی، روی خود را به سوی مسجدالحرام برگردان؛ و هر جا که باشید، روی‌های خود را به سوی آن بگردانید، تا مردم دلیلی بر ضد شما نداشته باشند—جز آنان از ایشان که ستم کردند [که باز هم بهانه خواهند گرفت]. پس از آنان نترسید و از من بترسید، و تا نعمت خود را بر شما کامل کنم، و باشد که هدایت یابید.

تحلیل ساختار کلی و نوع جملات:

  • غالب ساختار آیه امری-تعلیلی است: اوامر قبله (ولِّ/ولّوا) + تعلیل‌های پی‌درپی (لئلا…، ولأتم…، ولعلّکم…).
  • خطاب ابتدا مفرد (پیامبر) و سپس جمع (مؤمنان) است؛ این تغییر نشان‌دهنده عمومیت حکم قبله است.
  • استثناء «إلّا الذين ظلموا» اشاره به تداوم مخالفت بهانه‌جویان دارد و تهدید ضمنیِ بی‌اعتنایی به آنان را می‌رساند.
  • محورهای معنایی: تعیین قبله، رفع بهانه مخالفان، تمرکز تقوا بر خدا، اتمام نعمت، دستیابی به هدایت.
Nach oben scrollen