002-148-091-بقرة

« Back to Glossary Index
و هر دینداری را قبله ایست که در نماز متوجه آن میشود پس شما در کارهای خوب از یکدیگر جلو بزنید و میدانید که هر کجا باشید الله کاری را که باید نسبت به تمامی شما انجام دهد، انجام میدهد و الله بر هر چیزی تواناست (در این آیه گوشزد شده است که کار مهم در دینداران، نیکو کاری بیشتر است، نه بحث کردن در بهتر یا بدتر بودن قبله) (148)
  • آیه: «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
  • ترجمه تحت‌اللفظی (جمله به جمله):
    1. «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا»
      • و برای هر کسی جهتی است که او (خود) روی‌گرداننده/روی‌کننده بدان است.
    2. «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ»
      • پس در کارهای نیک شتاب بگیرید/بر یکدیگر پیشی گیرید.
    3. «أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا»
      • هر کجا که باشید، خداوند شما را همگی (به سویِ خود/به گرد هم) می‌آورد.
    4. «إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
      • همانا خدا بر هر چیزی توانا است.
  • ترجمه روان فارسی: برای هر کسی جهتی است که به سوی آن می‌گردد؛ پس در کارهای نیک از هم پیشی بگیرید. هر جا که باشید، خداوند همه شما را گرد می‌آورد؛ بی‌گمان خدا بر هر چیز تواناست.
  • تعیین جمله‌ها و نوع‌شان:
    1. «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا»
      • نوع: جمله اسمیه خبریه (بیانِ حکم کلی).
    2. «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ»
      • نوع: جمله فعلیه انشائیه (امر).
    3. «أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا»
      • نوع: جمله شرطیه (أينَ ما = اسم شرط ظرف مکان) با جواب شرط فعلیه خبریه.
    4. «إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
      • نوع: جمله اسمیه تأکیدی (با «إنَّ»)، خبریه.
  • اعراب و تجزیه کلمات، ریشه‌ها و نقش‌ها:
    1. «وَ»
      • حرف عطف.
    2. «لِكُلٍّ»
      • لِ: حرف جر.
      • كُلٍّ: اسم مجرور به «لِ»، نکره مضاف‌الیه مقدّر یا به تنوین (عوض از مضاف‌الیه). نقش: جار و مجرور متعلق به خبر مقدم.
      • ریشه «كلل/كلّ» در معنای شمول/همه؛ واژه «كُلّ» اسم جامع است نه مشتق صرف.
    3. «وِجْهَةٌ»
      • اسم مفرد مؤنث، نکره، مرفوع به‌عنوان مبتدا مؤخر (یا خبر مرفوع برای مبتدای محذوف؟ تحلیل رایج: «لِكُلٍّ» خبر مقدم و «وِجْهَةٌ» مبتدا مؤخر). معنی: جهت، قبله، سمت.
      • وزن: فِعْلَة.
      • از ماده «و-ج-ه» (وجه: رو، سمت).
    4. «هُوَ»
      • ضمیر منفصل، مبتدا (یا ضمیر فصل/توكيد)؛ در اینجا برای تأکید/فصل آمده تا اختصاص را برساند.
    5. «مُوَلِّيهَا»
      • مُوَلِّي: اسم فاعل باب تفعیل از «وَلّى/يُوَلّي» (ولّی کردن/روی گرداندن به سمت چیزی).
      • ها: ضمیر متصل مفعولی، عاید به «وِجْهَة».
      • اعراب: خبر برای «هو» (مرفوع معنوی)، یا خبر دوم برای جمله اسمیه قبلی؛ ترکیب تقریبی: «هو مُوَلِّيهَا» = او بدان رو می‌کند/آن را قبله خود می‌گرداند.
      • ریشه: و-ل-ي (ولایت/تولی/مولی). باب: فعّل (ولّى يُوَلّي توليةً).
    6. «فَ»
      • فاء تفریع/سببیه، رابط نتیجه از حکم قبلی به امر.
    7. «اسْتَبِقُوا»
      • فعل امر جمع مخاطب از «استبقَ يَستبِقُ» باب استفعال؛ معنی: بر یکدیگر پیشی بگیرید/شتاب کنید.
      • ریشه: س-ب-ق (سبقت/سابق).
    8. «الْخَيْرَاتِ»
      • جمع «خَيْرَة/خَيْر» به صورت جمع مؤنث سالم، منصوب به‌عنوان مفعولٌ‌به (یا در اصل مفعول‌فیه مجازی) برای «استبقوا»؛ اعراب: الكسرة علامة النصب في جمع المؤنث السالم؟ توجه: در جمع مؤنث سالم علامت نصب «كسرة» نیست، بلکه «كسرة» علامت جر است؛ این‌جا «الخيراتِ» پس از فعل «استبقوا» معمولاً مفعولٌ‌إليه/مفعولٌ‌به‌فیه؟ تحلیل دقیق: «استبقوا الخيراتِ» از نظر مشهور، «الخيراتِ» مفعولٌ‌به منصوب به فتحه مقدّره؟ اما در خط قرآن «الخيراتِ» با کسره آمده چون جمع مؤنث سالم در حالت جر و نیز در حالت مجرور است؛ در اینجا قرائت رسم‌المصحف نشان می‌دهد «الخيراتِ» مجرور به اضافه تقدیری نیست، بلکه قاعده: جمع مؤنث سالم در نصب علامت «كسرة» می‌گیرد در رسم‌الخط قدیم برخی نحویان گفته‌اند نصبِ جمع مؤنث سالم با کسره جایز است. قاعده معیار: جمع مؤنث سالم در حالت نصب علامت «كسرة» ندارد، بلکه «فتحة» دارد (مثل: رأيتُ المسلماتِ؟ نه، درست: رأيتُ المسلماتِ به کسره؟ در نحو کلاسیک مشهور: جمع مؤنث سالم در نصب و جر هر دو با «كسرة» می‌آید: المسلماتِ). نتیجه: «الخيراتِ» منصوب به‌علامةٍ فرعیة وهي الكسرة.
