002-142-091-بقرة

« Back to Glossary Index
مردم کم خرد خواهند پرسید چه باعث شد که آنان از قبله خود که بر آن بودند برگشتند؟ بگو مشرق و مغرب در اختيار الله است و او هر کس را که بخواهد بر راهی راست هدایت میکند (142)
متن عربی (آیه 142 سوره بقره): سَيَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلّاهُم عَن قِبلَتِهِمُ الَّتي كانوا عَلَيها ۚ قُل لِلَّهِ المَشرِقُ وَالمَغرِبُ ۚ يَهدي مَن يَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ

ترجمه تحت‌اللفظی (حداکثر ممکن به‌صورت واژه‌به‌واژه):

  • سَيَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ: به‌زودی نادانان از میانِ مردم خواهند گفت
  • ما وَلّاهُم عَن قِبلَتِهِمُ الَّتي كانوا عَلَيها: چه چیز آنان را از قبله‌شان که بر آن بودند برگردانید
  • قُل لِلَّهِ المَشرِقُ وَالمَغرِبُ: بگو: برای خداست مشرق و مغرب
  • يَهدي مَن يَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ: هدایت می‌کند هر که را بخواهد به‌سوی راهی راست

ترجمه روانِ نزدیک به متن:

  • به‌زودی نادانان از میان مردم می‌گویند: چه چیز ایشان را از قبله‌ای که بر آن بودند برگرداند؟
  • بگو: مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ هر که را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.

تحلیل واژگان، صرف، ریشه و نقش‌ها:

  1. سَيَقولُ
  • ریشه: ق و ل
  • وزن/باب: فعل مضارع مرفوع، ثلاثی مجرد (قالَ–يَقولُ)
  • ساخت: سَ + يَقولُ (سینِ استقبال + مضارع)
  • معنا: به زودی خواهد گفت
  • نقش: فعل جمله اول
  1. السُّفَهاءُ
  • ریشه: س ف ه
  • نوع: جمع مذکر سالم بر وزن فُعَلاء (مرفوع با ضمه)
  • معنا: نادانان، سبک‌سران
  • نقش: فاعل فعل «سيقول»
  1. مِنَ النّاسِ
  • ریشه: ن و س (واژه ناس)
  • نوع: جار و مجرور
  • معنا: از مردم
  • نقش: تمییز/بیان منشأ فاعلان (تبعیضی: برخی از مردم)
  1. ما
  • نوع: اسم استفهام
  • معنا: چه چیز؟
  • نقش: مفعول مقدمِ «وَلّى»
  1. وَلّاهُم
  • ریشه: و ل ي
  • باب: تفعیل (وَلّى–يُوَلّي)
  • صرف: فعل ماضی، غایب مفرد مذکر + ضمیر مفعولی «هم»
  • معنا: برگردانید/گردانید رو (کسی) آنان را
  • نقش: فعل جمله استفهامی
  1. عَن
  • نوع: حرف جر
  • معنا: از
  • نقش: می‌سازد جار و مجرور با «قبلة»
  1. قِبلَتِهِمُ
  • ریشه: ق ب ل
  • نوع: اسم «قِبلة» + ضمیر جمع «هم»
  • اعراب: مجرور به عن
  • معنا: قبله‌شان (روی‌کردگاهشان)
  • نقش: مفعول‌ٌبه غیرصریح با حرف جر
  1. الَّتي
  • نوع: اسم موصول مؤنث مفرد
  • معنا: که
  • نقش: رابطِ جمله موصولی صفت برای «قبلة»
  1. كانوا
  • ریشه: ك و ن
  • صرف: فعل ماضی ناقص (کان) + واو جمع
  • معنا: بودند
  • نقش: فعل ناقص جمله موصولی
  1. عَلَيها
  • ریشه: ع ل و (حرف جر «على»)
  • نوع: جار و مجرور + ضمیر «ها» (راجع به قبله)
  • معنا: بر آن
  • نقش: خبر کانَ (جار و مجرور در محل خبر)
  1. قُل
  • ریشه: ق و ل
  • صرف: فعل امر مخاطب مفرد
  • معنا: بگو
  • نقش: آغاز جمله امری/خطاب به پیامبر
  1. لِلَّهِ
  • ریشه: ا ل ه
  • نوع: جار و مجرور (لام ملکیت/اختصاص)
  • معنا: از آنِ خداست/برای خداست
  • نقش: خبر مقدمِ مبتدا محذوف یا خبر مقدّم برای مبتدای مؤخّر «المشرق والمغرب»
  1. المَشرِقُ
  • ریشه: ش ر ق
  • نوع: اسم مکان/اسم جهت
  • اعراب: مرفوع (مبتدا مؤخّر)
  • معنا: مشرق، خاور
  • نقش: مبتدا مؤخّر اول
  1. وَالمَغرِبُ
  • ریشه: غ ر ب
  • نوع: اسم مکان/جهت
  • اعراب: مرفوع (معطوف بر المشرق)
  • معنا: مغرب، باختر
  • نقش: معطوف به مبتدا مؤخّر
  1. يَهدي
  • ریشه: ه د ي
  • باب: ثلاثی مجرد (هَدى–يَهدي)
  • صرف: فعل مضارع مرفوع
  • معنا: هدایت می‌کند
  • نقش: فعل جمله خبری دوم
  1. مَن
  • نوع: اسم موصول عام/شرطی (اینجا موصول)
  • معنا: هر که را
  • نقش: مفعول مستقیمِ «يهدي»
  1. يَشاءُ
  • ریشه: ش ي أ
  • صرف: مضارع مرفوع (شاء–يشاء)
  • معنا: بخواهد
  • نقش: فعل صله موصول، فاعل محذوفش «هو» (خدا)
  1. إِلىٰ
  • نوع: حرف جر
  • معنا: به سوی
  • نقش: سازنده جار و مجرور
  1. صِراطٍ
  • ریشه: ص ر ط
  • نوع: اسم، نکره، مجرور
  • معنا: راه
  • نقش: اسم مجرور بعد از «إلى»
  1. مُستَقيمٍ
  • ریشه: ق و م (استقام از باب استفعال)
  • نوع: صفت برای «صراط»، مجرور تبعاً
  • معنا: راست/استوار