      • ریشه: خ-ي-ر (خیر/نیکی).
    9. «أَيْنَ»
      • اسم استفهام/شرط ظرف مکان؛ در اینجا با «ما» مصدریه/زائده، مجموعاً ادات شرط جازم غیر عامل در فعل بعدی؟ «أينَ ما تكونوا» سازه شرطیه است؛ «أين» ظرف مکان مبنی بر الفتح در محل نصب، متعلق به فعل شرط.
    10. «ما»
      • زائده تأکیدیه بعد از «أين» برای تقویت عموم و شرط.
    11. «تَكُونُوا»
      • فعل مضارع ناقص مجزوم فعل شرط (به حذف نون، چون از افعال خمسه)، «واو» ضمیر فاعل جمع مخاطب. معنی: باشید/قرار داشته باشید.
      • ریشه: ك-و-ن (كون/وجود).
    12. «يَأْتِ»
      • فعل مضارع مجزوم جواب شرط (حذف حرکت اعراب در وقف؛ اصل: يَأْتِ بالصورة المجزومة بحذف حرف العلة؟ فعل «أتى يأتي» معتلّ لامی؛ جزمش به حذف حرف العلة: يَأْتِ). فاعلش بعداً می‌آید: «اللَّهُ».
      • ریشه: أ-ت-ي (آمدن/آوردن).
    13. «بِكُمُ»
      • ب‍: حرف جر.
      • كمُ: ضمیر متصل مجرور (کمِ مخاطب جمع).
      • ترکیب: «يَأْتِ بِكُمُ» = شما را بیاورد/بیاوردتان.
    14. «اللَّهُ»
      • اسم جلاله، فاعلِ «يأتِ» مرفوع.
    15. «جَمِيعًا»
      • حال منصوب از ضمیر «كم»؛ معنی: همگی، یک‌جا.
      • ریشه: ج-م-ع (جمع/گرد کردن).
    16. «إِنَّ»
      • حرف توکید و نصب.
    17. «اللَّهَ»
      • اسم «إنَّ» منصوب.
    18. «عَلَى»
      • حرف جر.
    19. «كُلِّ»
      • اسم مجرور به «على»، مضاف.
    20. «شَيْءٍ»
      • مضافٌ‌إليه مجرور، نکره.
      • ریشه: ش-ي-ء (شیء/چیز).
    21. «قَدِيرٌ»
      • خبر «إنَّ» مرفوع. صیغه مبالغه از «قدَرَ/يَقدِرُ»؛ وزن: فعيل؛ معنی: بسیار توانا/توانای مطلق.
  • نکات نحوی و معنایی:
    • «وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ»: تقدیم جار و مجرور بر مبتدا برای افاده حصر نسبی و عمومیت: هر کسی جهت/قبله‌ای دارد.
    • «هُوَ مُوَلِّيهَا»: ضمیر فصل برای تأکید و اختصاص؛ یعنی جهتِ هر کس همان است که خود به سویش می‌گردد (تکلیف هر امت/گروه در قبله‌گاه مشخص است).
    • «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ»: نتیجه تربیتی اختلاف جهات ظاهری: به جای نزاع بر سر جهت، مسابقه در نیکی‌ها.
    • «أَيْنَ مَا تَكُونُوا …»: عمومیت مکان؛ هر کجا باشید، خدا شما را گرد می‌آورد/می‌رساند؛ اشاره به قیامت یا فراهم‌آوردن در موقف واحد، و نیز احاطه قدرت الهی در دنیا.
    • «إِنَّ اللَّهَ … قَدِيرٌ»: ختم به توحید در ربوبیت و قدرت مطلقه؛ تعلیل ضمنی برای امکان جمع‌آوری همه بندگان.
  • ساختار صرفی مهم:
    • «مُوَلٍّ/مُوَلِّي» از باب تفعیل (ولّى يُوَلّي) اسم فاعل با تشدید لام.
    • «اسْتَبِقُوا» باب استفعال، دلالت بر طلب سرعت و پیشی گرفتن متقابل.
    • «قَدِير» صیغه مبالغه بر وزن «فعيل» از «قدر».
  • تعیین جمله‌ها از نظر معنا در فارسی:
    1. خبری کلی: هر کسی جهت و قبله‌ای دارد که بدان روی می‌کند.
    2. امر ارشادی: پس در نیکی‌ها از هم سبقت بگیرید.
    3. خبر شرطی اطمینان‌بخش: هر جا باشید، خدا همه شما را گرد می‌آورد.
    4. خبر تأکیدی اعتقادی: حقیقتاً خدا بر هر چیز تواناست.
  • نکته ترجمه‌ای درباره «الخيراتِ»:
    • جمع مؤنث سالم در حالت نصب و جر هر دو با کسره می‌آید: بنابراین «الخيراتِ» در اینجا مفعول‌به منصوب است با علامت فرعی «کسره» (قاعده: نصب و جر جمع مؤنث سالم با کسره).
Nach oben scrollen