شناخت ساختار و نوع جملات:

  • جمله 1: سَيَقولُ السُّفَهاءُ مِنَ النّاسِ ما وَلّاهُم عَن قِبلَتِهِمُ الَّتي كانوا عَلَيها نوع: خبریِ آینده + درونش جمله استفهامی (استفهام انکاری/تعجّبی از زبان سفیهان) کارکرد معنایی: پیش‌گویی اعتراضِ افراد کم‌خِرَد درباره تغییر قبله.
  • جمله 2 (امری خطاب به پیامبر): قُل لِلَّهِ المَشرِقُ وَالمَغرِبُ نوع: امر برای اعلام پاسخ توحیدی کارکرد معنایی: تأکید بر مالکیت و فرمانروایی خدا بر جهات و قبله‌ها؛ نفی تعصّب مکان‌محور.
  • جمله 3: يَهدي مَن يَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُستَقيمٍ نوع: خبری کارکرد معنایی: بیان سنّت الهی در هدایت؛ تغییر قبله در چارچوب هدایت و آزمونِ ایمان است.

نکات نحوی و معنایی تکمیلی:

  • «سَـ» در «سيقول» دلالت بر قریب‌الوقوع بودن اعتراض‌ها دارد.
  • «مِنَ الناس» تبعیضی است: همه مردم نه، بلکه گروهی از میان مردم.
  • «ما ولّاهم» استفهام برای انکار/استبعاد: هدف، شبهه‌افکنی است نه طلب حقیقت.
  • «لله المشرق والمغرب» تقدیم جار و مجرور افاده حصر می‌کند: فقط برای خداست مشرق و مغرب.
  • «يهدي من يشاء» بیان ارتباط هدایت با مشیّت الهی، نه نفی اختیار انسان؛ سیاق در چارچوب آزمون و پذیرش فرمان الهی است.
  • «صراط مستقيم» ترکیب وصفی نکره برای بیان نوع راه: راهی استوار و بی‌انحراف.

جمع‌بندی معنایی فارسی:

  • به زودی سبک‌سرانی از میان مردم اعتراض می‌کنند که چرا مسلمانان قبله‌شان را عوض کردند. پاسخ الهی این است که همه جهات از آنِ خداست و او هر که را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند؛ پس تغییر قبله در مدار فرمان خدا و هدایت است، نه تابع ذوق و تعصّب.
Nach oben scrollen